تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهری کوچک از اطراف دره شهر که فقط از پلدختر مسیر دارد و حدود ۲ هزار جمعیت دارد و تمام مردم آن به زبان لری سخن می گویند و زینیوند ( دریکوند ) هستند از ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری کلوس:آهوی نر کلاس :آهوی ماده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

کوکو یا فاخته در زبان لری کپو کچی می شود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی کفش ، اسب سیاه و نوعی گیاه خوردنی ( دارویی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی آتشکده ( جدیدتر اجاق )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری مغراض ( نه مقراض ) یعنی قیچی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی زننده، بد ، نامناسب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی ظروف آشپز خانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان لری یعنی بهانه بحث ، بهانه بحث کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همچنین به گورکن های قبر کن و مرده خوار گور پشکنک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری ( بالاگریوه ای اندیمشک ) کوری کژل گفته می شود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی کمی نور ، روشنایی کم اندک، سوسوی نور

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری مینجایی ( بالاگریوه ای، خرم آبادی، شوهانی، سیلاخوری، چگنی ) ایسه :الان ریشه در کلمه اوستایی isa به همین معنی دارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان لری فیلی ( مینجایی، ثلاثی ) کشکاور:خمیازه کیشکاور کِشکِوار دون دره ، دو دره آژاشکی آژاژکی ( لرهای روستا های اسد آباد ) کشگوور

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی باز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان لری ( فیلی ، بختیاری، لری جنوبی ) یعنی ناهار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان لری یعنی احترام

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشگل یعنی پِهِن گوسفند و بز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تپاله بکن دهنت هیوا این بیشتر بهت میاد تپاله فروش

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای ملو:شنا ، شناگر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای چاوگ:پیپ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بالاگریوه ای کیه ناو : چشمه اگه اشتباه نکنم چم هم داریم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بالاگریوه ای نوورشت:غذا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای حقات: حکایت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای ملونی: شنا کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بالاگریوه ای بَسونم:بخرم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای حالخور:حرف

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای گارو:چوبی که با آن گاو را می زنند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای ملیم:شیرین بیان، کسی که زبان شیرینی داره

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای کروژنه:غضروف

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای پلیفته:فتیله

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

لری بالاگریوه ای ملات:سیمان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای قُلپو:فرتوت، پیر شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای چیت:چوبی که عشایر برای حصار میسازند و درست می کنند چیت جا: مکان حجله

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بالاگریوه ای بریژه:آدامس

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای آساره قوس:ستاره سهیل

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی کم پیدایی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای زوسرو:سحر ، سحرگاه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای قاف:متلک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بالاگریوه ای لاوردنگ: کنایه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای نوپالو:خر جوان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای شیت ژیت :سوت ( زدن )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای فیت :سوت ( سوت زدن )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای فیتکی: کسی که خراب کاری میکنه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای بیخ هنگل: زیر بغل

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای و لری بختیاری دشکه:نخ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری دوشناکه: دیروز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای دوشنا :دیشب

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری داسیله:داس کوچک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری دس زونی :اندوهگین، غمگین