تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری مینجایی می شود راحتی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری به معنای زیاد هست که توسط لرهای مینجایی کوهدشت و رومشگان و خرم آباد و بالاگریوه و تمام مینجایی به وفور دیده می شود و به معنای زیاد هست مث ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری دنوریچکه می شود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی دو شاخه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشتار ، سلاخی، قلع و قمع در زبان لری

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری مینجایی یعنی ردیف

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسوندی که در لری جنوبی و لری بختیاری و لری مینجایی ( ایل شوهان و بخشی از چگنی ) استفاده می شود و در بعضی مناطق مینجایی و لری ثلاثی به دلیل نزدیک شدن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماه ها در تقویم لری مینجایی نوروز ماه:فروردین گلبارماه:اردیبهشت جورش: خرداد میوه رسون:تیر مه گرمه:مرداد شنیارون:شهریور مالبار کنون:مهر آو سرد ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیف بر مجنون جنون من عیان نیست/ تا بدانستی که حالات جنون چیست میر نوروز

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه ای کهن در لری بختیاریِ استان لرستان به معنای رهگذر، مهمان موقت ( فرهنگستان زبان لری این کلمه توسط یک الیگودرزی در فرهنگستان نوشته شده )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری مینجایی وینه یعنی مانند ، مثل در گفتار مردم لر منقرض شده اما توسط شاعرانو اهل قلم لر هنوز مورد استفاده قرار می گیرد ( فرهنگستان زبان لری )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ای کهن لری به معنای نویسندگی که در حال فراموشی بود اما دهه ۸۰ توسط اهل قلم لر جزو واژگان لری ثبت شد ( فرهنگستان زبان لری )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری زِ وو زارو یعنی زن و بچه زِ ( ه ) یعنی زن زارو یعنی بچه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

از واژگان کهن لری به معنی زیبارو شاعر بزرگ میر نوروز: ایمرو و سر آو دیمه تتاری امروز بر نزدیکی آب شخصی زیبارویی را دیدم ( فرهنگستان زبان لری )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ای کهن لری در اشعار به معنای دانا و آگاه کردن یا آموزش دادن این کلمه اصیل و قدیمی هست که از پیرزا هست ( منبع فرهنگستان زبان لری )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ای کهن در زبان لری که در اشعار میر نوروز شاعر بزرگ لر بالاگریوه بوده و به معنای نشان دادن و ارائه کردن است و کلمه ای اصیل لری محسوب می شود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان لری مینجایی یعنی شرط

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری هَردِک یعنی هر دوتا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهری کوچک از اطراف دره شهر که فقط از پلدختر مسیر دارد و حدود ۲ هزار جمعیت دارد و تمام مردم آن به زبان لری سخن می گویند و زینیوند ( دریکوند ) هستند از ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری کلوس:آهوی نر کلاس :آهوی ماده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٨

کوکو یا فاخته در زبان لری کپو کچی می شود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی کفش ، اسب سیاه و نوعی گیاه خوردنی ( دارویی )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی آتشکده ( جدیدتر اجاق )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری مغراض ( نه مقراض ) یعنی قیچی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی زننده، بد ، نامناسب

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی ظروف آشپز خانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان لری یعنی بهانه بحث ، بهانه بحث کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همچنین به گورکن های قبر کن و مرده خوار گور پشکنک

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری ( بالاگریوه ای اندیمشک ) کوری کژل گفته می شود

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی کمی نور ، روشنایی کم اندک، سوسوی نور

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری مینجایی ( بالاگریوه ای، خرم آبادی، شوهانی، سیلاخوری، چگنی ) ایسه :الان ریشه در کلمه اوستایی isa به همین معنی دارد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان لری فیلی ( مینجایی، ثلاثی ) کشکاور:خمیازه کیشکاور کِشکِوار دون دره ، دو دره آژاشکی آژاژکی ( لرهای روستا های اسد آباد ) کشگوور

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لری یعنی باز

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان لری ( فیلی ، بختیاری، لری جنوبی ) یعنی ناهار

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان لری یعنی احترام

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشگل یعنی پِهِن گوسفند و بز

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تپاله بکن دهنت هیوا این بیشتر بهت میاد تپاله فروش

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای ملو:شنا ، شناگر

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای چاوگ:پیپ

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بالاگریوه ای کیه ناو : چشمه اگه اشتباه نکنم چم هم داریم

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بالاگریوه ای نوورشت:غذا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای حقات: حکایت

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای ملونی: شنا کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

لری بالاگریوه ای بَسونم:بخرم

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای حالخور:حرف

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای گارو:چوبی که با آن گاو را می زنند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای ملیم:شیرین بیان، کسی که زبان شیرینی داره

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای کروژنه:غضروف

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لری بالاگریوه ای پلیفته:فتیله

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١

لری بالاگریوه ای ملات:سیمان