پیشنهادهای فیلی (٦٨٥)
کلمه ای کهن در لری بختیاریِ استان لرستان به معنای رهگذر، مهمان موقت ( فرهنگستان زبان لری این کلمه توسط یک الیگودرزی در فرهنگستان نوشته شده )
لری مینجایی وینه یعنی مانند ، مثل در گفتار مردم لر منقرض شده اما توسط شاعرانو اهل قلم لر هنوز مورد استفاده قرار می گیرد ( فرهنگستان زبان لری )
واژه ای کهن لری به معنای نویسندگی که در حال فراموشی بود اما دهه ۸۰ توسط اهل قلم لر جزو واژگان لری ثبت شد ( فرهنگستان زبان لری )
در زبان لری زِ وو زارو یعنی زن و بچه زِ ( ه ) یعنی زن زارو یعنی بچه
از واژگان کهن لری به معنی زیبارو شاعر بزرگ میر نوروز: ایمرو و سر آو دیمه تتاری امروز بر نزدیکی آب شخصی زیبارویی را دیدم ( فرهنگستان زبان لری )
کلمه ای کهن لری در اشعار به معنای دانا و آگاه کردن یا آموزش دادن این کلمه اصیل و قدیمی هست که از پیرزا هست ( منبع فرهنگستان زبان لری )
کلمه ای کهن در زبان لری که در اشعار میر نوروز شاعر بزرگ لر بالاگریوه بوده و به معنای نشان دادن و ارائه کردن است و کلمه ای اصیل لری محسوب می شود
در زبان لری مینجایی یعنی شرط
در زبان لری هَردِک یعنی هر دوتا
شهری کوچک از اطراف دره شهر که فقط از پلدختر مسیر دارد و حدود ۲ هزار جمعیت دارد و تمام مردم آن به زبان لری سخن می گویند و زینیوند ( دریکوند ) هستند از ...
در زبان لری کلوس:آهوی نر کلاس :آهوی ماده
کوکو یا فاخته در زبان لری کپو کچی می شود
در زبان لری یعنی کفش ، اسب سیاه و نوعی گیاه خوردنی ( دارویی )
در زبان لری یعنی آتشکده ( جدیدتر اجاق )
در زبان لری مغراض ( نه مقراض ) یعنی قیچی
در زبان لری یعنی زننده، بد ، نامناسب
در زبان لری یعنی ظروف آشپز خانه
در زبان لری یعنی بهانه بحث ، بهانه بحث کردن
همچنین به گورکن های قبر کن و مرده خوار گور پشکنک
در زبان لری ( بالاگریوه ای اندیمشک ) کوری کژل گفته می شود
در زبان لری یعنی کمی نور ، روشنایی کم اندک، سوسوی نور
لری مینجایی ( بالاگریوه ای، خرم آبادی، شوهانی، سیلاخوری، چگنی ) ایسه :الان ریشه در کلمه اوستایی isa به همین معنی دارد
در زبان لری فیلی ( مینجایی، ثلاثی ) کشکاور:خمیازه کیشکاور کِشکِوار دون دره ، دو دره آژاشکی آژاژکی ( لرهای روستا های اسد آباد ) کشگوور
در زبان لری یعنی باز
در زبان لری ( فیلی ، بختیاری، لری جنوبی ) یعنی ناهار
در زبان لری یعنی احترام
پشگل یعنی پِهِن گوسفند و بز
تپاله بکن دهنت هیوا این بیشتر بهت میاد تپاله فروش
لری بالاگریوه ای ملو:شنا ، شناگر
لری بالاگریوه ای چاوگ:پیپ
لری بالاگریوه ای کیه ناو : چشمه اگه اشتباه نکنم چم هم داریم
لری بالاگریوه ای نوورشت:غذا
لری بالاگریوه ای حقات: حکایت
لری بالاگریوه ای ملونی: شنا کردن
لری بالاگریوه ای بَسونم:بخرم
لری بالاگریوه ای حالخور:حرف
لری بالاگریوه ای گارو:چوبی که با آن گاو را می زنند
لری بالاگریوه ای ملیم:شیرین بیان، کسی که زبان شیرینی داره
لری بالاگریوه ای کروژنه:غضروف
لری بالاگریوه ای پلیفته:فتیله
لری بالاگریوه ای ملات:سیمان
لری بالاگریوه ای قُلپو:فرتوت، پیر شده
لری بالاگریوه ای چیت:چوبی که عشایر برای حصار میسازند و درست می کنند چیت جا: مکان حجله
لری بالاگریوه ای بریژه:آدامس
لری بالاگریوه ای آساره قوس:ستاره سهیل
در زبان لری یعنی کم پیدایی
لری بالاگریوه ای زوسرو:سحر ، سحرگاه
لری بالاگریوه ای قاف:متلک
لری بالاگریوه ای لاوردنگ: کنایه
لری بالاگریوه ای نوپالو:خر جوان