پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٢٤١)

بازدید
٢,٨٧٧
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این ادعا که واژه ی �کِرَم� فارسی نیست و عربی است، بیشتر ناشی از ناآگاهی یا سوء برداشت است. بیایید علمی و با منابع بررسی کنیم: - - - ۱. جایگاه وا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقدس. [ م ُ ق َدْدَ ] ( ع ص ) پاک کرده. ( مهذب الاسماء ) . به پاکی یاد شده. به پاکی خوانده شده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . پاک و پاکیزه. ( ناظم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

( معجزة ) معجزة. [ م ُ ج ِ زَ ] ( ع اِ ) آنچه نبی عاجز کند بدان خصم را وقت غلبه جستن در دعوی. ج ، معجزات. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) . امر خ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوابق. [ س َ ب ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ سابقه : گمان نمیباشد که شتر. . . سوابق تربیت را به لواحق کفران خویش مقابله روا دارد. ( کلیله و دمنه ) . بحقوق صحب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معصیت. [ م َ ی َ ] ( ع اِ ) مخالفت و نافرمانی و سرکشی و عدم اطاعت و عصیان. ( ناظم الاطباء ) : زیان نبود و نباشدْت از او چنانکه نبود زیان ز معصیت دیو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط. [ م َ ] ( ع ص ) بسته. ( منتهی الارب ) . محکم کرده و بسته شده. ( از اقرب الموارد ) . بند کرده شده. || متعلق. منسوب. ( ناظم الاطباء ) . وابسته. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعاها ریشه در ناآگاهی و تحریف دارند. اجازه بدهید مستند و علمی بررسی کنیم. - - - ۱. واژه �زای� در فارسی �زای� به صورت فعل �زاییدن� ( = تولد دا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

�ریشه شناسی علمیِ زبان شناسی تاریخی� ( همان چیزی که حسن دوست و منابع غربی ارائه می دهند ) و دیگری �تبیین های مردمی و هویتی� که بیشتر در فضای اجتماعی/ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

کاربر مدعی است که واژه ی story در انگلیسی از ترکی گرفته شده و معنی �بالاترین سطح� دارد ( از ترکی �st - dur ) . این ادعا هم از نظر زبان شناسی و هم از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این مطالب جعلی را برای بررسی می فرستید. بیایید مرحله به مرحله و با منابع معتبر بررسی کنیم. - - - 1. �اساس� یک واژهٔ عربی است، نه ترکی و نه فارس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

این ادعا که کلمه ی �دب� در فارسی و واژه هایی مثل دبیر، دبیره، دبستان و دبیرستان ریشه در زبان ترکی دارد، یک ادعای جعلی و نادرست است و از نظر زبان شناس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیایید ادعای جعلی را با استناد به منابع معتبر زبان شناسی فارسی و تاریخی به شکل علمی نقد کنیم: - - - ۱. ریشهٔ فارسی �بلند� منابع معتبر: فرهنگ م ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

ادعا درباره ریشه ی کلمات فارسی و ارتباط آن ها با ترکی است، اما از منظر زبان شناسی تاریخی و مستند، این ادعاها کاملاً نادرست و جعلی هستند. اجازه بدهید ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

این ادعاها رو با دقت علمی بررسی کنیم. من قدم به قدم هر بخش رو توضیح میدم و منابع معتبر هم معرفی می کنم تا کاملاً مستند باشه. - - - ۱. ادعای �پا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بحث ریشه شناسی و ادعاهای عامیانه درباره ارتباط کلمهٔ باسن و واژه های ترکی. اجازه دهید قدم به قدم با منابع معتبر تحلیل کنم و جعلی بودن برخی برداشت ها ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

این جعلیات را نقد کنیم، چون دقیقاً برای تحریف هویت زبانی و تاریخی ملت ها ساخته می شوند. من بر اساس منابع معتبر زبان شناسی و تاریخ زبان توضیح می دهم: ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اروس به گفته لغت نامه دهخدا از ریشه ی واژه الوس فارسی هست. واژه الوس. [ اُ ] ( ص ) بمعنی سفید، و در پهلوی الوس یا اروس برابر است با واژه اوستا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این ادعا که �واژهٔ گل ترکی است و از گول مک به معنی خندیدن آمده� یک جعل و تحریف آشکار است. اجازه بدهید مستند و با منابع پاسخ بدهم: - - - ۱. واژه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

این یکی از ادعاهای جعلی و غیرعلمی است که بعضی ها مطرح می کنند، درحالی که با شواهد زبانی و تاریخی قابل ابطال است. بگذارید مستند بررسی کنیم: - - - ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �نِزار� ( در فارسی ) را صرفاً عربی بداند و نتیجه بگیرد که �نزار� در فارسی اصلاً ریشه ندارد. این ادعا درست نیست و نیاز به واکاوی دارد. - - ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

این ادعا که �واژه استاد عربی است� کاملاً جعلی و غیرعلمی است. اجازه بدهید با منابع معتبر ریشه شناسی بررسی کنیم: - - - 🔹 ۱. ریشه واژه �اُستاد� در ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

این نوع متن ها که در فضای مجازی پخش می شوند معمولاً بدون منبع و بر اساس حدس های سطحی ساخته می شوند و بیشتر هدفشان تحریف زبان شناسی و تاریخ است. من بر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشاع. [ م ُ ] ( ع ص ) بخش ناکرده : سهم مشاع ؛ بهره بخش ناکرده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . مشترک و تقسیم ناکرده شده. و اکثر استعمال آن در زمین ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشایم. [ م َ ی ِ ] ( ع اِ ) مشیم. ج ِ مَشیمة. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) . و رجوع به مشیمة شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشایعت. [ م ُ ی َ / ی ِ ع َ ] ( از ع ، اِمص ) با کسی یاری کردن. || چند قدم همراه کسی رفتن برای رخصت. ( غیاث ) . همراهی با مسافر تا او را به منزل رسان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشایخ. [ م َ ی ِ ] ( ع اِ ) پیران. این جمع شیخ است خلاف القیاس. . . و نیز. . . مشایخ جمع مشیخه است و مشیخه جمع شیخ ، پس از این ثابت شد که مشایخ جمعال ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مشاطة ) مشاطة. [ م ِ طَ ] ( ع اِمص ) صنعت شانه کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . شغل و صنعت شانه کردن. ( ناظم الاطباء ) . حرفه ماشطه ( زن شانه کن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشارک. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) انباز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . انباز. شریک و مشترک. ( ناظم الاطباء ) . انباز. شریک. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) . شریک. ( ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

مشاور. [ م َ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَشارة، به معنی یک کرد زمین. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) . ج ِ مشارة و مشور. ( ناظم الاطباء ) . مشاویر. ( منتهی ال ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشارکت. [ م ُ رَ / رِ ک َ ] ( از ع ، اِمص ) مأخوذ از عربی شراکت و انبازی و حصه داری وبهره برداری. ( ناظم الاطباء ) . شرکت : و در این تن سه قوه است ی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشاهیر. [ م َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ مشهور. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( دهار ) ( ناظم الاطباء ) . و مجازاً به معنی بزرگان و ناموران. ( غیاث ) ( آنندراج ) . مر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

مشاجره. [ م ُ ج َ رَ ] ( از ع ، اِمص ) منازعه و مناقشه. ( ناظم الاطباء ) . مخاصمه. نزاع. اختلاف. ستیزه. مشاجرت : و آن ایراد قصه بود که چه رفته است و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ظهور. [ ظُ ] ( ع اِ ) ج ِ ظَهر. ظهور. [ ظُ ] ( ع مص ) آشکار شدن. آشکارا شدن. پدید آمدن. پدیدار شدن. ظاهر شدن : مرد. . . توبه کرد که پیش از ظهور حجتی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشابر. [ م َ ب ِ ] ( ع اِ ) گرهای گز که جهت پیمایش ربع و نصف و مانند آن داغ و نشان کنند و به اعتبار آن جامه و جز آن را فروشند. ( منتهی الارب ) . رخنه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مشابکة ) مشابکة. [ م ُ ب َ ک َ ] ( ع اِمص ) تخالط و آمیختگی با یکدیگر. مشابکت : امور آن حضرت بمشارکت و مشابکت و موافقت و مطابقت ایشان در نباهت قدر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه قراول صد درصد ترکی به فارسی نگهبان، پاسدار، دیدبان قراول. [ ق َ وُ ] ( ترکی ، اِ ) پیشرو لشکر. ( ناظم الاطباء ) . || فوجی که پیشاپیش رود و از س ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

غرقاب. [ غ َ ] ( اِ مرکب ) غرق آب. آب عمیق را گویند که نقیض پایاب است. ( برهان قاطع ) . غرقاب به قلب اضافت به معنی آب عمیق. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منقول. [ م َ] ( ع ص ) نقل کرده شده و جابجاکرده شده. ( ناظم الاطباء ) . جابجاگردیده. از جایی به جایی برده شده. || نقل شده و حکایت شده و خبرداده شده و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جرات. [ ج ِرْ را ] ( ع اِ ) ج ِ جَرَّة. ( یادداشت مؤلف ) . رجوع به جرة شود. جرأت. [ ج ُ ءَ ] ( ع مص ، اِ مص ) جرئت دلیری نمودن. ( ناظم الاطباء ) . ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

ثبت. [ ث َ ] ( ع مص ، ص ، اِ ) قرار دادن. برجای بودن. ثبوت. استواری. پایداری. || حجت. دلیل. برهان. بینة. سلطان. || نوشتن. || مهر توقیع. || مرد معتمد. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقطر. [ م ُ ق َطْ طَ ] ( ع ص ) قطره قطره چکانیده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ) . قطره قطره چکیده و قطره قطره چکانیده. ( ناظم الاطباء ) : پر فایده و نعمت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقطوف. [ م َ ] ( ع ص ) چیده شده و گویند ثمر مقطوف. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . || ( در اصطلاح عروض ) اجزای عروضی که بدان قطف راه یافته باش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقطوع. [ م َ ] ( ع ص ) بریده و قطعشده و منقطعگشته و جداشده و سواگشته و منفصل شده و گسیخته شده. ( ناظم الاطباء ) . - قیمت مقطوع ؛ که جای چانه و کم ک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقطع. [ م َ طَ ] ( ع مص ) بریدن. قطع. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . به معنی قطع کردن نیز آمده و در این صورت مصدر میمی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متشابه. [ م ُ ت َ ب ِه ْ ] ( ع ص ) ماننده. ( منتهی الارب ) . مانندشونده و مانند. ( آنندراج ) . شبیه و مانند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماوقع. [ وَ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) اتفاق و حادثه و سانحه. ( ناظم الاطباء ) . رویداد. ماجری. گزارش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طاعت. [ ع َ ] ( ع اِمص ) بندگی. ( منتهی الارب ) . فرمان بردن. ( آنندراج ) . فرمانبرداری. ( مهذب الاسماء ) . اطاعت. انقیاد. عبودیت. طوع. اِقَه. طواعیة ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طاعون. ( ع اِ ) مرگامرگی. ج ، طواعین. ( منتهی الارب ) . شآمت و مرگ عام. ( لطایف ) . || وبا. ( دهار ) . داءالشوکة که مرضی است الیافی عام و کشنده. || د ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملاقات. [ م ُ ] ( ع اِمص ) مأخوذ از تازی ، دیدن و دیدارو رویارویی و مقابله و دوچارشدگی. ( ناظم الاطباء ) . ملاقاة : این احمد رافع را با عبدالجبارخوج ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راکد. [ ک ِ ] ( ع ص ) ثابت و برجای از هر چیزی. ( از تاج العروس ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . آرام گرفته. ( کنزاللغات ) . ساکن ، مق ...