پیشنهادهای مماسن (٩٨)
در لری ممسنی تَکی، پشت = تکیه گاه
در لری ممسنی با منش ، با منشت = متفکر ، با فکر ، با شخصیت ، عاقل ، فکور
در لری ممسنی دهس خدا ، خدا بالِی سرت ، خدا بوینت ، زِر پِی خدا بِی = خدا حافظ
در لری ممسنی تِرکَه = سنجاب
لری ممسنی اِلازَه = تفکیک ، جدا ، ویژه اِلازَه مند ، اِلازَه پذیر = تفکیک پذیر
لری ممسنی اِلازَه = تفکیک ، جدا ، ویژه اِلازَه مند ، اِلازَه پذیر = تفکیک پذیر
لری ممسنی بچه دون ، پُس دون ، زَهاک = رَحِم مایِی زَهاک = مایع درون رحم ( مایع آمونیاک )
لری ممسنی چَواسه ، واری ، وارینَه ، جا وَه جا = برعکس زَر وَه ری ( زَرَه ری ) ، دمَری = برعکس به گونه ای که زیر و رو جا به جا شود چپ و راس = برعکس ب ...
لری ممسنی همه = عموم همه گَلِی = عمومی ، عام المنفعه هَرگَلِی = عمومی ، هرکی به هرکی ( بار منفی دارد )
لری ممسنی وَه تَه ، وَه بُن = اصلاً ، به هیچ وجه ، هرگز
لری ممسنی بُن ریشَه ، رگ و ریشه = اصالت
لری ممسنی دُنگارَه ، دُنگو = غلات و حبوبات
لری ممسنی نِژدَه ، تُخم = تخمه ( نژاد ، نسل ) تُخمَک = تخمه ( خوراکی )
لری ممسنی رَگَه ، رَج = ردیف
لری ممسنی رقات = ردیف وَه رقات = به ردیف
لری ممسنی رُو = جریان ، روان بودن ؛ تا خین مِن لَشُم رُو ایکنه وِی ولات واگِری ایکنم یعنی تا خون در رگم جریان دارد از این سرزمین دفاع می کنم
لری ممسنی بَردی = سنگی
لری ممسنی هَس ( فتحه کشیده ) ، هَسَه خون = استخوان
لری ممسنی گراز = گراز ماخیک = گراز ماده ( ماده خوک ) جیره گراز = توله گراز بِرا = گراز نر
لری ممسنی دورَه ، مَر = عصر ، دوره ( دوره زمانی )
لری ممسنی پَسین = عصر ، بعد از ظهر دَمَه پَسین ، اَفتُو نشین ، گُرگ و میش = غروب
لری ممسنی نیمرو = ظهر
لری ممسنی چَپَل ، پِلَشت ، گَمبو ، چَلُم = کثیف
لری ممسنی نَشم = لذت ، حال و حول ؛ در لری بختیاری و لری پهلی یا فِیلی واژه نشمین معنی زیبا و زیبا رو می دهد
لری ممسنی تُل = تپه
لری ممسنی جُمِش ، رُو = حرکت
لری ممسنی سول = اطلاع
لری ممسنی بِلِنگَه = درخشش بلنگه بلنگ = درخشیدن ، برق زدن
لری ممسنی بار ، کَش ، کَشَه ، وِلا = دفعه
لری ممسنی وَه راسی = واقعاً
لری ممسنی غشِن = جمعیت ، گروه ؛ مانند قشون در فارسی
لری ممسنی نِژده = نسل
لری ممسنی کِسم ، رسیم = رسم و رسومات
لری ممسنی از نُو = دوباره ، مجدد
لری ممسنی وَنُو ، دوباره = مجدد
بِرچ در لری به معنی برق است و بِرچه به معنی برق زدن یا برقه زدن است و احتمالا به دلیل نداشتن چ در عربی برچ به برق تبدیل شده
در لری هم پرسی یعنی مشاوره
در لری ممسنی و کلا زبان لری بستگی به نوع ساخت دیوار ممکن است نام های متفاوتی برای دیوار وجود داشته باشد از جمله کَرَ ( kara ) تلفظی دقیقا شبیه کره غذ ...
لری ممسنی = فده ( fađa ) د به صورت کوتاه تلفظ می شود ، در بعضی از گویش های زبان لری هُوش و اُوشا هم گفته میشه ، اُوشا در لری ممسنی با اندکی اختلاف با ...
حمله در لری ممسنی = هرِش ، یرِش ، هِی ، هَلمَت ، هَپَرون
غار در لری میشه اِشکَفت
داشت در لری ممسنی یعنی جشن عروسی و احتمالا از واژه داو پارسی باستان به معنی دعوت گرفته شده و به اشتباه آن را لری شده دعوت می دانند در صورتی که واژه د ...
یَغُر ، غُر = تکاور جَرجَروشک = دعوایی ، اوباش ، ارازل گند دار ، دلدار = با جرئت
یَغُر = هم معنی درشت اندام می دهد و هم فرد سرحال و خوش هیکل و هم تکاور و رنجر
یَل ، یلون ، بروک = درشت اندام ، هیکل مند یلون بیشتر برای خانم ها بکار می رود و یل برای آقایان
ناب در زبان لری معنیه متناسب و مطبوع می دهد
در ممسنی معادل بربر ( وحشی و بی فرهنگ ) میشه یوم ( yum )
به ناندان حصیری تویزه گفته میشه ( ویرایش اشتباه تایپی در پست قبلی ) تویزه = نان دان
یورغه در ضرب المثل تخم مرغ دزد یورغه دزد می شود ممکنه معنی شترمرغ هم بده ولی امروز بیشتر معنی شاه دزد می دهد
وَنوش ( vanush ) در لری ممسنی معنی شادکام و خرسند می دهد، همیشه وَنوش بِی یعنی همیشه شادکام باشی و دنیا به کامت باشه