پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
جنباننده، تکان دهنده.
چیز شناور بر روی هوا یا آب.
اهتزاز، تموج، باد بزن.
نفخه، نسیم، شناوری، اهتزاز.
اهتزاز پرچم یا هر چیز دیگری برای علامت دادن، اوه، پیف، خفیف، تشر، نظر، بی ارزش.
( waddie ) گاو چران، ( wad dy. ) چماق بومیان استرالیا
کندرو، تلو تلو خور.
( waddy ) گاو چران
( wadeable ) کُپه کردنی، توده کردنی، قابل لایه گذاری
گروه ارتشی زنان، حروف اول کلمات corps army s'women.
گیجی، حواس پرتی.
( vulval ، =vulvar ) فرج مانند، دارای شکافی شبیه فرج
فرج مانند، دارای شکاف فرج مانند.
( vulvate ، =vulvar ) فرج مانند، دارای شکافی شبیه فرج
شفا دهنده زخم، بهبود دهنده، داروی زخم.
( volcanologist ) دانشمند آتشفشان شناس
( volcanology ) آتشفشان شناسی
جوشکار برقی.
حالت آتشفشانی.
لاستیک سخت و جوش خورده ولکانیت.
واکه گذاشتن، حروف صدادار بکار بردن.
( voodoo ) جادوگر سیاه پوست، افسونگر، جادوگری، افسون کردن
اعطا، تقویض.
کسی که برای او گواهی و شهادت میدهند.
بدون رای، بی رای، بدون رای کافی.
گردابی، حلقوی، پیچاپیچ، مارپیچی.
زنی که خود را وقف خدمت یاامری کرده باشد، زن نذردار.
مربوط به گردباد و چرخش باد، گردبادی.
مکتب نقاشی کوبیسم انگلیسی که در نقاشی از صنایع جدید نیز استفاده کرده.
گردابی، حلقوی.
ماده مستفرغه، ماده قی شده.
قی پی درپی، اوغ زنی، استفراغ پیاپی.
دارای کیسه غشادار و پیازدار ( در پائین ساقه بعضی قارچها ) .
شهوترانی کردن، شهوت انگیزکردن.
شهوتران، خوشگذران، عیاش.
حجم سنج، غلظت سنج.
ولتاژ سنج برقی، وابسته به ولتاژ سنج.
تثبیت کننده اختلاف سطح.
ولتاژ الکتریکی، مقدار ولتاژ برق.
شلیک کننده.
حالت افعال ارادی.
وابسته به آتشفشان شناسی.
متخصص در علم علل طبیعی آتشفشان. دانشمند آتشفشان شناس.
تبخیرشدن، بخارکردن.
انباره فرار.
عمل تبخیر.
حافظه فرار.
وال، پارچه نازک لباسی زنانه.
گنگ، بی صدا، بدون رای و عقیده، بیواک.
با کار افت صدائی.