پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)
واژه سوئدی: بیش از حد لزوم اضافه کردن, سربار کردن, باز افزایش.
واژه سوئدی: اضافی.
واژه سوئدی: از اقصی نقطه, از دورترین نقطه خارج, اقصی نقطه, دور, بیشترین, منتهای کوشش, حداکثر, دورترین.
واژه سوئدی: بی نهایت, خیلی زیاد, حداکثر, درمنتهی الیه, دورترین نقطه, فزونی, مفرط.
واژه سوئدی: داوری, دادرسی, فتوی, رای.
واژه سوئدی: مطلق, به حداکثر, به اعلی درجه, کاملا, جمعا, حد اعلی, غیر عادی, ادا کردن, گفتن, فاش کردن, بزبان آوردن.
واژه سوئدی: مشاهده, ملا حظه, نظر, اداء, اظهار, سخن, نطق, گفتن.
واژه سوئدی: بیرونی, خارجی, ظاهری, واقع در سطح خارجی, واقع در خارج, کمک پزشک روزانه, ظاهر, سطح, ظواهر
واژه سوئدی: بیگانگی, احوال ظاهری, وقوع درخارج.
واژه سوئدی: دیوار با حیاط خارجی قلعه ملوک الطوایفی.
واژه سوئدی: آشکار سازی, ظهور, ابراز.
واژه سوئدی: سبیل, بروت.
واژه اسپانیایی : تازی مخصوص شکار روباه.
واژه فنلاندی : تنها , تک , دلتنگ , مجرد , بیوه , یکه , مجزا ومنفرد, تنها , بیکس , غریب , بی یار , متروک , بیغوله , دلتنگ وافسرده , ملول, فقط , محض , ...
واژه فنلاندی : مطلق , غیر مشروط , مستقل , استبدادی , خودرای , کامل , قطعی , خالص , آزاد از قیود فکری , غیر مقید , مجرد , دایره نامحدود.
واژه فنلاندی : ساده, راست , درست , بی پرده , رک , سر راست , آسان.
واژه فنلاندی : بیتا , بی همتا , بیمانند , بی نظیر , یکتا , یگانه , فرد.
واژه فنلاندی : یازده , عدد یازده.
واژه فنلاندی : اختصاصی , خصوصی , محرمانه , مستور , سرباز , اعضاء تناسلی.
واژه فنلاندی : جزء , تفصیل , جزئیات , تفاصیل , اقلام ریز , حساب ریز , شرح دادن , بتفصیل گفتن , بکار ویژه ای گماردن , ماموریت دادن.
واژه ایتالیایی : زبون , فروتن , متواضع , محقر , پست , بدون ارتفاع , پست کردن , فروتنی کردن , شکسته نفسی کردن.
واژه ایتالیایی : نقل کردن , مظنه دادن , نشان نقل قول.
واژه ایتالیایی : فرونشاندن , سرکوب کردن , تسکین دادن.
( =rabble ) توده مردم پست، اراذل واوباش
اهل جزیره تاهیتی در جزایر پلینزی.
چراغ عقب اتومبیل.
بی دم.
فرم، شکل، شکل وساخت مجسمه ( خیاطی ) ، کمر، شکل ودوخت کمر.
بزکوهی بزرگ تبت.
گرامافون، دستگاه ضبط صوت.
صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره.
پرحرف، حراف.
پیه مانند، چرب، پیه اندود.
کلاه منگوله دار یا دکمه دار.
طبل هندی.
( tameable ) رام شدنی، رام کردنی
سیاه کاج.
تنبور، دهل، تنفس نگار، بنض نگار، ( مبل سازی ) رویه یا دیواره متحرک چوبی، دیواره متحرک چوبی ساختن.
رام نشدنی.
( tamable ) رام شدنی، رام کردنی
انجمن تامانی نیویورک، وابسته بانجمن طرفدار کسب نفوذ سیاسی وبلدی بوسیله رشاء.
فضول، مداخله کننده.
مازوی دباغی، پوست مازو، مازوئی.
در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...
نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...
زنتا Zenta یا Senta شهری در شمال صربستان در ۱۳۰ کیلومتری شمال غربی بلگراد است و جنگ زنتا میان عثمانی و هابسبورگ ( اتریش ) در تاریخ عثمانی معروف است.
سازمان اداری و نظامی عثمانی به دلیل ۱۶ سال جنگ فرسایشی و سلطه مدیران ناشایست به شدت متلاشی بود. در این زمان عثمانی در چهار جبهه در برابر اتریش، لهستا ...
واژه فرانسوی : شما , شمارا.
واژه سوئدی: تبر, تیشه, تبر دو دم, تبرزین, با تبر قطع کردن یا بریدن, تبرکوچک, تیشه, ساتور, باتبر جنگ کردن.
واژه ایتالیایی : آرام کردن , تسکین دادن , ساکت کردن.