پیشنهادهای علیرضاایرانیان (٦٩٩)
غروش: در ادبیات فارسی گاهی بجای خروش بکار رفته، در صدر اسلام، بعنوان واحد پول رایج در سرزمینهای عربی در مباحث دیه دیده میشود، بعنوان واحد مسکوک رایج ...
خیلی چاکریم، کلامی که زیاد شنیده ایم، ولی. . . خیلی شاکریم درسته، یعنی ممنونتم، قدر دانت هستم، بخاطر نزدیکی دو حرف ( چ و ش ) در گویش این کلمه تغییر ک ...
یه جوری حرف زدم طرف رو یه لقمه چپش کردم، لقمه چپ بی معنی هست و چپ و راست ندارد، در اصل لقمه چرب هست. ادبیاتمون و زبان پارسی مون خیلی پربار و غنی هست ...
خواتیم جمع خاتم به معنی پایان و خاتمه است. چون در گذشته انگشتر حکم مهر را داشته و در پایین نامه با انگشتر مهر و امضاء میزدند، به انگشتری که حکم مهر ...
شیلتاق و شلتاق احتمالاً ریشه ترکی داره، جفتک پرانی و افسارگسیختگی در حیوانات اهلی را میگویند، وقتی بچه ای لنگ و لگد میزند و شلوغ میکند میگویند شلتاق ...
بدخواه و دشمن مخفی، کسی که مخفیانه خصومت خود را اجرا میکند، از قدیم مرسوم بوده موقعی که کسی به کشاورزی قصد خسارت زدن داشت، شبانه آب آبیاری را در تاری ...
یعنی تند و سریع و عجولانه کاری را انجام دادن، مثلاً میگویند چاپار چاپار اومد و رفت. . یا چاپار چاپار غذا نخور. در اصطلاح عامیانه معادل هول هولکی هست.
ریش گرچه به معنی ( زخم و محاسن ) هست ولی در کلمه همریش ظاهراً نمیتونه هم زخم معنی بشه، گویا مخفف همریشه است، به این معنی که دو نفر باجناق و هم داماد ...
بنه کوه منطقه نمونه گردشگری بنه کوه در شمال شهر گرمسار واقع شده است. این منطقه به دلیل قرار داشتن بر سر راه باستانی گرمسار ( خوار ) به مازندران، از ...
معادن نمک گرمسار در منطقه سر دره گرمسار تعدادی راه فرعی در دو طرف جاده وجود دارد که به معادن نمک ختم می شود. در این منطقه ۲۷ معدن نمک وجود دارد که د ...
خانه تاریخی باقری ها ( موزه اقوام ) ساختمان تاریخی باقری یکی از خانه باغ های قدیمی و به جای مانده از اواخر دوره قاجار است که در دوطبقه ساخته شده اس ...
شهر گرمسار در منطقه ای واقع شده که در طول تاریخ سرزمین ایران شاهد فراز و نشیب های بسیاری بوده است، در دوران باستان و در کتیبه های آشوری از این محل به ...
اَرونه که به معنی شتر ماده هستش.
آرخُلُق نام نوعی قبا که قدیم می پوشیدند
نام قرچک به صورت اوستایی گِرِذَک و به شکل سنسکریتی گَرتَک به معنی محل شکاف و سوراخ بوده و اشاره به قنات آن دارد، قرچک از نظر جغرافیا در�استان�تهران، ...
اُغُنی اصطلاحی که بیشتر در گرمسار استفاده میشه به معنی حالت کباب نیم پز که هنوز آبش جمع نشده
ریال واحد پول ایران، سکه نقره اسپانیا و مستعمرات آن در قاره آمریکا بود. این نام در زمان صفویه در ایران رواج یافت و کوچکترین سکه نقره ایران، برابر با ...
پوزش بانو سادات خاتمی از دست کسی دلخور نشید من اشتباهن دستم خورد روی دیس لایک وجدان درد گرفتم چرا اینجوری شد پوزش🙏 بجاش شما دوتا دیس لایک بزن برام🙏
اِشلان نوعی مواد شوینده که از گیاهان شور کویری به دست می آید که بیشتر مردم گرمسار این لغت رو بکار میبرند.
اِشلان نوعی مواد شوینده که از گیاهان شور کویری به دست می آید.
اَلَلگزی یعنی بی حساب و کتاب و سر خودی.
آلاغوره یعنی انگور نارس. مرحله بین غوره و انگور
اُخُل لولو . موجودی ترسناک که برای ترساندن بچه ها بیان میشد و در نقاط دیگر لولو خورخوره متداول هست.
ابو عثمان عمرو بن بحر ( ۱۶۰ - ۲۵۵ ق ) مشهور به جاحظ ؛ ادیب معتزلی، آوازه وی بیشتر به دلیل مهارت او در فنون ادبی است؛ او بسیار زشت بوده و داستان معروف ...
superstition این واژه تقریباً معادل خرافه به معنی عقاید بی اساس ، عجیب و توخالی ست. این واژه از نام مردی از قبیله عُذره گرفته شده است. در تاریخ و رو ...
این واژه از نام مردی از قبیله عُذره گرفته شده است. در تاریخ و روایات آمده: طایفه ی اجنّه، مردی به نام خرافه را که شخص صالحی بود اسیر کردند. وی، مدتی ...
آستونک یعنی قصه
خُمبه: این کلمه شکسته شده ی کلمه خمره هست و نوعی توهین به فرد چاق معادل کلمات خیکی. گامبو. خامبو.
خامبو به معنی چاق هست معادل گامبو و خیکی
تَرتِلو tartelo ترتلو به معنی خیس هست زیر بارون ترتلو شده بود اومد نشست رو مبل همه جا رو ترتلو کرد. این واژه در گویش ها خیلی رایج هست. مادرها به بچه ...
چُغُلی به معنی فضله پرنده هست به معنی غیبت کردن و گزارش هم هست در کتب لغت: گناه نهفته کسی را به آنکس که جزا تواند داد بقصد ایذاء گفتن در گویش عامیانه ...
زازرون تِریا z�zruntery� پرنده
زازرونتِریا z�zruntery� واژه پهلوی به معنی پرنده
تخرمه درسته که در گویش عامیانه به غلط تخلمه گفته میشه یعنی شل و وارفته
کلمه تخرمه در اکثر شهرهای ایران بکار میره به معنی شل و وارفته اگر چه اغلب بصورت غلط تخلمه تلفظ میشه مثلا به آدم دست و پا چلفتی تخرمه گفته میشه . همین ...
سنگ را بستن و سگ را آزاد گذاشتن. کنایه از وارونه حرف زدن یا کاری کردن و معادل ( شیپور را از سمت گشادش زدن ) سعدی اینگونه گفته سنگ را بسته اند و سگ ...
فحش تو پاکتی. اصطلاحی عامیانه و کوچه بازاری به کسی که به ظاهر ستایش میکند ولی قصدش تمسخر و نیش زدن است.
پیکان ما از ژیانی اگزز نداشت. ضرب المثلی عامیانه معادل ( خر ما از کرگی دم نداشت )
خبر دروغ، شایعه بی اساس و به دروغ به چیزی شاخ و برگ دادن.
آدم چلاس و شکم دله که به هر خوراکی ناخونک میزند.
کلمه توهین آمیز خطاب به پیر سالخورده. معادل زپرتی و زهوار در رفته.
چلاس در فرهنگ عامیانه معادل همون ( خاله هوسک و شکم دله ) هست. کسی که از هرچیز خوردنی می خواهد بخورد، که به هر چیز خوردنی ناخنک زند.
در فرهنگ عامیانه معادل کلانتر محله. بزرگ و کلانتر محل یا رئیس لوطیان محلّه که در کارهای عمومی از او نظر خواهند و دستورش را اجرا کنند.
تن تنانی. حلوای تن تنانی. لن ترانی درسته که به مرور در گویش تغییر کرده. اشاره به چیزی کمیاب که کمتر کسی اونو دیده یا تجربه کرده. حلوای تن تنانی. ت ...
تن تنانی. حلوای تن تنانی. لن ترانی درسته که به مرور در گویش تغییر کرده. اشاره به چیزی کمیاب که کمتر کسی اونو دیده یا تجربه کرده. حلوای تن تنانی. ت ...
زُپِمان zopem�n قرض، وام، بدهی، دِین
زَبار zab�r نام کوهی در ری که رودخانه ی درجیک از آن سرچشمه می گیرد و خانه ی پدر زرتشت کنار این رود بوده است.
زایاکیْه z�y�kih استعلام، استفسار، استفتا.
زاز دراییتَن= z�z dr�yitan ژاژ خاییدن، بیهوده گویی کردن، بصورت عامیانه تر یعنی حرف مفت زدن.
زارِن z�ren برادر وَلگاش شاه ساسانی