پیشنهادهای Milad (٩)
٤٤
١ سال پیش
٠
خز شده به انگلیسی: stale
١ سال پیش
٠
به انگلیسی: stale
١ سال پیش
١
خز شده، تکراری، زننده
١ سال پیش
٢
نهادینه کردن: entrench
١ سال پیش
٠
بی عرضه
١ سال پیش
٠
bungling: بی عرضه، ناشیانه
١ سال پیش
٠
شبه فیلسوف، فیلسوف دروغین
١ سال پیش
٢
دست انداختن
١ سال پیش
٢
prank: دست انداختن: mess with