پیشنهادهای حسین کتابدار (٣٣,٧٠٣)
٣٣,٠٨٦
٤ سال پیش
٢٩
"Make big stinks" is typically used in a negative context and means to create a fuss, cause trouble or make a big deal out of something. It is often ...
٤ سال پیش
٤٠
🔸 مثال ها: "That was a close call — the car nearly hit us. " نزدیک بود فاجعه شود — ماشین تقریباً به ما خورد. "He had a close call with pneumonia l ...
٤ سال پیش
٤٩
🔸 معادل فارسی: • خطر از بیخ گوش گذشتن / جان سالم به در بردن • مویی بودن / نزدیک بود بلا سرمان بیاید • از مهلکه فرار کردن / لحظه ی آخر نجات یافتن/ قِ ...