close call

/ˌkloʊskɔ:l//ˌkləʊskɔ:l/

(عامیانه) خطری که از بیخ گوش انسان بگذرد، مخاطره، از خطر جستن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) a narrow escape from danger, failure, detection, or the like.

جمله های نمونه

1. Joe had a close call when his motorbike nearly collided with a lorry.
[ترجمه فرشاد] موقعی که موتور جو با کامیون تصادف کرد، خطر از بیخ گوشش گذشت!!
|
[ترجمه ترگمان]جو یک تماس نزدیک داشت که موتور سیکلت او نزدیک بود با یک کامیون برخورد کند
[ترجمه گوگل]جو هنگامی که موتورسیکلتش تقریبا با یک کامیون برخورد کرد نزدیک بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Phew! That was a close call — she nearly saw us!
[ترجمه ترگمان]پوف! این یک تماس نزدیک بود - نزدیک بود ما را ببیند!
[ترجمه گوگل]خدایا! این یک تماس نزدیک بود - او نزدیک ما را دید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This was surely a close call!
[ترجمه ترگمان]حتما تماس خیلی نزدیکی بود!
[ترجمه گوگل]این قطعا یک تماس نزدیک بود!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He left the ground via a close call with an ambulance and came very close to running over your correspondent.
[ترجمه ترگمان]او از طریق تماس نزدیک با آمبولانس از زمین خارج شد و بسیار نزدیک آمد تا به خبرنگار شما نزدیک شود
[ترجمه گوگل]او از طریق یک تماس نزدیک با یک آمبولانس زمین را ترک کرد و به سمت خبرنگار خود نزدیک شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Such a close call and, well, Miami just loses out, they said.
[ترجمه ترگمان]آن ها گفتند که چنین تماس نزدیک و به خوبی میامی از دست خواهد رفت
[ترجمه گوگل]آنها گفتند چنین تماس نزدیک و خوب، میامی فقط از دست می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. You seem fit as a fiddle, Mr Blake. Close call, though.
[ترجمه ترگمان]مثل یک ویولن کار می کنی، اقای بلیک با این حال، تماس نزدیک
[ترجمه گوگل]آقای بلیک، به نظر شما مناسب است هرچند تماس را ببند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Bernadette Devlin had a close call, but she survived the assassination attempt against her.
[ترجمه ترگمان]برنادت دولین یه تماس نزدیک داشت اما از تلاش ترور در برابر اون جون سالم به در برد
[ترجمه گوگل]برنادت دلوین یک تماس نزدیک داشت، اما از اقدام تروریستی علیه او جان سالم به در برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Two days before, there had been a close call.
[ترجمه ترگمان]دو روز قبلش، یه تماس نزدیک بود
[ترجمه گوگل]دو روز قبل یک تماس نزدیک داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. But it had been a close call.
[ترجمه ترگمان]اما خیلی نزدیک بود
[ترجمه گوگل]اما یک تماس نزدیک بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Bob, that car nearly hit us! What a close call.
[ترجمه ترگمان]! باب \"، اون ماشین نزدیک بود به ما حمله کنه\" چه خبر خوبی
[ترجمه گوگل]باب، این ماشین تقریبا به ما ضربه زد! یک تماس نزدیک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. We almost missed the train. That was a close call!
[ترجمه ترگمان] نزدیک بود قطار رو از دست بدیم اون یه تماس نزدیک بود
[ترجمه گوگل]ما تقریبا قطار را از دست دادیم که تماس نزدیک بود!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. That was a close call! We nearly hit that car.
[ترجمه ترگمان]اون یه تماس نزدیک بود نزدیک بود به اون ماشین حمله کنیم
[ترجمه گوگل]که تماس نزدیک بود! ما تقریبا این خودرو را تجربه کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Actually, Li Hua, close call means that you narrowly avoided danger.
[ترجمه ترگمان]در واقع، لی هوا، تماس نزدیک به این معنی است که شما به سختی از خطر اجتناب می کنید
[ترجمه گوگل]در واقع، لی هوا، تماس نزدیک بدان معنی است که شما به شدت از خطر اجتناب کردید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Dick: I heard you had a close call this morning.
[ترجمه ترگمان]شنیدم امروز صبح خیلی بهم زنگ زدی
[ترجمه گوگل]دیک من شنیدم امروز صبح زنگ زدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. It was a close call, but luckily enemy had had aim.
[ترجمه ترگمان]تماس نزدیک بود، اما خوشبختانه دشمن هدف گرفته بود
[ترجمه گوگل]این یک تماس نزدیک بود، اما خوشبختانه هدف دشمن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• near disaster, near miss

پیشنهاد کاربران

خطر از بیخ گوش رد شدن

It was a close call
یعنی خطر از بیخ گوشمون رد شد
( رد شدن یا رد کردن ) خطر بالقوه، خطر حتمی، خطر یا موقعیت نزدیک به مرگ
بیخْ گوشی، بیخِ گوشی، کم مونده بود
دیدار نزدیک
when you scape from danger or death
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما