نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one way or another: By some means; no matter what بهر ح ...
جدید ٤١ دقیقه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pitch in: یک فعل عبارتی است که به معنای کمک ک ...
جدید ٤٤ دقیقه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off steam: مثال: He went for a run to blow o ...
جدید ١ ساعت پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
weigh in: This phrase is often used to invite ...
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zoom in: 🔸 معنی اصطلاحی در خبرنویسی ( مخصوص ...
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fell short: 🔸 معادل فارسی: • ( عمومی ) کوتاهی ...
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
driving the news: مهمترین اتفاق یا تصمیم تازه 🔸 ساخت ...
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
expletive laden call: 🔸 معادل فارسی: تماسی که پر از فحش ...
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tear one's hair out: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) از شد ...
جدید ٢ ساعت پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
teed off: Teed off is a phrase used to descri ...
جدید ١٨ ساعت پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chastise: مثال؛ The coach chastised the playe ...
جدید ١٩ ساعت پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at fault: This term is used to describe someo ...
جدید ٢١ ساعت پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rip off: کلاه برداری، قیمت گذاری ناعادلانه، ...
جدید ٢١ ساعت پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quid pro quo: مثال؛ تجاری – عادی The trade agreem ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zero tolerance policy: 🔸 معادل فارسی: • ( اداری/حقوقی ) س ...
١ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
psychologist: فرق بین Psychiatrist و Psychologist ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shrug off: 1 - shrug something off ( also sh ...
١ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
expletive laden call: 🔸 معادل فارسی: تماسی که پر از فحش ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
driving the news: مهمترین اتفاق یا تصمیم تازه 🔸 ساخت ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's priceless: 🔸 معادل فارسی: • ( طنزآمیز ) باحال ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fill with glee: 🔸 معادل فارسی: • ( عاطفی ) از شادی ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mock execution: 🔸 معادل فارسی: • ( نظامی/شکنجه ) ا ...
١ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
temple: 🔸 مثال ها: • "The boxer targeted h ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in a slew of: 🔸 معادل فارسی: • ( اصطلاحی ) یک عا ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep up: 🔸 معادل فارسی: • ( استعاری ) گرفتا ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drop your socks and grab something: 🔸 معادل فارسی: • بیدار شو و خودت ر ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vocal minority: 🔸 معادل فارسی: • اقلیت پرسروصدا، ا ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
federal reserve chair: 🔸 معادل فارسی: • رئیس فدرال رزرو ( ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
religiously: 🔸 معادل فارسی: • با تعهد کامل • به ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disproportionate: ( دیس - پرو - پور - شِنِت ) 🔸 مثا ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fizzle: 🔸 معادل فارسی: • ( به تدریج ) ضعی ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
non compete clause: ✍️بند عدم رقابت یک بند در قرارداد ا ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look to advance: 🔸 معادل فارسی: • ( کاری ) به دنبال ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on the extension: 🔸 معادل فارسی: • ( تلفنی ) با گرفت ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
infect someone: معنای استعاری ( مجازی ) – تحت تأثیر ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jungle primary: 🔸 تعریف ها: "Jungle primary" ( که ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
redo the house: 🔸 معادل فارسی: • ( محاوره ) خانه ر ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all set: عبارت all set یک اصطلاح بسیار پرکار ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mock execution: 🔸 معادل فارسی: • ( نظامی/شکنجه ) ا ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one way attack drone: 🔸 معادل فارسی: • ( نظامی ) پهپاد ت ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adult diapers: 🔸 معادل فارسی: • پوشک بزرگسال • شو ...
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a slew of: 🔸 معادل فارسی: • ( اصطلاحی ) یک عا ...
١ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unequivocally: in a way that is total, or expresse ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
centcom: CENTCOM is an acronym for Central C ...
١ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
barge in: To enter a place or interrupt someo ...
٢ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk a scotsman out of penny: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) زبان ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aief: 🔸 معادل فارسی: • بنیاد آموزشی آمری ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sides of the pond: 🔸 معادل فارسی: • ( اصطلاحی ) دو سو ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
congressional ethics filings: 🔸 معادل فارسی: • ( سیاسی ) افشای ا ...
٢ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dissect: 1 - to cut open something, especia ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cutting site: 🔸 معادل فارسی: • ( قاچاق مواد ) مح ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bmk: 🔸 BMK مخفف Benzyl Methyl Ketone ( ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
synthetic opioid: 🔸 معادل فارسی: • ( داروشناسی ) اپی ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dumping site: 🔸 به مکانی گفته می شود که تولیدکنن ...
٢ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pin down: 🔹 معادل های فارسی: مجبور کردن به پ ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
interpreting trend: 🔸 معادل فارسی: • تفسیر روند، تحلیل ...
٢ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
attest: 🔸 معادل فارسی: شهادت دادن / گواهی ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trauma informed care: 🔸 معادل فارسی: • ( روانشناسی/پزشکی ...
٢ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hypnotics: معادل فارسی: • ( داروشناسی ) خواب آ ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
z drugs: 🔸 معادل فارسی: • ( داروشناسی ) دار ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
resilient production: 🔸 معادل فارسی: • ( صنعتی ) تولید ت ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neurodevelopment disorder: 🔸 معادل فارسی: • ( روان پزشکی ) اخ ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pharmacological care: 🔸 معادل فارسی: • مراقبت دارویی، در ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor adherence: 🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) پایبندی ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
indexed trend: 🔸 معادل فارسی: • ( تحلیل داده ) رو ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
integrated care: 🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) مراقبت ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
comprehensive approach: 🔸 معادل فارسی ( در جمله مورد نظر ) ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sequential treatment: 🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) درمان ت ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cyclical interaction: 🔸 معادل فارسی: • ( علمی ) کنش متقا ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coordinated services: 🔸 معادل فارسی: • خدمات هماهنگ، خدم ...
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
traditional parallel care: 🔸 معادل فارسی: • مراقبت موازی سنتی ...
٢ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cross border: 🔸 معادل فارسی: - فرامرزی - میا ...
٢ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mania: ✍️مانیا یک وضعیت روانی است که با خل ...
٢ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
concurrently: at the same time قید/ همزمان Her ...
٢ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dual disorder: 🔸 معادل فارسی: • ( روانپزشکی ) اخت ...
٣ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sensationalization: سِن - سِی - شِن - آ - لای - زِی - ش ...
٣ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in a nutshell: idiom/very briefly, giving only the ...
٣ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تله شناختی: 🔸 تعریف ها: تله شناختی ( Cognitive ...
٣ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
work up: 🔸 معادل فارسی: • ( با اشاره به نوش ...
٣ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
weaponization: ( UK usually weaponisation ) The a ...
٣ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
embarrass oneself: 🔸 معادل فارسی: • آبروریزی کردن، خ ...
٣ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch flies: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) دهان ...
٣ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch up quick: 🔸 معادل فارسی: • خلاصه ماجرا را سر ...
٣ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
federal reserve chair: 🔸 معادل فارسی: • رئیس فدرال رزرو ( ...
٣ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's face on: 🔸 معادل فارسی: • آرایش کردن • صورت ...
٣ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
build upon: 🔹 معادل فارسی: بنا کردن بر پایه ی ...
٣ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
insulate: 🔸 مثال ها: • ( مالی ) A strong em ...
٣ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the line: 🔸 معادل فارسی: در معرض خطر / در گ ...
٣ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give thought to: To give thought to something means ...
٣ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring up: 1 - بزرگ کردن ( فرزند ) → مراقبت و ...
٣ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boo: Boo is a term of endearment used to ...
٣ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rip into: This phrase is used to describe eat ...
٣ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tabloid: ( of or relating to ) A type of pop ...
٤ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ramble on: مترادف: babble, chatter, meander, d ...
٤ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
a and p: A&P A&P مخفف نام یک فروشگاه زنجیره ...
٤ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be born yesterday: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) ساده ...
٤ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
coyote: کای - او - تی یا کای - اوت ( تکیه ر ...
٤ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
turn up: اصطلاح عامیانه To arrive or show u ...
٤ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rsvp: abbreviation for "r�pondez s’il vou ...
٤ روز پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٤ روز پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٤ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swing the pick: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه، قدیمی ...
٤ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
horrible flaw: 🔸 معادل فارسی: • نقص فاحش، عیب بزر ...
٤ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in a bind: The phrase “in a bind” is an idioma ...
٤ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
judgemental: 🔸 مثال ها: "I try not to be judge ...
٤ روز پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mis sell: 🔸 معادل فارسی: • ( سیاسی/استعاری ) ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
identify to: 🔸 معادل فارسی: • به کسی شناساندن، ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw a jab: 🔸 معادل فارسی: • ( استعاری، سیاسی/ ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no worse for wear: 🔸 معادل فارسی: • بدون آسیب ( با وج ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kp duty: ( اسم – اصطلاح نظامی/عامیانه، عمدتا ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mate: 1 - To have sex and produce young, ...
٥ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beau: A “beau” is a term used to refer to ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pusher: 🔸 معادل فارسی: قاچاقچی / فروشنده ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make it: 1 - To continue to live or exist, ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get cold feet: 🔸 مثال ها: • I was about to bunge ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cast aside: 🔸 مثال ها: "She cast aside her fe ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave out in the cold: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) طرد ک ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
constituency: کَن - سْتیچ - او - ن - سی ( تکیه رو ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
decentralisation: 🔸 معادل فارسی: • عدم تمرکز، تمرکزز ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
top dog: مثال؛ He’s the top dog in the compa ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heavily: 🔸 معادل فارسی: - به شدت / خیلی ز ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
figure of speech: 🔸 معادل فارسی: • آرایه ادبی، صنعت ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop your socks and grab something: 🔸 معادل فارسی: • بیدار شو و خودت ر ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nail oneself to the cross: 🔸 معادل فارسی: • خود را به صلیب کش ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to one's knees: 🔸 معادل فارسی: • به زانو درآوردن ( ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coumadin: 🔸 معادل فارسی: • کومادین ( نام تجا ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lift spirits: 🔸 معادل فارسی: • روحیه دادن، روحیه ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vocal minority: 🔸 معادل فارسی: • اقلیت پرسروصدا، ا ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make your bed now lie in it: Make your bed, now lie in it 🔸 معا ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pour poison in someone's ear: 🔸 معادل فارسی: • درباره کسی بدگویی ...
٥ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heat is on: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) فشـار ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zone out: 🔹در خود فرو رفتن / حواس پرت شدن / ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hyperbole: مثال: 1. “I’m so hungry I could ea ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
play up: To exaggerate or overemphasize one’ ...
٥ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boilerplate: 🔸 معادل فارسی: معانی اصلی: • متن ق ...
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
beatnik: 🔸 معادل فارسی: • بیت نیک ( واژه فا ...
٦ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look for an angle: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) به دن ...
٦ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prank: مثال؛ The mischievous kids pulled ...
٦ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
internet of things: The Internet of Things ( IoT ) refe ...
٦ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ICE: U. S. Immigration and Customs Enfor ...
٦ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
motion: A formal suggestion made, discussed ...
٦ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run amok: to behave without control in a wild ...
٦ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dick: This term is a slang for a detectiv ...
٦ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overcompensate: "زیاده روی کردن"/تلاش بیش از حد برا ...
٦ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ruffle: 🔸 معنی در فارسی: به هم ریختن / آشف ...
٦ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dissertation: 🔸 معادل فارسی: • پایان نامه • رس ...
٦ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't go to the well there's no water there: don't go to the well, There's no wa ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hoot and a half: 🔸 معادل فارسی: • ( غیررسمی ) خیلی ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the breadlines: 🔸 معادل فارسی: • ( در صف نان ) در ...
١ هفته پیش