نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
red team: گروهی است که مسئولیت شبیه سازی حملا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blue team: گروهی است که مسئولیت دفاع، حفاظت و ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prom night: شب جشن فارغ التحصیلی در دبیرستان ها ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a short shrift: بی اهمیت دانستن، بی توجهی کردن یا ب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone the short end of the stick: ظلم کردن به کسی، سهم کمتری دادن به ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dick measuring: اصطلاح و عامیانه ( Slang ) به معنای ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
horse cock: معنای عامیانه و توهین آمیز ( در گفت ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get down: ### 🔸 معادل فارسی در بافت جمله ی ت ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all this fuss: 🔸 معادل فارسی: • این همه جنجال • ا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'm so flattered: 🔸 معادل فارسی: • واقعاً مایه افتخا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
teleprompter: تِلِپرامپتر 🔸 معادل فارسی: • تِلِـ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bloviation: 🔸 معادل فارسی: • لفاظی پوچ و مغرور ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
potter: 🔸 معادل فارسی: • ور رفتن، مشغول کا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ring rusty: ( استعاری – عمومی ) : هر نوع عدم آم ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
second story man: عبارت Second - story man ( که به صو ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
loudmouth: آدم پرحرف، بی ادب یا کسی که زیاد و ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alms: مثال ها: ۱. The beggar asked for ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put it all on one's back: بر عهده گرفتن تمام مسئولیت ها، پذیر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's face pushed in: کسی را به شدت کتک زدن یا مچ کسی را ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut bait: این عبارت معمولاً به صورت "Cut bait ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get pinged: در زبان انگلیسی عامیانه ( Slang ) ب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lemons into lemonade: بخشی از ضرب المثل معروف When life g ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring one's gloves: ۱. آمادگی برای مبارزه: به معنی آماد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frat boy: ( مخفFraternity Boy ) به معنی پسر ع ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get no beef: دشمنی نداشتن، مشکلی با کسی نداشتن ی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a pair: یک اصطلاح عامیانه و کمی توهین آمیز ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
locked and loaded: مثال؛ The team is locked and loaded ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
missive: 🔸 معادل فارسی: • نامه • پیام رسمی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flimper: 🔸 معادل فارسی: • ( دزدی ) جیب بُر، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
join paunches: 🔸 معادل فارسی: • جماع کردن • آمیزش ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tanker: A Tanker is a soldier who operates ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get no beef: دشمنی نداشتن، مشکلی با کسی نداشتن ی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sort it out myself: خودم مشکلم را حل کنم یا خودم اوضاع ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a pair: یک اصطلاح عامیانه و کمی توهین آمیز ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sleeping partner: 🔸 تعریف ها: 1. ( حقوقی/تجاری – اص ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drink someone in: یک اصطلاح استعاری و بسیار زیبا به م ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
back someone into a corner: کسی را به بن بست بردن، کسی را در تن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do in a pinch: در شرایط اضطراری کارساز بودن، در تن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
an ax to grind: مثال: ۱. I suspect he has an ax t ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sun kissed: آفتاب خورده، برنزه شده یا روشن و در ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
penance: 1. کفاره یا توبه عملی: عملی که فرد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prenup: 🔸 معادل فارسی: • قرارداد پیش از از ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone a shoeing: 🔸 معادل فارسی: • حسابی کتک زدن • ل ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
irregular: اسم 🔸 معادل فارسی: • ( نظامی ) نیر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wait an age: 🔸 معادل فارسی: • یک عمر منتظر ماند ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
read a fucking book: این عبارت توهین آمیز و عامیانه است ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fly in the ointment: نقطه بطلان، عامل مزاحم یا مشکلی که ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sell someone out: خیانت کردن به کسی، لو دادن کسی یا ب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ruck: ۱. توده و انبوه: به معنی توده، انبو ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zozzle: مست کردن، خمار کردن مثال: ۱. The ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retired: مثال: ۱. I am tired, so I am going ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mean dog right: ۱. Look at his teeth; he is a mean ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make someone a white flower: مثال: 1. You cannot make a white ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sugary voice: صدای شیرین، صدای نرم و لطیف یا صدای ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scram: برو گم شو، برو. این واژه معمولاً ب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
an ax to grind: مثال: ۱. I suspect he has an ax t ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zozzle: مست، کسی که الکل زیاد خورده مثال: ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep outside: استعاری پنهان کردن مشکلات و مسائل ا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
down the road: ### 1. به معنای **در آینده** این ک ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tawny: Tawny is a term used to describe a ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hypothermia: a serious medical condition in whic ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweep outside: استعاری پنهان کردن مشکلات و مسائل ا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back someone into a corner: کسی را به بن بست بردن، کسی را در تن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone a white flower: مثال: 1. You cannot make a white ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do in a pinch: در شرایط اضطراری کارساز بودن، در تن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
undo someone: نابود کردن کسی، از بین بردن موقعیت ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mean dog right: ۱. Look at his teeth; he is a mean ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sugary voice: صدای شیرین، صدای نرم و لطیف یا صدای ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be dim: یک اصطلاح عامیانه و کمی توهین آمیز ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get off on the wambly foot: یک اصطلاح عامیانه و قدیمی ( به ویژه ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shine: To perform exceptionally well or su ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پاسخ با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
طغرای ابرویش: خط یا قوس زیبای ابرو ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break a saw: کاری بسیار دشوار و طاقت فرسا کوه کن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
side wind: پیچیدن، از کنار حمله کردن یا مانند ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zozzle: مست، کسی که الکل زیاد خورده مثال: ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carpetbag: از موقعیت سیاسی سوءاستفاده کردن یا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
senile: مبتلا به زوال عقل ناشی از پیری، پیر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
full of shit: اصطلاح عامیانه کسی که دروغ می گوی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
full of shit: مثال: ۱. Don't listen to him, he ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scandal: این رسوایی، دولت را بی اعتبار کرد.
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
residue: ماترک املاک او، بطور مساوی میان فرز ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bellow: موسیقی آن قدر بلند بود که مجبور بود ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pejorative: اطلاق اصطلاح"خرخوان" به کسی که زیاد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lowlife: مشخصه پیت آدم مجرم و بد نامی است.
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fluidity: برای اینکه بازار دوم رشد کنه، باید ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
taskmaster: در جمله بالا، taskmaster planet است ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
busboy: مورتن، خدمتیار/ کمک پیشخدمت جدید، د ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
busboy: خدمتیار/ کمک پیشخدمت با سرعت لیوان ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
white knight: ناجی دیگر ما، ویلیام میلر وزیر خزان ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ad hoc: نیروهای کاری موقت و موردی تشکیل خوا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
devour: آن ها هر موجود وحشی را که می دیدند ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
desert: 1 - /ˈdez. ət/ a place that is co ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rant: 🔸 معادل فارسی: - اسم: پرخاش / نط ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dismount high horse: خود را بالاتر از دیگران ندیدن، خود ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
screwy: عجیب، غریب، دیوانه وار یا خراب و اش ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get splashed: قرار گرفتن در مرکز توجه The news st ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all sewed up: تکمیل شده، مرتب شده، حل شده یا تضمی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without equivocation: بدون هیچ ابهامی، صریحاً، بدون دوپهل ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mule's teeth: یک اصطلاح قدیمی و عامیانه به معنی چ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drink someone in: یک اصطلاح استعاری و بسیار زیبا به م ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
testament: proof دلیل، مدرک، سند The detail o ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stalked: ایوان با انزجار برگشت و با گام های ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
arriviste: همکاران نابغه جوان، او را یک تازه ب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
residue: در انتهای لوله آزمایش، مقداری ماده ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
top drawer: او از بهترین هاست یا او خیلی عالی و ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a cut above: او خودش را در مسابقه هفته گذشته خیل ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consensus: دو طرف به یک اجماع یا توافق مشترک ر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meniscus: برای دستیابی به موفقیت پیوند منیسک ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ad hoc: یک کمیته موقت و موضوعی برای رسیدگی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ad hoc: اما شبکه های غیررسمی و موردی ممکن ا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
faux: خوشبختانه شرایط اکنون به من این امک ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
faux: و زمانی که چراغ ها کم نور شدند، برف ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overlook: کمی غفلت یا سهل انگاری کوچک از طرف ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
devour: یک زیبایی عجیب و غریب، با آتشی در ق ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
choice: او با انتخاب دردناک و سخت حمایت از ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
regurgitate: بسیار آسان تر است که اطلاعاتی را که ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
remiss: دفتر امور داخلی ( یا وزارت کشور ) ن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aggregate: چندین کانی مختلف با هم ترکیب می شن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
affair: پذیرایی مهمانی حالتی آرام و بی هیاه ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bellow: او ناگهان با خنده ای بلند و با صدای ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unsettling: به چیزی اشاره دارد که موجب ناراحتی، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand up: 1 - stand someone up To intentiona ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
marshal: To arrange or put things in a parti ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
empty stomach feels like: مثال: ۱. Don't talk to him now; h ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give the burp: یک اصطلاح عامیانه و غیررسمی آروغ ز ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a good craic: ( تلفظ آن به صورت crack است ) یک ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pass notes out: افشای اطلاعات محرمانه، لو دادن جزئی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
girl's tit: ۱. چیزی کوچک و جذاب: اشاره به چیزی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ice someone: ۱. کشتن کسی: این معنی بسیار رایج در ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off on the wambly foot: یک اصطلاح عامیانه و قدیمی ( به ویژه ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweet as crackerjack: یک اصطلاح عامیانه و قدیمی ( به ویژه ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
author: به عنوان یک فعل به معنای نوشتن یا ا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
acquire a taste: معنای اصلی - **ذوق چیزی را پیدا کر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
liability: ۱. **معنی اصلی در زمینه سیاسی/استرا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plumbing: 🔸 معادل فارسی: لوله کشی تأسیسات ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unscrew: مثال: Can you help me unscrew the ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moonlight: have a second job, typically secret ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tool up: to prepare for an activity or job w ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
political scalp: **"Political scalp"** ) یک **اصطلاح ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
demilitarized: مثال؛ The border area was declared ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch off guard: 🔸 مثال ها: • ( محاوره ) Your ques ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get pull: 🔸 معادل فارسی: • نفوذ پیدا کردن • ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wipe off: 🔸 مثال ها: • Don't forget to wipe ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wittingly: 🔸 معادل فارسی: • آگاهانه • عمداً • ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
payload: 🔸 معادل فارسی: • بار مفید • محموله ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oceans apart: 1. ( احساسی/عاطفی – استعاری ) : تفا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
testimony: be ( a ) testimony to sth proof th ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
food court: a large area or room, for example i ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cook with gas: مثال: ۱. Once we fixed the engine ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stink eye: مثال: ۱. When he cut in line, the ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flibbertigibbet: مثال: ۱. Stop chattering like a f ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pumping oil: ۱. انجام کار سخت و طاقت فرسا: استعا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paint away: معادل های فارسی: ( آزادانه نقاشی ک ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the fall: idiom /US/ informal take a/the fall ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
adamant: مثال؛ She was adamant that she woul ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
notch: someone that a person has sex with, ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
یوم کیپور: "یوم کیپور" ( Yom Kippur ) به عبری ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
find closure: معادل فارسی: اصلی: به پایان عاطفی ر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the end of one's rope: به بن بست رسیدن، از همه چیز خسته شد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
vigilante: ویجیلَنتی _________________________ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
press on: To “press on” means to continue mov ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a cunt's hair: اصطلاح عامیانه و بسیار ناپسند ( Vul ...
٢ ماه پیش