نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mean dog right: ۱. Look at his teeth; he is a mean ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make someone a white flower: مثال: 1. You cannot make a white ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sugary voice: صدای شیرین، صدای نرم و لطیف یا صدای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scram: برو گم شو، برو. این واژه معمولاً ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
an ax to grind: مثال: ۱. I suspect he has an ax t ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zozzle: مست، کسی که الکل زیاد خورده مثال: ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep outside: استعاری پنهان کردن مشکلات و مسائل ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
down the road: ### 1. به معنای **در آینده** این ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tawny: Tawny is a term used to describe a ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hypothermia: a serious medical condition in whic ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweep outside: استعاری پنهان کردن مشکلات و مسائل ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back someone into a corner: کسی را به بن بست بردن، کسی را در تن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone a white flower: مثال: 1. You cannot make a white ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do in a pinch: در شرایط اضطراری کارساز بودن، در تن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
undo someone: نابود کردن کسی، از بین بردن موقعیت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mean dog right: ۱. Look at his teeth; he is a mean ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sugary voice: صدای شیرین، صدای نرم و لطیف یا صدای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be dim: یک اصطلاح عامیانه و کمی توهین آمیز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get off on the wambly foot: یک اصطلاح عامیانه و قدیمی ( به ویژه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shine: To perform exceptionally well or su ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break a saw: کاری بسیار دشوار و طاقت فرسا کوه کن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
side wind: پیچیدن، از کنار حمله کردن یا مانند ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zozzle: مست، کسی که الکل زیاد خورده مثال: ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carpetbag: از موقعیت سیاسی سوءاستفاده کردن یا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
senile: مبتلا به زوال عقل ناشی از پیری، پیر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
full of shit: اصطلاح عامیانه کسی که دروغ می گوی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
full of shit: مثال: ۱. Don't listen to him, he ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scandal: این رسوایی، دولت را بی اعتبار کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
residue: ماترک املاک او، بطور مساوی میان فرز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bellow: موسیقی آن قدر بلند بود که مجبور بود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pejorative: اطلاق اصطلاح"خرخوان" به کسی که زیاد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lowlife: مشخصه پیت آدم مجرم و بد نامی است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fluidity: برای اینکه بازار دوم رشد کنه، باید ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
taskmaster: در جمله بالا، taskmaster planet است ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
busboy: مورتن، خدمتیار/ کمک پیشخدمت جدید، د ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
busboy: خدمتیار/ کمک پیشخدمت با سرعت لیوان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
white knight: ناجی دیگر ما، ویلیام میلر وزیر خزان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ad hoc: نیروهای کاری موقت و موردی تشکیل خوا ...
٦ ماه پیش