نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
line one's excuses up: 🔸 **معادل فارسی: • بهانه ها را آما ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swarm: ۱. اسم – گروه انبوه ( رایج ترین ) ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drenched: معنای مجازی آغشته، سرشار، پر یا فر ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall: 🔸 معادل فارسی: فعل: دستگیر شدن، گی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dry beef: 🔸 معادل فارسی: • خبرچینی محتاطانه ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knocko: 🔸 معادل فارسی عامیانه: • مأمور یگا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a tinkle: 🔸 معادل فارسی: • ادرار کردن ( به ز ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cheese stands alone: 🔸 معادل فارسی: • تنها و بی یاور ما ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone beef: 🔸 معادل فارسی: • گیر دادن، اذیت کر ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
read one's lips: 🔸 معادل فارسی: • با تأکید و قاطعیت ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang someone: 🔸 معادل فارسی ( بر اساس درخواست شم ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vial up: 🔸 معادل فارسی: • ( در اصطلاح موادف ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's tail between one's leg: 🔸 معادل فارسی: • از روی شرم و خجال ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run for a sheet: 🔸 معادل فارسی: • ( اداری/پلیسی ) ب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dry firing: 1. ( تیراندازی – اصلی ) : کشیدن ماش ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch a stone: • ( ادبی/استعاری ) متحمل سختی شدن، ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the drop: 🔸 معادل فارسی ( بسته به بافت ) : • ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pressure treated: 🔸 معادل فارسی: • ( صنعت چوب ) چوب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go from red to black: • از ضرر دهی به سوددهی رسیدن 🔸 مثا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not off someone: 🔸 معادل فارسی ( بسته به بافت ) : • ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
runt without a tit: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه – منفی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shoot craps: 🔸 معادل فارسی: • ( قمار ) تاس اندا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ride dirty: 🔸 معادل فارسی: • ( پلیسی – اصلی ) ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hassle someone: 🔸 معادل فارسی: • ( اذیت کردن ) سر ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go with the deuce: 🔸 معادل فارسی ( محتمل ترین معانی ) ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whip one's ass: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه – خشونت ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roll bones: 🔸 معادل فارسی: • ( قمار – اصلی ) ت ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
read over one's shoulder: 🔸 معادل فارسی: • ( فیزیکی – اصلی ) ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
from the pools: 🔹 عبارت: From the pools ( عبارت قی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have someone dead to rights: 🔸 معادل فارسی: • مُچ کسی را گرفتن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
precincts: محدوده، حومه، اطراف ( معمولاً محدود ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
replenish the coffers: 🔸 معادل فارسی: • خزانه را دوباره پ ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone a haircut: معمولاً به معنای واقعی کوتاه کردن م ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blows: ضربه، طوفان، دمیدن، یا در زبان عامی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scram: برو گم شو، برو. این واژه معمولاً ب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
red cent: یک پول هم یا یک ده شاهی ( مقدار بسی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
awacs: عبارت AWACS مخفف عبارت انگلیسی Airb ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
double tap: به تاکتیکی اشاره دارد که در آن، پس ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bodyguard detail: تیم محافظت یا گروه محافظان شخصی که ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make one's week: هفته کسی را ساختن / کسی را خوشحال ک ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mendaciousness: مِن دِیشِس نِس 🔸 معادل فارسی: • در ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
try out: اسم try - out 🔸 مثال ها: ( ورزشی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wpc: 🔸 معادل فارسی ( بسته به کاربرد ) : ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bit of skirt: 🔸 معادل فارسی: • یه تیکه زن، یه زن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a pot to piss in: 🔸 معادل فارسی: • ( در معنای اصطلاح ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
red team: گروهی است که مسئولیت شبیه سازی حملا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rim job: یک اصطلاح عامیانه و صریح ( Slang ) ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut someone a check: برای کسی چک صادر کردن یا چک کشیدن ب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wean oneself off: به تدریج ترک کردن یا کم کردن وابستگ ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plagiarize: ( UK usually plagiarise ) to use a ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
newbie: Newbie, newb, noob, noobie, n00b or ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
40 watt: 🔸 معادل فارسی: • کم هوش، کندذهن 🔸 ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
aiguillette: /ˌeɪɡwɪˈlet/ اِی گوئی لِت / ( فرانس ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrilla: 🔸 معادل فارسی: • پول، اسکناس، سرما ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jib jab: Jibba - Jabba 🔸 معادل فارسی: • حرف ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's cherry popped: 🔹 معنی اصلی ( تحت اللفظی ) این عب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get staked: 🔸 معادل فارسی: • پول یا سرمایه دری ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mucho: ( صفت / قید – اسپانیاییِ واردشده به ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ache for: 🔸 معادل فارسی: • دق کردن برای • به ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feel for sb: 🔸 معادل فارسی: • برای کسی دل سوزی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chuck: 🔸 معادل فارسی: • ( فعل - محاوره ) ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's perishing: 🔸 تعریف ها: 1. ( هواشناسی – اصلی/ ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not at all: 🔸 **معادل فارسی: • خواهش می کنم، ق ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oas: واحه به انگلیسی می شود؛ oasis اما O ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's perishing: 🔸 مثال ها: ( هوا ) Close the win ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have fares: ۱. داشتن کرایه ( حمل ونقل ) : اشاره ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
def gen: کد ژنتیکی دفاعی ( Defense Gene ) : ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give the floor: مثال: ۱. The chairman decided to ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
twist the knife: مثال: ۱. I will be forever indebt ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fudgel: یک واژه قدیمی و منسوخ شده در زبان ا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
micturate: رسمی و پزشکی ادرار کردن یا جاری ک ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
riot: مثال: 1. "The garden was a riot o ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trick or tweeting: این یک عبارت عامیانه و نوظهور است ک ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for reals: 🔸 معادل فارسی: • جدی، واقعاً • به ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do diddly shit: Do diddly shit / Do diddly - squat ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wigger: 🔸 تعریف ها: 1. ( عامیانه/توهین آمی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
furlough: /ˈfɜːr. loʊ/ فِرلو - - - ### � ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blue plate special: 🔸 معادل فارسی: • غذای ارزان روز ( ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep one's shit tight: 🔸 معادل فارسی: • مرتب و منظم بودن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drooling vegetable: 🔸 معادل فارسی ( درک مفهوم ) : • فر ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gi jane: G. I Jane 🔸 معادل فارسی: زن سرباز ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
straight d: 🔸 معادل فارسی: نمره مردود ( در همه ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's sack in a twist: Get one's sack in a twist ( اصطلا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's sack in a twist: have one's sack in a twist ( اصطلا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
green goddess: آشپزی/ نوعی سس سالاد سس سالاد الهه ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn tricks: 🔸 معادل فارسی: • تن فروشی کردن، فا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off oneself: 🔸 معادل فارسی: • خودکشی کردن • به ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with the hair: بیان یک ویژگی ثابت ( موهای فر، بلند ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go bananas: to become very excited or angry قاط ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get re up: تعریف ها ( بر اساس کاربرد ) : ۱. تم ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have enough: 🔸 معادل فارسی ( بسته به بافت ) : • ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scabies ridden: 🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) آلوده ب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ride on someone: 🔸 معادل فارسی: • به کسی تکیه کردن، ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go 5150: ( اصطلاح – عامیانه/پلیسی/فرهنگ عامه ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gotta jet: 🔸 معادل فارسی: • باید برم، باید بز ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold over someone: 🔸 معادل فارسی: • چیزی را پشت سر کس ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
same soup just reheated: 🔸 معادل فارسی: • همون آش، همون کاس ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hire back: 🔸 معادل فارسی: • استخدام مجدد • با ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
biohazard grade: 🔸 معادل فارسی: • درجه خطر زیستی • ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's the holdup: 🔸 معادل فارسی: • علت تأخیر چیه؟ • ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do one's eight: 🔸 معادل فارسی: • یک شیفت هشت ساعته ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's head shots: 🔸 معادل فارسی: • عکس حرفه ای گرفتن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walking around scratch: 🔸 معادل فارسی: • پول خرد روزمره ( ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
untamed and uncut: 🔸 معادل فارسی: • وحشی و دست نخورده ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
motion of appeal: 🔸 معادل فارسی: • درخواست رسمی تجدی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ged class: GED مخفف General Educational Develo ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a limp: 🔸 معادل فارسی: • لنگ شدن • کج راه ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the rain washed in: معنای استعاری ( ورود غیرمنتظره ) ا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a stretch: 🔸 معادل فارسی: • کمی دور از ذهن اس ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep pounding: در زبان روزمره به معنای ادامه دادن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the gate: 🔸 معادل فارسی: • از زندان آزاد شدن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bdsm: Bondage ( BDSM ) Bondage, discipli ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
square: 1. ( شخصیت – عامیانه/منفی ) : فردی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
square: 🔸 معادل فارسی: سیگار ( به ویژه سی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sonny jim: 🔸 معادل فارسی: • پسر جوون ( خطاب ب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't push it: 🔸 معادل فارسی: • از حد نگذر • زیاد ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تحدیر: تَحْدِیر به معنای سرعت گرفتن یا سرع ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give a cunt's hair: اصطلاح عامیانه و بسیار ناپسند ( Vul ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moved: مثال: ۱. The ending of the movie ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone the short end of the stick: ظلم کردن به کسی، سهم کمتری دادن به ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tie someone to one's chair: آنقدر کسی را سرگرم کردن یا جذب کردن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
handle: نام کاربری ( در شبکه های اجتماعی، ا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
agency: An agency is a business or organiza ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cyberpunk: This term refers to a subgenre of s ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bat a thousand: 🔸 معادل فارسی: • صد در صد موفق بود ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crack ho: 🔸 معادل فارسی: معتاد به کراک که تن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
banger land: محله یا منطقه موادی ها ( مخدر و. . ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sharp force: ( صفت/اسم – پزشکی قانونی/آسیب شناسی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suck lt up: 🔸 معادل فارسی: • تحمل کن، تاب بیار ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
halfway to china: 🔸 معادل فارسی: • خیلی دور، یک عالم ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut one's head clean off: 🔸 تعریف ها: 1. ( توصیفی/فیزیکی – ا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quit tripping: 🔸 معادل فارسی: • دست بردار، ول کن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
req: مخفف "request" ( درخواست، نیازمندی، ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stock take: 🔸 معادل فارسی: • انبارگردانی • شما ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sucker for: 🔸 معادل فارسی: • دیوانه ی چیزی بود ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recital: 🔸 معادل فارسی: • ( هنری ) کنسرت ان ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on attachment: 🔸 معادل فارسی: • مأمور به خدمت ( د ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chivvy: 🔸 معادل فارسی: • سعی در وادار کردن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
punch line: 🔸 معادل فارسی: • نکته پایانی ( جوک ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rather than sixes and sevens: 🔸 تعریف ها: 1. ( اصطلاحی – اصلی ) ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consolation prize: 🔸 معادل فارسی: • جایزه تسلی • جایز ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
powder one's nose: 🔸 معادل فارسی: • دستشویی رفتن ( مخ ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the dip: 🔸 معادل فارسی: • ( مالی ) در پایین ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put the tin hat on: 🔸 معادل فارسی: • کار را تمام کردن، ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
upstart: 🔸 **معادل فارسی: • تازه به دوران ر ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
naafi: NAAFI مخفف Navy, Army and Air Force ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
right old go: دعوای شدید، مشاجره طولانی یا جنگ و ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
front up: ۱. **حاضر شدن یا رسیدن:** به معنای ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hard on: offensive/ slang a rude word for an ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gasbag: 🔸 معادل فارسی: ورّاج / پرحرف بیهو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't count: معنی "don't count" در رستوران ( پرد ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
instant: ( فوری بودن واکنش ) The fire alarm ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ηigh end: یک صفت ( adjective ) بسیار رایج در ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
close the door on someone: در را به روی کسی بستن، فرصت را از ک ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in already: بالاخره سوار شو / بیا تو / وارد شو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick up a fare: یک مسافر سوار کردن ( به ویژه در تاک ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's ass off: از جا بلند شدن و دست از تنبلی برداش ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get anal: بیش از حد ریزبین و سخت گیر شدن، مو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get worked up: از کوره در رفتن، عصبانی شدن، ناراحت ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't count: معنی "don't count" در رستوران ( پرد ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get to blend in: فرصت پیدا کردن برای همرنگ جماعت شدن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
refine: 🔸 تعریف ها: 1. ** ( فکری – هدف گذ ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pint: ( محاوره – نوشیدنی ) : در فرهنگ بری ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flame war: 🔸 معادل فارسی: • جنگ لفظی اینترنتی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as you were: 🔸 مثال ها: ( نظامی ) The drill s ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no fear: 🔸 معادل فارسی: • معلومه که نه! • ه ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
funnily enough: 🔸 معادل فارسی: • جالب این که • نکت ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dig out: 🔸 **معادل فارسی: • درآوردن با کندن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sharp: 🔹 ۱. Sharp در فیلد زمان ( Time ) — ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pedestrian: گاهی اوقات، کلمه "pedestrian" در زب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bat one's lashes: 🔸 معادل فارسی: • ناز کردن با چشم • ...
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come the old acid: 🔸 معادل فارسی: • ترش رویی کردن، بد ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shake the dust off one's feet: رفتن و پشت سر را نگاه نکردن / رها ک ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shake the dust off one's feet: رفتن و پشت سر را نگاه نکردن / رها ک ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pelacenta previa: Placenta previa ( جفت سرراهی ) وضعی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call in one's chit: یک اصطلاح عامیانه انگلیسی است که به ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hoppit: • ( عامیانه/دستوری ) گمشو، بزن به چ ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for long stretches: 🔸 **معادل فارسی: • برای مدت های طو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alert at times: 🔸 **معادل فارسی: • گاهی هوشیار، گا ...
١ ماه پیش