نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
join paunches: 🔸 معادل فارسی: • جماع کردن • آمیزش ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tanker: A Tanker is a soldier who operates ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get no beef: دشمنی نداشتن، مشکلی با کسی نداشتن ی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sort it out myself: خودم مشکلم را حل کنم یا خودم اوضاع ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a pair: یک اصطلاح عامیانه و کمی توهین آمیز ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sleeping partner: 🔸 تعریف ها: 1. ( حقوقی/تجاری – اص ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drink someone in: یک اصطلاح استعاری و بسیار زیبا به م ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
back someone into a corner: کسی را به بن بست بردن، کسی را در تن ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do in a pinch: در شرایط اضطراری کارساز بودن، در تن ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
an ax to grind: مثال: ۱. I suspect he has an ax t ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sun kissed: آفتاب خورده، برنزه شده یا روشن و در ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
penance: 1. کفاره یا توبه عملی: عملی که فرد ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prenup: 🔸 معادل فارسی: • قرارداد پیش از از ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone a shoeing: 🔸 معادل فارسی: • حسابی کتک زدن • ل ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
irregular: اسم 🔸 معادل فارسی: • ( نظامی ) نیر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wait an age: 🔸 معادل فارسی: • یک عمر منتظر ماند ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
read a fucking book: این عبارت توهین آمیز و عامیانه است ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fly in the ointment: نقطه بطلان، عامل مزاحم یا مشکلی که ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sell someone out: خیانت کردن به کسی، لو دادن کسی یا ب ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ruck: ۱. توده و انبوه: به معنی توده، انبو ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zozzle: مست کردن، خمار کردن مثال: ۱. The ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retired: مثال: ۱. I am tired, so I am going ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mean dog right: ۱. Look at his teeth; he is a mean ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make someone a white flower: مثال: 1. You cannot make a white ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sugary voice: صدای شیرین، صدای نرم و لطیف یا صدای ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scram: برو گم شو، برو. این واژه معمولاً ب ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
an ax to grind: مثال: ۱. I suspect he has an ax t ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zozzle: مست، کسی که الکل زیاد خورده مثال: ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep outside: استعاری پنهان کردن مشکلات و مسائل ا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
down the road: ### 1. به معنای **در آینده** این ک ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tawny: Tawny is a term used to describe a ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hypothermia: a serious medical condition in whic ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweep outside: استعاری پنهان کردن مشکلات و مسائل ا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back someone into a corner: کسی را به بن بست بردن، کسی را در تن ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone a white flower: مثال: 1. You cannot make a white ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do in a pinch: در شرایط اضطراری کارساز بودن، در تن ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
undo someone: نابود کردن کسی، از بین بردن موقعیت ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mean dog right: ۱. Look at his teeth; he is a mean ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sugary voice: صدای شیرین، صدای نرم و لطیف یا صدای ...
٤ ماه پیش