نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moved: مثال: ۱. The ending of the movie ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone the short end of the stick: ظلم کردن به کسی، سهم کمتری دادن به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tie someone to one's chair: آنقدر کسی را سرگرم کردن یا جذب کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
handle: نام کاربری ( در شبکه های اجتماعی، ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
agency: An agency is a business or organiza ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cyberpunk: This term refers to a subgenre of s ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bat a thousand: 🔸 معادل فارسی: • صد در صد موفق بود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crack ho: 🔸 معادل فارسی: معتاد به کراک که تن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
banger land: محله یا منطقه موادی ها ( مخدر و. . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sharp force: ( صفت/اسم – پزشکی قانونی/آسیب شناسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suck lt up: 🔸 معادل فارسی: • تحمل کن، تاب بیار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
halfway to china: 🔸 معادل فارسی: • خیلی دور، یک عالم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut one's head clean off: 🔸 تعریف ها: 1. ( توصیفی/فیزیکی – ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quit tripping: 🔸 معادل فارسی: • دست بردار، ول کن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
req: مخفف "request" ( درخواست، نیازمندی، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stock take: 🔸 معادل فارسی: • انبارگردانی • شما ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sucker for: 🔸 معادل فارسی: • دیوانه ی چیزی بود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recital: 🔸 معادل فارسی: • ( هنری ) کنسرت ان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on attachment: 🔸 معادل فارسی: • مأمور به خدمت ( د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chivvy: 🔸 معادل فارسی: • سعی در وادار کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
punch line: 🔸 معادل فارسی: • نکته پایانی ( جوک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rather than sixes and sevens: 🔸 تعریف ها: 1. ( اصطلاحی – اصلی ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consolation prize: 🔸 معادل فارسی: • جایزه تسلی • جایز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
powder one's nose: 🔸 معادل فارسی: • دستشویی رفتن ( مخ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the dip: 🔸 معادل فارسی: • ( مالی ) در پایین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put the tin hat on: 🔸 معادل فارسی: • کار را تمام کردن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
upstart: 🔸 **معادل فارسی: • تازه به دوران ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
naafi: NAAFI مخفف Navy, Army and Air Force ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
right old go: دعوای شدید، مشاجره طولانی یا جنگ و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
front up: ۱. **حاضر شدن یا رسیدن:** به معنای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hard on: offensive/ slang a rude word for an ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gasbag: 🔸 معادل فارسی: ورّاج / پرحرف بیهو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't count: معنی "don't count" در رستوران ( پرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
instant: ( فوری بودن واکنش ) The fire alarm ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ηigh end: یک صفت ( adjective ) بسیار رایج در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
close the door on someone: در را به روی کسی بستن، فرصت را از ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in already: بالاخره سوار شو / بیا تو / وارد شو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick up a fare: یک مسافر سوار کردن ( به ویژه در تاک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's ass off: از جا بلند شدن و دست از تنبلی برداش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get anal: بیش از حد ریزبین و سخت گیر شدن، مو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get worked up: از کوره در رفتن، عصبانی شدن، ناراحت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't count: معنی "don't count" در رستوران ( پرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get to blend in: فرصت پیدا کردن برای همرنگ جماعت شدن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
refine: 🔸 تعریف ها: 1. ** ( فکری – هدف گذ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش