نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knocko: 🔸 معادل فارسی عامیانه: • مأمور یگا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a tinkle: 🔸 معادل فارسی: • ادرار کردن ( به ز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cheese stands alone: 🔸 معادل فارسی: • تنها و بی یاور ما ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone beef: 🔸 معادل فارسی: • گیر دادن، اذیت کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
read one's lips: 🔸 معادل فارسی: • با تأکید و قاطعیت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang someone: 🔸 معادل فارسی ( بر اساس درخواست شم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vial up: 🔸 معادل فارسی: • ( در اصطلاح موادف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's tail between one's leg: 🔸 معادل فارسی: • از روی شرم و خجال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run for a sheet: 🔸 معادل فارسی: • ( اداری/پلیسی ) ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dry firing: 1. ( تیراندازی – اصلی ) : کشیدن ماش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch a stone: • ( ادبی/استعاری ) متحمل سختی شدن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the drop: 🔸 معادل فارسی ( بسته به بافت ) : • ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pressure treated: 🔸 معادل فارسی: • ( صنعت چوب ) چوب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go from red to black: • از ضرر دهی به سوددهی رسیدن 🔸 مثا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not off someone: 🔸 معادل فارسی ( بسته به بافت ) : • ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
runt without a tit: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه – منفی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shoot craps: 🔸 معادل فارسی: • ( قمار ) تاس اندا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ride dirty: 🔸 معادل فارسی: • ( پلیسی – اصلی ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hassle someone: 🔸 معادل فارسی: • ( اذیت کردن ) سر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go with the deuce: 🔸 معادل فارسی ( محتمل ترین معانی ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whip one's ass: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه – خشونت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roll bones: 🔸 معادل فارسی: • ( قمار – اصلی ) ت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
read over one's shoulder: 🔸 معادل فارسی: • ( فیزیکی – اصلی ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
from the pools: 🔹 عبارت: From the pools ( عبارت قی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have someone dead to rights: 🔸 معادل فارسی: • مُچ کسی را گرفتن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
precincts: محدوده، حومه، اطراف ( معمولاً محدود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
replenish the coffers: 🔸 معادل فارسی: • خزانه را دوباره پ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone a haircut: معمولاً به معنای واقعی کوتاه کردن م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blows: ضربه، طوفان، دمیدن، یا در زبان عامی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scram: برو گم شو، برو. این واژه معمولاً ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
red cent: یک پول هم یا یک ده شاهی ( مقدار بسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
awacs: عبارت AWACS مخفف عبارت انگلیسی Airb ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
double tap: به تاکتیکی اشاره دارد که در آن، پس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bodyguard detail: تیم محافظت یا گروه محافظان شخصی که ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make one's week: هفته کسی را ساختن / کسی را خوشحال ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mendaciousness: مِن دِیشِس نِس 🔸 معادل فارسی: • در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
try out: اسم try - out 🔸 مثال ها: ( ورزشی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wpc: 🔸 معادل فارسی ( بسته به کاربرد ) : ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bit of skirt: 🔸 معادل فارسی: • یه تیکه زن، یه زن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a pot to piss in: 🔸 معادل فارسی: • ( در معنای اصطلاح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
red team: گروهی است که مسئولیت شبیه سازی حملا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rim job: یک اصطلاح عامیانه و صریح ( Slang ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut someone a check: برای کسی چک صادر کردن یا چک کشیدن ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wean oneself off: به تدریج ترک کردن یا کم کردن وابستگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش