نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chuck: 🔸 معادل فارسی: • ( فعل - محاوره ) ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's perishing: 🔸 تعریف ها: 1. ( هواشناسی – اصلی/ ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not at all: 🔸 **معادل فارسی: • خواهش می کنم، ق ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oas: واحه به انگلیسی می شود؛ oasis اما O ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's perishing: 🔸 مثال ها: ( هوا ) Close the win ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have fares: ۱. داشتن کرایه ( حمل ونقل ) : اشاره ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
def gen: کد ژنتیکی دفاعی ( Defense Gene ) : ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give the floor: مثال: ۱. The chairman decided to ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
twist the knife: مثال: ۱. I will be forever indebt ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fudgel: یک واژه قدیمی و منسوخ شده در زبان ا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
micturate: رسمی و پزشکی ادرار کردن یا جاری ک ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
riot: مثال: 1. "The garden was a riot o ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trick or tweeting: این یک عبارت عامیانه و نوظهور است ک ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for reals: 🔸 معادل فارسی: • جدی، واقعاً • به ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do diddly shit: Do diddly shit / Do diddly - squat ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wigger: 🔸 تعریف ها: 1. ( عامیانه/توهین آمی ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
furlough: /ˈfɜːr. loʊ/ فِرلو - - - ### � ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blue plate special: 🔸 معادل فارسی: • غذای ارزان روز ( ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep one's shit tight: 🔸 معادل فارسی: • مرتب و منظم بودن ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drooling vegetable: 🔸 معادل فارسی ( درک مفهوم ) : • فر ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gi jane: G. I Jane 🔸 معادل فارسی: زن سرباز ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
straight d: 🔸 معادل فارسی: نمره مردود ( در همه ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's sack in a twist: Get one's sack in a twist ( اصطلا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's sack in a twist: have one's sack in a twist ( اصطلا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
green goddess: آشپزی/ نوعی سس سالاد سس سالاد الهه ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn tricks: 🔸 معادل فارسی: • تن فروشی کردن، فا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off oneself: 🔸 معادل فارسی: • خودکشی کردن • به ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with the hair: بیان یک ویژگی ثابت ( موهای فر، بلند ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go bananas: to become very excited or angry قاط ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get re up: تعریف ها ( بر اساس کاربرد ) : ۱. تم ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have enough: 🔸 معادل فارسی ( بسته به بافت ) : • ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scabies ridden: 🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) آلوده ب ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ride on someone: 🔸 معادل فارسی: • به کسی تکیه کردن، ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go 5150: ( اصطلاح – عامیانه/پلیسی/فرهنگ عامه ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gotta jet: 🔸 معادل فارسی: • باید برم، باید بز ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold over someone: 🔸 معادل فارسی: • چیزی را پشت سر کس ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
same soup just reheated: 🔸 معادل فارسی: • همون آش، همون کاس ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hire back: 🔸 معادل فارسی: • استخدام مجدد • با ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
biohazard grade: 🔸 معادل فارسی: • درجه خطر زیستی • ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's the holdup: 🔸 معادل فارسی: • علت تأخیر چیه؟ • ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do one's eight: 🔸 معادل فارسی: • یک شیفت هشت ساعته ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's head shots: 🔸 معادل فارسی: • عکس حرفه ای گرفتن ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walking around scratch: 🔸 معادل فارسی: • پول خرد روزمره ( ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
untamed and uncut: 🔸 معادل فارسی: • وحشی و دست نخورده ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
motion of appeal: 🔸 معادل فارسی: • درخواست رسمی تجدی ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ged class: GED مخفف General Educational Develo ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a limp: 🔸 معادل فارسی: • لنگ شدن • کج راه ...
٣ ماه پیش