نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come out: 🔸 معادل فارسی: افشا کردن گرایش جن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heavy is the head that wears the crown: 🔸 معادل فارسی: • هر که بامش بیش، ب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call off one's dog: 🔸 معادل فارسی: ( استعاری – رایج ) ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have someone on one's mind: 🔸 معادل فارسی: • ( اصلی ) به کسی ف ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
house broke: 1. وضعیت مالی – خانه به دوش، خانه خ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pluck nerves: 🔸 معادل فارسی: ( رایج ) اعصاب کسی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have someone by the balls: 🔸 معادل فارسی: • ( کنترل مطلق ) کس ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sling drugs: 🔸 معادل فارسی: ( عامیانه – اصلی ) ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cp time: Colored People’s Time ( به عنوان ی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
read upfront: تشخیص و پیش بینی از روی ظاهر ( در ا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay in the cut: 🔸 معادل فارسی: • ( اصلی ) خلوت کرد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go half crazy: 🔸 معادل فارسی: • ( اصلی ) حسابی کل ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
agg assault: Aggravated assault 🔸 معادل فارسی: ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look unwound: 🔸 معادل فارسی: ( فیزیکی ) شُل به ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
punter: 🔸 معادل های فارسی ( بسته به معنا ) ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put one's papers in: 🔸 معادل فارسی: • استعفا دادن • باز ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
play cool: حفظ آرامش، خونسردی، و ظاهر عادی در ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be for something: مثال: ۱. Are you for or against t ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chastity: the state of not having sexual rela ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a face: 🔸 معادل فارسی: • ( توصیف زیبایی ) ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fly one's colors: 🔸 معادل فارسی: • ( اصلی ) پرچم خود ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flex squad: 🔸 معادل فارسی: معانی اصلی: • ( عام ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
april theory: 🔸 معادل فارسی: • نظریه آوریل ( به ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
say so: PERMISSION an instruction to do som ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tie a can to one's tail: 🔸 معادل فارسی: • از شر کسی خلاص شد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put mileage: 🔸 معادل فارسی ( بسته به بافت ) : ف ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch 22: Catch - 22 "دور باطل"/ به وضعیتی پا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you jinxed me: 👇مثال؛ 1. "I was doing so well in ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zoning office: 🔸 معادل فارسی: • اداره zoning، دفت ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
onion to eat: 🔸 معادل فارسی ( بسته به بافت ) : ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's day in the sun: 🔸 معادل فارسی: • روز اوج خود را دا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
serve: 🔸 مثال ها ( کاربرد حقوقی و عامیانه ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
serve: ### 🔸 معادل فارسی: فروش مواد به م ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lockpick: 1. قفل باز کن ( وسیله ) مثال؛ He ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
categorical: در دیپلماسی و سیاست ( رایج ترین کار ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thuggish: مثال؛ The owner of the stall, a lar ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fan out: 🔸 مثال ها: ( جستجو ) The rescue ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meanderer: 1. **پیچ وخم داشتن / پرپیچ وخم بودن ...
٢ ماه پیش