نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
renewable sources: Renewable sources refer to natural ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cook someone's goose: to do something that spoils someone ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cook off: A "cook - off" is a noun that refer ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
healthspan: 🔸 معادل فارسی: طول دوره ی سلامتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the edge off something: The phrase "take the edge off" mean ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
غژغاو: غژغاو فرهنگ فارسی عمید نوعی گاومیش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rules are made to be broken: This saying implies that it is some ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rhetorical: "Rhetorical" refers to language or ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keyword advertising: Keyword advertising refers to a for ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keysmash: A keysmash ( alternatively key smas ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دو قورت و نیمش باقیه: ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیه برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوزن همه را می پوشاند اما خودش لخت است: این مثل درباره انسان های بخشنده ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ﻓﯿﻞ ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺵ ﺻﺪ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ: ضرب المثل ﻓﯿﻞ ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺵ ﺻﺪ ﺗﻮﻣ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ﮐﻼﻍ ﺳﺮ ﻻﻧﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻗﺎﺭﻗﺎﺭ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ: ﺑﻪ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮑﺎﻥ ﻧﺎﺳﺰﺍﮔﻮﯾﯽ ﺷﺎﯾﺴﺘ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ﮔﺮﺑﻪ ﺑﻪ ﺩنبه ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺳﮓ ﺑﻪ ﺷﮑﻤﺒﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ: ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺴﯽﮐﻪ ﭘﺮﺧﻮر ﻭ ﺷﮑﻤﻮست به کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چوسی امدن: قمپز در کردن، تعاریف مبالغه آمیز و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گربه رقصاندن: بازی در آوردن، کسی را سر دواندن و ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیلش را پارو کرده: به آدم ساده لوحی که برای رسیدن به ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
minimarket: ( also minimart ) a store that sel ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دستش نمک نداره: ۱ - یعنی هر چه به دیگران خوبی می کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب پاکی را روی دستش ریخت: وقتی کسی به امید موفقیت و انجام خوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
استین نو بخور پلو: این ضرب المثل که برگرفته از حکایتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اش نخورده و دهن سوخته: معنی ضرب المثل آش نخورده و دهن سوخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
افتابه لگن هفت دست شام و ناهار هیچی: ضرب المثل آفتابه لگن هفت دست، شام و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ان را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است: ضرب المثل آن را که حساب پاک است از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت نبود: ضرب المثل جیک جیک مستونت بود، فکر ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wet yourself: to urinate in your clothes by accid ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wet the bed: wet the/your bed to urinate in your ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wet your pants: to urinate in your clothes ادرار ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sewage works: Sewage works, also known as sewage ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sex change: Sex change, often referred to as ge ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gender transition: Gender transition, also known as ge ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gender critical: adjective ( also gender critical ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boys will be boys: "Boys being boys" refers to a cultu ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
proneness to sth: the fact of being likely to suffer ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
proning: noun [ U ] MEDICAL specialized the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prone positioning: noun [ U ] MEDICAL specialized the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
source: To get something, especially produc ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
poo: US poop to pass solid waste from th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grim: "Grim reality" refers to the state ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dice with death: mainly UK to do something extremely ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leap year: a year that happens every four year ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
place setting: the glasses, plates, knives and for ...
٢ سال پیش