نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
siphon: ( also syphon ) to take money, esp ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strung out: This term is used to describe someo ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heal emotionally: 🔹 معادل فارسی: بهبود عاطفی | شفای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow through pain: 🔹 معادل فارسی: رشد کردن از دل رنج ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cause discomfort: 🔹 معادل فارسی: ایجاد ناراحتی | باع ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a hard on: 🔹 معادل فارسی: باعث نعوظ شدن | تحر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone horny: 🔹 معادل فارسی: تحریک جنسی کردن کسی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
harbor ill feelings: 🔹 معادل فارسی: احساسات منفی در دل ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone excited: 🔹 معادل فارسی: کسی را هیجان زده کر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nurse bitterness: 🔹 معادل فارسی: تلخی را در دل پرورا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cause arousal: 🔹 معادل فارسی: برانگیختن تحریک ( ج ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
boat race: 🔹 معادل فارسی: مسابقه ی قایق رانی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a conniption: 🔹 معادل فارسی: قشقرق راه انداختن | ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deliberate on: 🔹 معادل فارسی: بررسی دقیق کردن | ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bloke: This slang term is commonly used in ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on top of it: This slang phrase is used to descri ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mar: This word refers to the act of caus ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coon’s age: 🔹 معادل فارسی: مدت خیلی طولانی / س ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dog’s age: 🔹 معادل فارسی: مدت خیلی طولانی / س ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
enkindle: 🔹 معادل فارسی: افروختن / شعله ور س ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cringetastic: /ˈkrɪndʒˌt�stɪk/ کرینج تَستیک 🔹 مع ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dapple: 🔹 معادل فارسی : خال خال / نقش های ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
awkward turtle: 🔹 معادل فارسی : لاک پشتِ خجالت اجت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cognitive reframing: 🔹 معادل فارسی: بازچینی شناختی – با ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seeking support: 🔹 معادل فارسی: درخواست حمایت – جست ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
practice empathy: 🔹 معادل فارسی: تمرین همدلی – پرورش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
embrace imperfection: ( روان شناسی ) : پذیرش آگاهانه ی نق ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
harmony hideaway: 🔹 معادل فارسی: خلوتگاه آرامش – گوش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
socially awkward penguin: Socially Awkward Penguin یا پنگوئن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blissful escape: 🔹 معادل فارسی: فرار دل انگیز – گری ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
courtyard cat: 🎭 معنای استعاری و نمادین گربه: نما ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cozy nook: 🔹 معادل فارسی: گوشه ی دنج – پناهگا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
butterfly woman: 🔹 نکته ی فرهنگی: Butterfly Woman ن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
join the ranks: 🔹 معادل فارسی : به صف کسی یا گروهی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw in with: 🔹 معادل فارسی : هم پیمان شدن با کس ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
emotional exploitation: **سوءاستفاده عاطفی** که گاهی با عنو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mingle in: 🔹 معادل فارسی : در جمع حل شدن، با ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sneaky maneuvers: **Sneaky maneuvers** اشاره دارد به ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underhanded tactics: **Underhanded tactics** به معنای �ت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw someone off: 🔹 معادل فارسی : گیج کردن کسی / از ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swamp someone: 🔹 معادل فارسی : غرق کردن کسی در کا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
twist the truth: 🔹 معادل فارسی : تحریف حقیقت / وارو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work a number on: 🔹 معادل فارسی : ضربه ی روانی زدن / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play someone like a fiddle: 🔹 معادل فارسی : مثل ساز کوک کردن ک ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
persuasive strategies: **استراتژی های متقاعدسازی** به روش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run a game on someone: 🔹 معادل فارسی : ترفند زدن به کسی / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strategic coercion: **Strategic coercion** به معنای است ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
subversive tactics: **تاکتیک های اغواگرانه** به روش ها ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sucker into: 🔹 معادل فارسی : گول زدن برای انجام ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
juice someone up: 🔹 معادل فارسی : انرژی دادن به کسی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sly tactics: **Sly tactics** در زمینه جنگ روانی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snow someone under: 🔹 معادل فارسی : زیر بار بردن کسی / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on the grind: 🔹 معادل فارسی: شروع به تلاش سخت کر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in the grind: 🔹 معادل فارسی: زحمت کشیدن بی وقفه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull a shift: 🔹 معادل فارسی: شیفت کاری انجام داد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
juxify: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تضادآفرینی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
transubstantiate: /ˌtr�n. səbˈst�n. ʃi. eɪt/ ترَن ساب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you da man: 🔹 معادل فارسی: دمت گرم! / تو فوق ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snafu: Snafu is an acronym for “Situation ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive like a freight train: 🔹 معادل فارسی: مثل قطار باری راندن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oppressive weight: 🔹 معادل فارسی: وزن طاقت فرسا / بار ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a weight on one’s mind: 🔹 معادل فارسی: سنگینی بر ذهن / فشا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go full steam ahead: 🔹 معادل فارسی: با تمام قوا جلو رفت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monkey on one’s back: 🔹 معادل فارسی: بلای جان / اعتیاد ی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
runway phenom: 🔹 معادل فارسی: پدیده ی صحنه ی مد / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burden on one’s conscience: 🔹 معادل فارسی: سنگینی بر وجدان / ع ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drag on one’s spirit: 🔹 معادل فارسی: سنگینی بر روح انسان ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drain one’s energy: 🔹 معادل فارسی: انرژی کسی را تحلیل ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heavy yoke: 🔹 معادل فارسی: یوغ سنگین / بار طاق ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bane of one’s existence: 🔹 معادل فارسی: مایه ی عذاب زندگی / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trademark symbol: 🔸 تعریف ها: 1. ( حقوقی – مالکیت بر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gobsmack: /ˈɡɑːb. sm�k/ گاب سَمَک 🔹 معادل فا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the upswing: 🔹 معادل فارسی : در مسیر بهبود / رو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a reality: 🔸 تعریف: عملی کردن، به اجرا گذاشت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
copyright symbol: 🔹 معادل فارسی : نماد حق نشر ( � ) ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
execute on: 🔸 تعریف: انجام دادن یا به درستی ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slump: 1 - to suddenly go down in value, ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bollocks: nonsense; rubbish ( used to express ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brown nosing: 🔹 معادل فارسی : چاپلوسی افراطی / ت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with a rock: 🔸 تعریف ها: 1 - ( عامیانه – وضعیت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the way to the altar: 🔹 معادل فارسی : در مسیر ازدواج / د ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweater weather: 🔹 معادل فارسی : هوای مناسب برای پو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pumpkin spice season: ( اجتماعی – معنوی ) : این فصل برای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spouse to be: 🔹 معادل فارسی : همسر آینده / نامزد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
officially spoken for: 🔹 معادل فارسی : رسماً در رابطه بود ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dispute settlement: 🔹 معادل فارسی : حل وفصل اختلافات / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
writ of claim: 🔹 معادل فارسی : دادخواست رسمی / بر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wounding with intent: 🔹 معادل فارسی : زخم زدن عمدی / ایج ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
prescient: وقتی به آنجا رسیدم و در حال گریه و ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s a go: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تصمیم قطعی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thumbs out: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: انگشت شست ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let’s roll: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: بزن بریم / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off board: یعنی خارج از جریان بودن، موافق نبود ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull the covers off: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: پرده بردار ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thumbs in: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: علامت همرا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
air out dirty laundry: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: آبرو بردن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not in the fog: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: در ابهام ن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the case: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: در حال پیگ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with a finger on the pulse: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: در جریان ک ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پرسش با حداقل ١,٠٠٠ بازدید

-
بپرس
-
تفاوت jail و prison
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot on the heels: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: در تعقیب ن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work block: 1 - 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: بخش کا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
attune to: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: هماهنگ شدن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grunt: 1 - someone who does an unskilled ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrub sister: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: پرستار اتا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pudding head: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: کله پودینگ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enhanced personality disorder: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: اختلال شخص ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gyte: /ɡaɪt/ 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: دیو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make one's wee bolt: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: یه فرار کو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fingers crossed: ( keep/have your fingers crossed ( ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
actlet: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: نقشک / نقش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aftershave: افتر شیو محصولی است که پس از اصلاح ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nick: A nick is a small, shallow cut or s ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fresh out of: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: ته کشیدن / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrap the bottom of the barrel: استفاده یا انتخاب چیزی از بدترین یا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crackerjack journo: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: خبرنگار تی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live on a shoestring: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: با بودجه ی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fight to stay afloat: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تقلا برای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walk a financial tightrope: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: مثل بندباز ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel the financial squeeze: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تحت فشار م ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrap along: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: با سختی و ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on thin ice financially: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: در وضعیت م ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrounge for change: 1 - ( طنز اجتماعی ) : وقتی کسی در ش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
struggle to make ends meet: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: دست و پا ز ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
figure out: مثال؛ “I need to figure out who com ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
peel off: peel away/off When vehicles, people ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
warm up to: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: کم کم علاق ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clue into: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: آگاه شدن / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tune down: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: کاهش دادن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tune over: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تعویض کانا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick up a notch: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: سطح کار را ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn on to: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: علاقه مند ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fade into: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: به تدریج د ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
short end of the stick: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: طرف بازنده ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zone in: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تمرکز کردن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
secret ingredient: 🔹 چاشنی مخفی / عنصر پنهان / راز خو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پنتامین: پنتالین یا پروپانتلین بروماید داروی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
phentermine: فنتِرِمین دارویی است محرک سیستم عصب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’ll all work out: 🔹 همه چیز درست می شه / همه چیز روب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
iron paradise: **Iron Paradise** نامی است که برای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
high muckety muck: به فردی اشاره دارد که **یک مقام بلن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
head of the pack: **رهبر یا پیشتاز یک گروه، تیم یا رق ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
warm fuzzies: 🔹 دلگرمی های لطیف / حس خوب نرم و گ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lean on me: یک عبارت رایج انگلیسی است که به معن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up skill: **Up - skill** به معنی **افزایش مها ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
deca: **Deca** یک پیشوند عددی است که به م ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch up on: To catch up on a show means to watc ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zone out: When someone “zones out, ” they bec ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strap for: 🔹 در مضیقه بودن / کمبود داشتن / بی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pay as you go: ✍️پرداخت به ازای استفاده یک مدل صور ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spellbind: 🔹 مجذوب کردن / افسون کردن / دل ربا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
command the room: **داشتن حضور قدرتمند و تأثیرگذار به ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nod off: ✍️"چرت زدن"/ به معنای خوابیدن به طو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the spotlight is on me: این عبارت به معنی در مرکز توجه قرار ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
d dawg: **D - Dawg** * ( اسم مستعار – اصطلا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
daddynator: واژه ی *Daddynator* یک ترکیب غیررسم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the lowdown: 🔸 معادل فارسی: اصل ماجرا را فهمیدن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grab eyeballs: 🔹 جلب توجه شدید / چشم ها را به خود ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay bare for all to see: این عبارت به معنی آشکار و علنی کردن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low on: یک عبارت ترکیبی ( prepositional phr ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
power on: ### معنی اصلی: **روشن کردن دستگاه ی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw out in the open: این عبارت به معنای افشای ناگهانی و ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monitorama: به صورت غیررسمی و طنز برای توصیف وس ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
screenie: /ˈskriːni/ 🔹 اسکرین شات / تصویر صف ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave be: This phrase means to leave somethin ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your groove on: 🔹 برقص و حالشو ببر / وارد حال و هو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your house in order: 🔹 اوضاع خودت رو سر و سامان بده / م ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your act in gear: 🔹بجنب و خودت رو جمع وجور کن / اوضا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the market for: 🔹 در فکر خرید چیزی بودن / دنبال خر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get on the ball: 🔹 دست به کار شو / حواست رو جمع کن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like peas and carrots: مثل نخود و هویج / عالی با هم جور بو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sleuthhound: 🔹 ردیاب حرفه ای / کارآگاه خبره / س ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
locater: 🔹یابنده / ردیاب / مکان یاب / افشاگ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unmasker: 🔹 افشاگر / پرده بردار / کسی که حقی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lace: To add alcohol or drugs to food or ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
juggle too much: **همه چیز را هم زمان مدیریت کردن** ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without reservation: 🔹بی قید و شرط / بی تردید / با تمام ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
peeping tom: مثال؛ He’s a real peeping Tom, alwa ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاخص فلاکت: 🔹 شاخص فلاکت / شاخص رنج اقتصادی / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
narrative worldwide: **روایت جهانی** / **داستان سرایی در ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
misery index: 🔹 شاخص فلاکت / شاخص رنج اقتصادی / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go topsy turvy: 🔹 وارونه شدن / به هم ریختن کامل / ...
١٠ ماه پیش