نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
play catch up ball: 🔸 معادل فارسی: • تلاش برای رسیدن ب ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrestle from someone: 🔸 معادل فارسی: • با زور و تقلا از ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
change the welcome mat: 🔸 معادل فارسی: • ورود افراد جدید ر ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave someone a pot to piss in: 🔸 معادل فارسی ( با درجات مختلف ادب ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in the swing of things: 🔸 معادل فارسی: • به روال عادی و مع ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put marmalade on someone's toast: 🔸 معادل فارسی ( بر اساس بافت طنز و ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take it in the shorts: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) ضرر و ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sight for sore eyes: One whom it is a relief or joy to s ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give to craps: give a craps متاسفانه نتوانستم عنوا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
accounts department: 🔸 معادل فارسی: • بخش حسابداری، واح ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
open the kimono: A 1990's phrase that means that eve ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tier: /tɪr/ ( انگلیسی آمریکایی ) تیر ( ت ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
au naturel: /ˌəʊ ˌn�tʃ. ʊrˈel/ 1 - not wearing ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
murky: مثال؛ The water in the pond is murk ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a hold of: To successfully make contact or get ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
روله: **روله** یک واژه است که در زبان های ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
⚕: نماد ⚕ که به صورت یک چوب با مار پیچ ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
declutter: حذف موارد غیرضروری یا نامرتب از یک ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ruffian: A ruffian is a term used to describ ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat mushrooms: 🔸 معادل فارسی: • ( در اصطلاح عامیا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chatter: "Chatter": Rapid, casual, and usual ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compromised: Compromised refers to a situation w ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
water dispenser: Water dispensers are a convenient w ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mass: جِرم ( فیزیک ) جِرم ( در فارسی افغ ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let have it: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) به کس ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we'll get by: 🔸 معادل فارسی: • کنار می آییم ( با ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get dealt the hand you get dealt: 🔸 معادل فارسی: • باید با شرایطی که ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a chinaman a music lesson: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه، توهین ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a tempest in a teapot: 🔸 معادل فارسی: • ( ضرب المثل ) کوه ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick up the check: 🔸 معادل فارسی: • صورت حساب را پردا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run in: 🔸 معادل فارسی: • درگیری کوتاه • ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
purse strings: عبارت **"purse strings"** در زبان ا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
timing: 🔸 **معادل فارسی:** زمان بندی / موق ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
talk into: 🔹 مثال ها: She talked me into goi ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spell: 🔸 معادل فارسی: • دوره، دور ( دوره ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
faux pas: /ˌfəʊ ˈpɑː/ This term is borrowed f ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
centre ground: 🔸 معادل فارسی: • ( در سیاست ) میان ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull off feats: 🔸 معادل فارسی: • شاهکار انجام دادن ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shy away from: ✍️ اجتناب کردن یا عدم تمایل به درگی ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ward off: مثال؛ For example, if you wear suns ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give to craps: give a craps متاسفانه نتوانستم عنوا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lackey: ### 🔸 معادل فارسی: نوکر / چاپلوس ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come stag: 🔸 معادل فارسی: • ( در مهمانی یا رق ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wholesome: 🔸 معادل فارسی: سالم / مفید / پاک ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's time for the horse to catch the carrot: 🔸 معادل فارسی: • وقت عمل است، دیگر ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's been a gas: 🔸 معادل فارسی: • خیلی باحال بود، خ ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
goldbrick: To deceive or cheat by pretending t ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pro bono: 🔸 معادل فارسی: به صورت داوطلبانه و ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
malingerer: Malingerer is a noun that refers to ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unbroken: This term suggests that someone has ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jingle: In slang, a “jingle” refers to a ca ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dig: 🔸 معادل فارسی: - حال کردن با چیز ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the bar: 🔸 معادل فارسی: • پشت میله، پشت پیش ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
worm out of: یک فعل مرکب است که به معنای فرار کر ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inadvertently: مثال؛ “He inadvertently left the do ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
readout: 🔸 تعریف ها: به خروجی اطلاعات از یک ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rino: راینو ___________________________ ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take fingers: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) دزدی ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
goody two shoes: عبارت **"goody two - shoes"** به فر ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bend one's ear: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) حرف ز ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rib: 🔸 معادل فارسی: • دست انداختن، مسخر ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
decolletage: 🔸 معادل فارسی: • یقه باز ( در لباس ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick in the head: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) توهین ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walk in tall cotton: 🔸 معادل فارسی: • ( عامیانه ) در مو ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rubdown: 🔸 معادل فارسی: • ماساژ ( ساده و سر ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
علاف: **علاف** در زبان فارسی به فردی اشار ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
DEN: Crime/ a place where people secretl ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flop: از نظر تجاری، فیلم شکست خورد ( موفق ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put someone on: 1. ( شوخی یا فریب – عامیانه ) : وقت ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put off: 1. ( احساسی/ذهنی ) : ایجاد بی میلی ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put off: مثال؛ I keep putting off cleaning m ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flout: to intentionally disobey a rule or ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get results: 🔸 معادل فارسی: • نتیجه گرفتن، به ن ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
account man: 🔸 معادل فارسی: • رابط بین آژانس و ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reach home base: Reach home base / Reach home plate ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sterile: Refers to something that is devoid ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act of contrition: 🔸 معادل فارسی: • عمل ندامت / عمل پ ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
idle hands are the devil's tools: ( ضرب المثل – انگلیسی قدیمی، مذهبی، ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kill the butterflies: 🔸 معادل فارسی: • از بین بردن استرس ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
send it over: 🔸 معادل فارسی: • بفرستش ( برای من ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gawk: گاُک _____________________________ ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the devil is in the details: ✍️شیطان در جزئیات است/ یک اصطلاح اس ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catharsis: ✍️ به فرایند رهاسازی و در نتیجه فرا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep a lid on: محرمانه نگه داشتن / کنترل احساسات ا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick a toe in the water: 🔸 معادل فارسی: • یک پا در آب کردن ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shower with love: 🔸 معادل فارسی: • غرق محبت کردن، با ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
insolvent estate: 🔸 معادل فارسی: • ماترک ورشکسته • ت ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
want the dust to settle: 🔸 معادل فارسی: • خواستن که اوضاع آ ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a hangover from: 🔸 معادل فارسی: • بازمانده از چیزی ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a hang up with: 🔸 معادل فارسی: • مشکل روانی داشتن ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go through: 🔸 مثال ها: ( عبور ) We went thro ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
steer: To steer means to guide or control ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fib: 1 - to tell a small lie that does ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rub the wrong way: 🔸 معادل فارسی: • اذیت کردن، کلافه ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
animism: جان گرایی اعتقادی است که تمام موجود ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
معاونت در جرم: در تعریف معاونت در جرم باید گفت: در ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chewy: بافتی است که نیاز به جویدن برای خرد ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bag: جناب آقای حمید فرهاد. با سلام و سپا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
respondent: 🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) طرف پاسخ گو ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stack overflow: Stack Overflow یک پلتفرم پرسش وپاسخ ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
رهیافت: کلمه "رهیافت" در زبان فارسی به معنا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trouser: To “trouser” something means to ste ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reserpine: 🔸 معادل فارسی: • رزرپین ( نام دارو ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
relay: to repeat something you have heard, ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frog sit up: معادل فارسی: • دراز و نشست قورباغه ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hanging leg raise: معادل فارسی: • آویزان پا بالا آوردن ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
host: ( female also hostess ) A person w ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
elbow plank: معادل فارسی: • تخته ساعدی ( پلانک ر ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dangle someone: 1. معنی مجازی و رایج ( وعده و وسوسه ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get something over with: 🔸 معادل فارسی: • یک سره کردن، تمام ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scream: 🔸 معادل فارسی: • عالی، معرکه، بی ن ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whipped together: 🔸 معادل فارسی: • سرهم بندی شده، چن ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spit out: 🔸 معادل فارسی: • تف کردن، بیرون ان ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
damaged goods: 🔸 معادل فارسی: • ( کالا ) کالای آس ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
larp: 🔸 معادل فارسی: • بازی نقش آفرینی ز ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweating bullets: An idiomatic expression used to des ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ride someone hard: 🔸 معادل فارسی: • به کسی سخت گرفتن، ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
however: قید 🔸 معادل فارسی: • با این حال، ب ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
state visit: **State Visit ( بازدید دولتی ) :** ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
عنین: عنّین ( Impotent ) :این کلمه در ا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn down flat: قاطعانه رد کردن، سر باز زدن یا محکم ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ta da: یک کلمه نمایشی است که برای اعلام یا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
revulsion: مثال؛ 1. She felt revulsion when s ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fuck nut: مثال؛ Don’t listen to him. He’s bei ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go for the jugular: به معنای حمله به نقطه حیاتی، هدف اص ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for starters: Used to introduce the first of seve ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
incantatory: /ɪnˈk�ntətɔːri/ relating to or rese ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hillside: 🔸 معادل فارسی: • دامنه تپه، شیب تپ ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
canape: کَنَپِی 🔸 معادل فارسی: • کاناپه ( ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
phony accent: 🔸 معادل فارسی: • لهجه مصنوعی، لهجه ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when god closes a door he opens a window: When God closes a door, he opens a ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dash for: 🔸 معادل فارسی: • با عجله و سرعت به ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ride bare back over: 1. در ادبیات یا گفتار عامیانه، این ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sell too hard: 🔸 معادل فارسی: • بیش از حد فروشنده ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am so over: 🔸 معادل فارسی: • از چیزی سیر شدم، ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drag someone through the mud: 🔸 معادل فارسی: • آبروی کسی را بردن ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
push someone over the top: 🔸 معادل فارسی: • کسی را به موفقیت ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw out the baby with the water: 🔸 معادل فارسی: • چیز خوب را همراه ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
busybody: مثال؛ “My neighbor is such a busybo ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
سگ باد: 🔸 معادل فارسی: • گرفتگی عضله پا، د ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heron: a large bird with long legs, a long ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bearer: 🔸 معادل فارسی: • حامل، نگهدارنده، ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keel over on the job: در حال انجام کار بیهوش شدن یا از حا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keel over: افتادن ناگهانی یا سقوط کردن، به ویژ ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grounding: اسم 🔸 تعریف دقیق: > **داشتن پایه ...
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
small time: 🔸 معادل فارسی: • ( در سطح ) کوچک، ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the fence: not able to decide something قادر ب ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
silver spoon: بچه مایه دار کسی که در خانواده ای ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nouveau riche: مثال؛ He may be nouveau riche, but ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mudslinging: مثال؛ The candidates engaged in a l ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whipped together: 🔸 معادل فارسی: • سرهم بندی شده، چن ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep one's foot on: 🔸 معادل فارسی: • پای خود را روی چی ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
life being lived: 🔸 معادل فارسی: • ( در مقابل زندگی ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
measure everyone's grass: 🔸 معادل فارسی: • فضولی کردن، در کا ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let it go to one's head: 🔸 معادل فارسی: • مغرور و متکبر شدن ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
belle jolie: فرانسوی بِل ژولی 🔸 معادل فارسی: • ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
undecided states: 🔸 معادل فارسی: • ایالت های بلاتکلی ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
panty dropper: 🔸 معادل فارسی: • زن بر، زن ربا، کس ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
die wondering: 🔸 معادل فارسی: • تا آخر عمر در حیر ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
such a character: 🔸 معادل فارسی: • چه آدم عجیبی، چه ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on your way already: 🔸 معادل فارسی ( بسته به لحن و بافت ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut up: 1. ناراحت کردن، دلسرد کردن، از لحاظ ...
٢ هفته پیش