نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plank: an exercise in which you hold your ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کراسفیت: کراسفیت یک روش تمرینی با شدت بالا و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rat off: 🔹 معادل فارسی: فرار کردن / در رفتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shat upon: 🔹 معادل فارسی: تحقیرشده / له شده / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
army cadet: 🔹 معادل های فارسی: دانش آموز یا عض ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
triceps dip: اصطلاح و تمرین ورزشی: Triceps dip ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hand release push up: تمرین ورزشی: Hand - Release Push - ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rapine: 🔹 معادل فارسی: غارت / چپاول / ربای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money grubbing: 🔹 معادل فارسی: پول دوست افراطی / ح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inverted row: تمرین ورزشی با وزن بدن: Inverted Ro ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
couch potato: فردی که سبک زندگی کم تحرکی دارد و ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fo fo: 🔹 معادل فارسی: تفنگ کالیبر ۴۴ ( عا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shoot to hell: 🔹 معادل فارسی: داغون کردن / سوراخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
luminol: 1. شیمیایی – کلی: لومینول ترکیبی آل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be no frills: 🔹 معادل فارسی: بی زرق وبرق / ساده ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tinderbox: a dangerous and uncontrolled situat ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put it in layman’s terms: 🔹 معادل فارسی: ساده اش کن / به زبا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone the deets: 🔹 معادل فارسی: جزئیات رو بده / بگو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tighten the reins: 🔹 معادل فارسی: سفت گرفتن افسار / س ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wingding: 🔹 معادل فارسی: جشن پرشور و شلوغ ⎯ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hip someone: 🔹 معادل فارسی: آشنا کردن با چیزی ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
show who’s boss: 🔹 معادل فارسی: نشون بده کی رئیس ـه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bacchanal: بَکَنَل 🔹 معادل فارسی: جشن شراب خو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sharpshooting: 🔹 معادل فارسی: نشانه گیری دقیق / ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me school you: 🔹 معادل فارسی: بذار بهت یاد بدم / ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hootenanny: /ˈhuː. tə. n�. ni/ هوتِنَنی 🔹 معاد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s a walk in the park: 🔹 معادل فارسی: مثل آب خوردن – کاری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s a cakewalk: مثل آب خوردن – خیلی آسون – بی دردسر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not worth a plug nickel: 🔹ارزش یه قرون هم نداره – مفت نمی ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s neither here nor there: 🔹 معادل فارسی: مهم نیست ربطی ندار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all hands in: همه باید کمک کنن / همه دست به کار ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
otherly: 🔹 معادل فارسی: صفت: دیگرگونه، متفا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s a drop in the bucket: 🔹 معادل فارسی: قطره ای در برابر در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one’s foot down: قطعی رفتار کردن | سرسختی نشان دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay down the line: قانون و مقررات را مشخص کردن | خط کش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right up one’s alley: دقیقاً باب میل بودن / کاملاً مناسب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the docket: در دستور کار قرار داشتن | در لیست م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bite the hook: گیر افتادن | قلاب را گرفتن | گول خو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buy the story: باور کردن داستان | قبول کردن حرف کس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wylde: وایلد ( نام خانوادگی ) | وحشی | آزا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flap one’s gums: 🔹 معادل فارسی: - زیاد حرف زدن ( م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lecturette: لِک چِرِت 🔹 سخنرانی کوتاه / مینی س ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as of: starting from a particular time شر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
enact: To make something become a reality ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
banger: اصطلاح عامیانه چیزی که بسیار خوب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
waffle: a type of bread or cake made from b ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lens through which: 🔹 زاویه ی دید / لنزی که ازش نگاه م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snapshot in time: 🔹 تصویر لحظه ای از زمان / برشی از ...
١ سال پیش