نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
emotional exploitation: **سوءاستفاده عاطفی** که گاهی با عنو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mingle in: 🔹 معادل فارسی : در جمع حل شدن، با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sneaky maneuvers: **Sneaky maneuvers** اشاره دارد به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underhanded tactics: **Underhanded tactics** به معنای �ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw someone off: 🔹 معادل فارسی : گیج کردن کسی / از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swamp someone: 🔹 معادل فارسی : غرق کردن کسی در کا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
twist the truth: 🔹 معادل فارسی : تحریف حقیقت / وارو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work a number on: 🔹 معادل فارسی : ضربه ی روانی زدن / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play someone like a fiddle: 🔹 معادل فارسی : مثل ساز کوک کردن ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
persuasive strategies: **استراتژی های متقاعدسازی** به روش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run a game on someone: 🔹 معادل فارسی : ترفند زدن به کسی / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strategic coercion: **Strategic coercion** به معنای است ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
subversive tactics: **تاکتیک های اغواگرانه** به روش ها ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sucker into: 🔹 معادل فارسی : گول زدن برای انجام ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
juice someone up: 🔹 معادل فارسی : انرژی دادن به کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sly tactics: **Sly tactics** در زمینه جنگ روانی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snow someone under: 🔹 معادل فارسی : زیر بار بردن کسی / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on the grind: 🔹 معادل فارسی: شروع به تلاش سخت کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in the grind: 🔹 معادل فارسی: زحمت کشیدن بی وقفه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull a shift: 🔹 معادل فارسی: شیفت کاری انجام داد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
juxify: 🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تضادآفرینی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
transubstantiate: /ˌtr�n. səbˈst�n. ʃi. eɪt/ ترَن ساب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you da man: 🔹 معادل فارسی: دمت گرم! / تو فوق ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snafu: Snafu is an acronym for “Situation ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive like a freight train: 🔹 معادل فارسی: مثل قطار باری راندن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oppressive weight: 🔹 معادل فارسی: وزن طاقت فرسا / بار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a weight on one’s mind: 🔹 معادل فارسی: سنگینی بر ذهن / فشا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go full steam ahead: 🔹 معادل فارسی: با تمام قوا جلو رفت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monkey on one’s back: 🔹 معادل فارسی: بلای جان / اعتیاد ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
runway phenom: 🔹 معادل فارسی: پدیده ی صحنه ی مد / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burden on one’s conscience: 🔹 معادل فارسی: سنگینی بر وجدان / ع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drag on one’s spirit: 🔹 معادل فارسی: سنگینی بر روح انسان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drain one’s energy: 🔹 معادل فارسی: انرژی کسی را تحلیل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heavy yoke: 🔹 معادل فارسی: یوغ سنگین / بار طاق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bane of one’s existence: 🔹 معادل فارسی: مایه ی عذاب زندگی / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trademark symbol: 🔸 تعریف ها: 1. ( حقوقی – مالکیت بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gobsmack: /ˈɡɑːb. sm�k/ گاب سَمَک 🔹 معادل فا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the upswing: 🔹 معادل فارسی : در مسیر بهبود / رو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a reality: 🔸 تعریف: عملی کردن، به اجرا گذاشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
copyright symbol: 🔹 معادل فارسی : نماد حق نشر ( � ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
execute on: 🔸 تعریف: انجام دادن یا به درستی ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slump: 1 - to suddenly go down in value, ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bollocks: nonsense; rubbish ( used to express ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brown nosing: 🔹 معادل فارسی : چاپلوسی افراطی / ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with a rock: 🔸 تعریف ها: 1 - ( عامیانه – وضعیت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the way to the altar: 🔹 معادل فارسی : در مسیر ازدواج / د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweater weather: 🔹 معادل فارسی : هوای مناسب برای پو ...
١ سال پیش