نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
peeving: 🔸 معادل فارسی: آزار دادن / رنجاندن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
straight off: 🔸 معادل فارسی: بی درنگ / بلافاصله ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right this second: 🔸 معادل فارسی: همین حالا / دقیقاً ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a shake: 🔸 معادل فارسی: در یک چشم به هم زدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
high fives all around: 🔸 معادل فارسی: همه دست بالا! / دست ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in lockstep: 🔸 معادل فارسی: هم زمان و هماهنگ / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rap about: 🔸 معادل فارسی: صحبت کردن درباره ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
banter about: 🔸 معادل فارسی: شوخی کردن / مزاح گو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vent about: 🔸 معادل فارسی: درد دل کردن / خالی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
employee ownership: 🔸 معادل فارسی: مالکیت کارکنان / سه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prattle on: 🔸 معادل فارسی: وراجی کردن / بی هدف ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snot: 🔸 معادل فارسی: • ( فیزیکی ) موخوره ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dipshit: عبارت "dipshit" یک اصطلاح عامیانه و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a read on: 🔸 معادل فارسی: درک کردن وضعیت / شن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
longevity doctor: 🔸 معادل فارسی: پزشک طول عمر / متخص ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
outre: 🔸 معادل فارسی: غیرعادی / عجیب وغری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کانال بن گوریون: کانال بن گوریون یک پروژه واقعی و پی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quiet contemplator: 🔸 معادل فارسی: متفکر خاموش / اندیش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thicko: 🔸 معادل فارسی: کندذهن / احمق / نفه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel spicy: 🔸 معادل فارسی: ۱. احساس جذاب بودن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hemming and hawing: 🔸 معادل فارسی: طفره رفتن / دودلی ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
scrutinizer: 🔹 معادل فارسی: بازرس / ناظر دقیق / ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
beat feet: 🔸 معادل فارسی: در رفتن / زود رفتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel turned on: 🔸 معادل فارسی: ۱. تحریک شدن ( جنسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
glass cliff: 🔹 معادل فارسی: لبه ی شیشه ای / پرت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work in cahoots: 🔹 معادل فارسی: هم دستی کردن / تبان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cap out at: 🔹 معادل فارسی: به سقف رسیدن / به ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
howbeit: هاو بی اِت 🔸 معادل فارسی: با این ح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go kaput: 🔸 معادل فارسی: خراب شدن / از کار ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play close to the chest: 🔸 معادل فارسی: محتاط بودن / چیزی ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پرسش با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
Difference between anxious and appr ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
respond in kind: 🔹 معادل فارسی: پاسخ دادن به همان ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on the altar: 🔹 معادل فارسی: چیزی رو قربانی کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
respond pronto: 🔹 معادل فارسی: سریع جواب بده – فور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit someone back: 🔹 معادل فارسی: تلافی کردن – جواب د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play the fall guy: 🔹 معادل فارسی: نقش قربانی رو بازی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a trade off: 🔹 معادل فارسی: مصالحه کردن – یکی ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run yourself ragged: 🔹 معادل فارسی: خودت رو فرسوده کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one’s neck on the line: 🔹 معادل فارسی: خودتو به خطر انداخت ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
siren: ( in ancient Greek literature ) one ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
couch surf: 🔹 معادل فارسی: شب مانی در خانه ی د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wall push up: حرکت وال پوشآپ ( Wall Push - up ) ی ...
١ سال پیش