نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw someone a curveball: 🔸 معادل فارسی: غافلگیر کردن / یه ح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cornerstone event: 🔸 معادل فارسی: رویداد بنیادی / واق ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
consoler: 🔸 معادل فارسی: تسلی دهنده / آرام ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plow money into: 🔸 معادل فارسی: پول تزریق کردن / سر ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crux: 🔹 نکته ی کلیدی / اصل موضوع / لب مط ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tastegasm: تِیست گَزِم 🔸 معادل فارسی: انفجار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boss moves only: 🔸 معادل فارسی: فقط حرکت های رئیس و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kernel theory: 🔸 تعریف ها: 1. ( ریاضی – جبر و خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pump for information: 🔸 معادل فارسی: اطلاعات گرفتن با اص ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
landscape horticulture: 🔸 معادل فارسی: باغبانی منظر / طراح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
box squat: 🔸 معادل فارسی: اسکوات با نیمکت / ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pomology: 🔸 معادل فارسی: میوه شناسی / علم پر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turf management: 🔸 معادل فارسی: مدیریت چمن / نگهدار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
olericulture: 🔸 معادل فارسی: سبزی کاری علمی / عل ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
floriculture: 🔸 معادل فارسی: گل کاری علمی / علم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
toot one's own horn: "Toot one's own horn" is an idiom t ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
emom: 🔸 تعریف ها: 1. ( تمرینی – تناوبی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wod: 🔸 تعریف ها: 1. ( کراس فیت – تمری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
core crusher: ( ورزشی – اسم ) : اصطلاحی برای تمری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
booty burn: ( ورزشی – اسم ) : اصطلاحی برای تمری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dumbbell reverse grip bent over row: 🔸 معادل فارسی: تمرین زیربازو خم با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dumbbell bent over row: 🔸 معادل فارسی: تمرین زیربازو با دم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tabata: 🔸 معادل فارسی: تمرین تناوبی با شدت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dumbbell curl: 🔸 معادل فارسی: تمرین جلو بازو با د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bosu ball: 🔸 معادل فارسی: توپ تعادلی BOSU / ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heat up: It can mean to become more intense ...
١ سال پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
واژه ی مرکب به واژهای گفته می شود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel the burn: 🔸 اصطلاح "feel the burn" به حس سوز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thank the heavens: 🔸 معنا: عبارت "Thank the heavens" ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weight off one's shoulders: 🔸 اصطلاحی عامیانه که به معنی احساس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop dimes: 🔸 معادل فارسی: لو دادن / خبر دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
testifier: 🔸 معادل فارسی: شاهد / کسی که شهادت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
squeaky wheel: 🔸 معادل فارسی: شاهد یا فردی که با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull off the feat: 🔸 معادل فارسی: موفق شدن در انجام ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
county: a political division of the UK or I ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
send to the reaper: 🔸 معادل فارسی: فرستادن نزد مرگ / س ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off someone: 🔸 معادل فارسی: کشتن / حذف کردن / ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ployer: 🔸 معادل فارسی: فریب کار / حیله گر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fast one: 🔸 معادل فارسی: حقه ی سریع / کلک فو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seasoned citizen: 🔸 معادل فارسی: شهروند باتجربه / فر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boss the game: 🔸 معادل فارسی: سلطه بر بازی / فرما ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grown upish: 🔸 معادل فارسی: نیمه بالغ / شبه بال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a slam dunk: 🔸 معادل فارسی: موفقیت تضمینی / حر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep track of: to stay informed about the progress ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thruout: 🔸 معادل فارسی: در سراسر / در تمام ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delicate flower: 🔸 معادل فارسی: گل لطیف / گل ظریف / ...
١ سال پیش