نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fraught: 🔹 مترادف ها tense – anxious – unea ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
earn one's way back in: 🔹 معادل فارسی • دوباره جایگاه خود ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sting: 🔹 معادل فارسی • عملیات مخفی پلیسی ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bottle: به عنوان فعل lose one's nerve and d ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
irony of ironies: 🔸 معادل فارسی: • طنزِ طنزها • عجیب ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set someone back: 🔸 معادل فارسی: • ( مالی ) برای کسی ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick one's neck out for: 🔸 معادل فارسی: • برای کسی خود را ب ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eptitude: 🔸 معادل فارسی: • لیاقت • شایستگی • ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead lifts: ( ورزش قدرتی – اصلی ) : حرکتی که در ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off again: 🔹 تعریف ها: 1. ( روابط عاطفی – اص ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thine own self: 🔸 تعریف ها: 1. ( ادبی – اصلی/شکسپ ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
child’s pose: ( یوگا – اصلی ) : یک حالت آرامش بخش ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pelvic tilt: ( ورزشی – تمرینی ) : حرکتی که در آن ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
risperidone: ( داروشناسی – اصلی ) : داروی ضدروان ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see someone something in a new light: see someone/something in a new ligh ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swallow: 1. پذیرفتن چیزی بدون اعتراض، باور ک ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
attending: 1. صفت – در محیط پزشکی / بیمارستان ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ambidextrous: اَم بی دِک سْتْرِس 🔸 معادل فارسی: ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overcast day: مثال: The forecast said it would b ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
social integration: Social integration is the process d ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chopper: 🔸 معادل فارسی: سلاح اتوماتیک / مس ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ninja: "این اجتناب ناپذیر بود که لاک پشت ن ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
belt up: آرام باش، میتونی؟ یا ساکت شو، لطفاً
٣ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trick out: این پوسته ترد و شکننده در داخلش خرچ ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shack up with: 🔸 معادل فارسی: • با کسی زندگی کردن ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's break some eggs: 🔸 معادل فارسی: • بیا یه کار بزرگی ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
combined dna index system: CODIS 🔸 معادل فارسی: • سامانه ی تر ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get territorial: 🔸 معادل فارسی: • قلمروطلب شدن • از ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
codis: Combined DNA Index System 🔸 معادل ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mind that puddle: 🔸 تعریف ها: ۱. ( محاوره ای – هشدا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get catching up: 🔸 معادل فارسی: • به روز شدن • عقب ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep odd hours: 🔸 معادل فارسی: • ساعات نامنظم کار ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bell end: 🔸 معادل فارسی: • کله کیر ( معنای ت ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sordid glory: 🔸 تعریف ها: ۱. ( ادبی – تضاد معنا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look vacant: 🔸 معادل فارسی: • زل زدن به فضا • خ ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bleeding edge: مثال؛ The U. S. military uses bleed ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pellet: ریمه یا پلت، در پرنده شناسی ( Ornit ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thrown: صفت 🔸 معادل فارسی: • گیج • سردرگم ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
short list: 🔸 مثال ها: • After two rounds of ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forthcoming: • پاسخ گو، خونگرم مثال: The witnes ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beaming: 1. ( توصیفی – اصلی ) : دارای لبخندی ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inference: Inference is the process of reachin ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under mitigating circumstances: ۱. ( حقوقی – کیفری ) : شرایطی که شد ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
signature slogan: شعار شاخص / شعار ویژه و تکرارشونده ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
meanderer: 1. **پیچ وخم داشتن / پرپیچ وخم بودن ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swear to you: 🔸 معادل فارسی: • به تو قسم • قسم م ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grey day: 🔸 معادل فارسی: • روز ابری و گرفته ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
atoll: آتول یا خوست ( برابر فرهنگستان زبان ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sort it: مثال ها: ( دستور قاطع ) : The wifi ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lull into: معادل فارسی: اصلی: با آرامش فریب دا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
face deep: صفت معادل فارسی: اصلی: تا گردن ( در ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrecking ball politics: معادل فارسی: تحلیلی/سیاسی: سیاست وی ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
concertina wire: معادل فارسی: - نظامی/رایج: سیم خار ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lap band: 1. ( پزشکی – اصلی ) : یک دستگاه پزش ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
geometric proof: تعریف ها: ۱. ( ریاضیات – اصلی ) : ی ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dance on someone's reputation: معادل فارسی: اصلی: اعتبار/آبروی کسی ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stake: To assert or declare ownership or a ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grad student: a student who is studying for a deg ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lie through one's teeth: to say something completely untrue ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
roof over head: a place to live We don't have much ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on you go: The phrase "on you go" is an Englis ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rent boy: noun [ C] UK informal A young male ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whisker: a very small amount با فاصله/مقدار ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
live a lie: to live in a false or deceptive way ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hoodwink: deceive or trick گول زدن یا فریب دا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut and dry: being or done according to a plan, ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get your ducks in a row: means to organize your tasks and sc ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gaffer: A person in charge of others; a bos ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throw away the key: To imprison someone for life or for ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
MS: در ادامه و تکمیل فرمایشات جناب آقای ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
find closure: معادل فارسی: اصلی: به پایان عاطفی ر ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
calculus: در روابط بین الملل و ژئوپلیتیک محاس ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
morph into: تغییر شکل دادن / تبدیل شدن تدریجی ( ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
high stakes: ۱. **معنی اصلی ( رایج ترین کاربرد ) ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at one’s wit’s end: 1. به آخر خط رسیدن / کاملاً کلافه و ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live close to the bone: معادل فارسی: اصلی: به سختی زندگی کر ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bone: offensive to have sex with someone ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a moment: این کاربرد احساسی است: یعنی تجربه ک ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ward: LAW specialized a person, especiall ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a mile away: If you can see or tell something a ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recover: find or regain possession of ( some ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bellhop: another term for bellboy a hotel or ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
succession: جانشینی ( به انگلیسی: Succession ) ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
absolve: Declare ( someone ) free from guilt ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backmarker: ته لیست Germany has been seen as th ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
revanant: /ˈrɛv ( ə ) nənt/ a person who has ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pundit: A pundit is a person who knows a lo ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
runt of the litter: The smallest and weakest person in ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
spare: refrain from killing, injuring, or ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gear: In the context of drug deal slang, ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vouch: confirm that someone is who they sa ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
many ways to skin a cat: معادل های فارسی: هر کاری را هزار جو ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your ears must have been burning: الان ذکر خیرت بود/ داشتیم ازت حرف م ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get off the ground: ✍️عبارت **"get off the ground"** به ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pawn: to leave a possession with a pawnbr ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flyer point: 🔸 معادل فارسی: نکته یا پیام اصلی ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat charge: 🔸 معادل فارسی: تاوان کاری را به گ ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick someone in walk up: 🔸 معادل فارسی: کسی را در طبقه بالا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come a courting: 🔸 معادل فارسی: برای خواستگاری آمد ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of the question: too impracticable or unlikely to me ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at one’s wit’s end: 1. به آخر خط رسیدن / کاملاً کلافه و ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay shtum: /ʃtʊm/ keep schtum/ ( also stay sch ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
custodial engineer: Custodial engineers clean and maint ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
police blotter: ( police blotter – بسیار رایج در آم ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gist of it: the main point of it نکته اصلی آن م ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
str analysis: حتماً. "STR analysis" مخفف **"تحلیل ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acquire a taste: معنای اصلی - **ذوق چیزی را پیدا کر ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
press charges: to take legal action against someon ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put wheels in motion: to do something that will cause a s ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slow day: در فروشگاه / رستوران / کسب وکار یعن ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be hung up on something: to be extremely interested in or wo ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
انترسان: **"انترسان"** ( تلفظ تقریبی: اَن تِ ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two shakes: very quickly or soon خیلی سریع یا ز ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in a pinch: داشتن مشکلی که نیاز به راه حل سریع ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sloppy: 1. **بی دقت شدن / تنبل / شلخته شدن* ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now you tell me: حالا می گی؟! / الان می گی؟! / چرا ز ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outrun: Outrun can have a few different mea ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کهیلان: کهیلان، یکی از معروف ترین تیره های ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سندروم ایمپاستر: سندرم ایمپاستر ( Imposter Syndrome ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
summer associate: Summer associates are current law s ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
یوم کیپور: "یوم کیپور" ( Yom Kippur ) به عبری ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without portfolio: وزرای بدون سمت/ without portfolio ب ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
copenhagen plank: یک پلانک از پهلو است که در آن پای ب ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political scalp: **"Political scalp"** ) یک **اصطلاح ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bioanalyst: یک زیست تحلیلگر، متخصصی است که از ر ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
require someone: to call on authoritatively; order o ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cultivate relationship: intentionally putting in the effort ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clock: 🔸 معادل فارسی: فهمیدن / گرفتن نکت ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
buckle: بستن یا محکم کردن چیزی با سگک. همچن ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get drop on: Achieve a distinct advantage over s ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snipe hunt: a practical joke in which an unwitt ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carry away: lose self - control کنترل خود را از ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
once in a lifetime: مثال؛ Being part of the Commonwealt ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go out a limb: ریسک کردن مثال؛ I'm going to go out ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
domoic acid: اسید دوموئیک ( DA ) تحت شرایط خاصی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise to bait: to accept an offer or suggestion th ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go cold: to become unproductive or ineffecti ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
codependency: ✍️هم وابستگی یک بیماری است که فرد ع ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boot: در انگلیسی عامیانه ( slang ) ، فعل ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lockpick: 1. قفل باز کن ( وسیله ) مثال؛ He ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
marinara: /ˌmarɪˈnɑːrə/ ( in Italian cooking ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
check out: بررسی کردن / چک کردن/ تحقیق کردن یا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inexorably: به طور اجتناب ناپذیر مثال؛ Anxiety ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sling mud: to publicly say false or bad things ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snipe hunt: a practical joke in which an unwitt ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go out a limb: ریسک کردن مثال؛ I'm going to go out ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
marinara: /ˌmarɪˈnɑːrə/ ( in Italian cooking ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the edge of a precipice: in a dangerous situation in which t ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sling mud: to publicly say false or bad things ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pearl clutching: یک واکنش بسیار شوکه کننده، به ویژه ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see someone something in a new light: see someone/something in a new ligh ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stick out: 🔸 معادل فارسی: بیرون زدن / توی چش ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
range far your eye over long distances: یک ترجمه مستقیم از یک **ضرب المثل چ ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
veiled swipe: - **انتقاد پنهان**، **طعنه تلویحی** ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sophisticated relationship: در زمینه های سیاسی، دیپلماتیک یا تج ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow off the steam: **"Blow off steam"** ( یا گاهی **"l ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nut bar: a foolish or eccentric person یک فر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on plate: used to indicate that something has ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gsr: galvanic skin response تغییر در مقا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low hire low fire: "Low hire, low fire" ( یا گاهی "low ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nurofen: a painkiller that helps relieve pai ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a shout: get in touch with someone با کسی ار ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eff off: ( British English, offensive, slang ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blue suiter: ( نیروی هوایی ایالات متحده ) یک اصط ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flaming: کوفتی where's that flaming taxi?
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a leg to stand on: to have no support for what one thi ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fit up: slang to incriminate ( someone ) o ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sort myself out: To organize or solve one's personal ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
گاباپنتین: گاباپنتین یکی از داروهایی است که مم ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش