نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
round trip: مثال؛ I booked a round - trip ticke ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بوردلاین: بوردلاین ( Borderline ) در فارسی به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a big fuss: 🔸 معادل فارسی: شلوغش کردن / جنجال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sucktastic: ساک تَستیک 🔸 معادل فارسی: افتضاحِ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not up to snuff: 🔸 معادل فارسی: در حد انتظار نبود / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a chip off the old block: 🔸 معادل فارسی: عین پدرشه / از همون ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suckfest: 🔸 معادل فارسی: افتضاح کامل / فاجعه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smart mouthed: 🔸 معادل فارسی: پرحرفِ پررو / زبان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the limit: 🔸 معادل فارسی: فراتر از حد مجاز / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pocket pinch: 🔸 معادل فارسی: فشار مالی / خرج سنگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
droop one's chub: 🔸 معادل فارسی: از بین بردن هیجان ج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a dent in something: 🔸 معادل فارسی: ضربه زدن به چیزی / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cat’s whiskers: 🔸 معادل فارسی: عالی / بی نظیر / در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that hits different: 🔸 معادل فارسی: یه جور خاصی اثر گذا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
netter: 🔸 معادل فارسی: کاربر اینترنت / اهل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
netverse: 🔸 معادل فارسی: جهان اینترنتی / دنی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a bad rap: 🔸 معادل فارسی: بدنام کردن / بی انص ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
before the cows come home: 🔸 معادل فارسی: تا قیامت / خیلی دیر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a piece of the pie: 🔸 معادل فارسی: سهم دادن / بخشی از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call the play: 🔸 معادل فارسی: تصمیم گیری برای حرک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t fret: 🔸 معادل فارسی: نگران نباش / خودتو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t give up the ship: 🔸 معادل فارسی: تسلیم نشو / کشتی رو ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bloody hell: used to express anger, annoyance, o ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seated cable row: 🔸 معادل فارسی: تمرین قایقی با دستگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
machine shoulder press: 🔸 معادل فارسی: پرس شانه با دستگاه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
machine chest press: 🔸 معادل فارسی: پرس سینه با دستگاه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cable tricep pushdown: 🔸 معادل فارسی: پرس پشت بازو با سیم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dumbbell bicep curl: 🔸 معادل فارسی: جلو بازو با دمبل / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plate loaded leg press: 🔸 معادل فارسی: پرس پا با وزنه صفحه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
machine leg extension: 🔸 معادل فارسی: اکستنشن پا با دستگا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lat pulldown: 🔸 معادل فارسی: تمرین کشش از بالا ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thunderbolt: A thunderbolt refers to a sudden an ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
insider tip: 🔸 معادل فارسی: نکته ی محرمانه / تو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burn the rubber: 🔸 معادل فارسی: گاز دادن شدید / با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw one's weight behind: 🔸 معادل فارسی: از چیزی یا کسی حمای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no siree: نو سَیری 🔸 معادل فارسی: اصلاً نه! ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone feel dumb: 🔸 معادل فارسی: باعث بشی کسی احساس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a buck: 🔸 معادل فارسی: پول درآوردن / یه قر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
witty retort: 🔸 معادل فارسی: پاسخ زیرکانه ی بامز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oldies but goodies: 🔸 معادل فارسی: قدیمی های دوست داشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
لینکدین: لینکدین بزرگ ترین شبکه اجتماعی حرفه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retro: This term refers to something that ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
market disruptor: 🔸 معادل فارسی: برهم زننده ی بازار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pop up market: 🔸 معادل فارسی: بازار موقت / بازار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
market court: 🔸 معادل فارسی: میدان بازار / حیاط ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
market saturation: 🔸 معادل فارسی: اشباع بازار / رسیدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jersey: /ˈdʒɜː. zi/ 1 - a shirt that is wo ...
١ سال پیش