نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
standing extension: 🔸 معادل فارسی: تمرین کشش ایستاده / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cat – cow: 🔸 معادل فارسی: تمرین کششی گربه–گاو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hip bridge: 🔸 معادل فارسی: تمرین پل لگنی / حرک ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hollow body hold: 🔸 معادل فارسی: تمرین نگه داشتن بدن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
struggle city: 🔸 معادل فارسی: شهر سختی / وضعیت پر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rough terrain: 🔸 معادل فارسی: زمین ناهموار / مسیر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nordic curl: 🔸 معادل فارسی: تمرین نوردیک کرل / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
side plank: 🔸 معادل فارسی: پلانک از پهلو / تمر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hardship hill: 🔸 معادل فارسی: تپه ی سختی / رویداد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go off the chain: 🔸 معادل فارسی: شدیداً هیجان زده شد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go off the rocker: 🔸 معادل فارسی: دیوانه شدن / عقلشو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outta pocket: 🔸 معادل فارسی: بی ادبانه / غیرقابل ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lose one's marbles: 🔸 معادل فارسی: عقلشو از دست دادن / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go loco: 🔸 معادل فارسی: دیوانه شدن / از کنت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for a wake: 🔸 معادل فارسی: برای مراسم وداع / ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go ham: 🔸 معادل فارسی: با تمام توان تلاش ک ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
round trip: مثال؛ I booked a round - trip ticke ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بوردلاین: بوردلاین ( Borderline ) در فارسی به ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a big fuss: 🔸 معادل فارسی: شلوغش کردن / جنجال ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sucktastic: ساک تَستیک 🔸 معادل فارسی: افتضاحِ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not up to snuff: 🔸 معادل فارسی: در حد انتظار نبود / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a chip off the old block: 🔸 معادل فارسی: عین پدرشه / از همون ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suckfest: 🔸 معادل فارسی: افتضاح کامل / فاجعه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smart mouthed: 🔸 معادل فارسی: پرحرفِ پررو / زبان ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the limit: 🔸 معادل فارسی: فراتر از حد مجاز / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pocket pinch: 🔸 معادل فارسی: فشار مالی / خرج سنگ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
droop one's chub: 🔸 معادل فارسی: از بین بردن هیجان ج ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a dent in something: 🔸 معادل فارسی: ضربه زدن به چیزی / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cat’s whiskers: 🔸 معادل فارسی: عالی / بی نظیر / در ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that hits different: 🔸 معادل فارسی: یه جور خاصی اثر گذا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
netter: 🔸 معادل فارسی: کاربر اینترنت / اهل ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
netverse: 🔸 معادل فارسی: جهان اینترنتی / دنی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a bad rap: 🔸 معادل فارسی: بدنام کردن / بی انص ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
before the cows come home: 🔸 معادل فارسی: تا قیامت / خیلی دیر ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a piece of the pie: 🔸 معادل فارسی: سهم دادن / بخشی از ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call the play: 🔸 معادل فارسی: تصمیم گیری برای حرک ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t fret: 🔸 معادل فارسی: نگران نباش / خودتو ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t give up the ship: 🔸 معادل فارسی: تسلیم نشو / کشتی رو ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bloody hell: used to express anger, annoyance, o ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seated cable row: 🔸 معادل فارسی: تمرین قایقی با دستگ ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
machine shoulder press: 🔸 معادل فارسی: پرس شانه با دستگاه ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
machine chest press: 🔸 معادل فارسی: پرس سینه با دستگاه ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cable tricep pushdown: 🔸 معادل فارسی: پرس پشت بازو با سیم ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dumbbell bicep curl: 🔸 معادل فارسی: جلو بازو با دمبل / ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plate loaded leg press: 🔸 معادل فارسی: پرس پا با وزنه صفحه ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
machine leg extension: 🔸 معادل فارسی: اکستنشن پا با دستگا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lat pulldown: 🔸 معادل فارسی: تمرین کشش از بالا ب ...
١١ ماه پیش