نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
salt mill: 🔸 معادل فارسی: زندان / محل حبس / م ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the skinny: 🔸 معادل فارسی: کسب اطلاعات دقیق / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get something off my chest: 🔸 معادل فارسی: سبک شدن دل / درد دل ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live in the red: 🔸 معادل فارسی: زندگی با بدهی / در ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live in indigence: 🔸 معادل فارسی: در فقر زندگی کردن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
silent epidemic: عبارت "silent epidemic" به معنی اپی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blood sugar management: مدیریت قند خون به مجموعه روش ها و ع ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without a pot to piss in: 🔸 معادل فارسی: بی چیزِ مطلق / بی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
down on one’s luck: 🔸 معادل فارسی: بدشانس / گرفتار / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no smoke and mirrors: 🔸 معادل فارسی: بدون فریب / بی پرد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without a dime: 🔸 معادل فارسی: بی پولِ کامل / حتی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no fairy tales: 🔸 معادل فارسی: بدون افسانه / بی خ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
remiss: ✍️کلمه "remiss" به معنای "بی مبالات ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aggregate: to gather or collect items or infor ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see eye to eye with someone: 🔸 معادل فارسی: هم نظر بودن / توافق ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not feeling it: 🔸 معادل فارسی: حسش نیست / حال نمی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’m not sold: 🔸 معادل فارسی: قانع نشدم / متقاعد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
enwind: 🔸 معادل فارسی: پیچیدن دور چیزی / د ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
enwreathe: اِن ریث / اِن ریذ 🔸 معادل فارسی: ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that’s not it: 🔸 معادل فارسی: اون نیست / منظورم ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enshelter: 🔸 معادل فارسی: پناه دادن / در پناه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
enfetter: 🔸 معادل فارسی: در بند کردن / با زن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’m not on board with that: 🔸 معادل فارسی: با اون موافق نیستم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
largely speaking: 🔸 معادل فارسی: در بیشتر موارد / عم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go scorched earth: 🔸 معادل فارسی: سیاست زمین سوخته / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get between: 🔸 معادل فارسی: وسط آمدن / مانع شدن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bug up one's ass: 🔸 معادل فارسی: وسواس آزاردهنده / گ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chip on one’s shoulder: 🔸 معادل فارسی: دل خوری مزمن / حس ر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
brim over: 🔸 معادل فارسی: لبریز شدن / سرریز ش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brim at the edges: 🔸 معادل فارسی: لبریز در حاشیه ها / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run at full tilt: 🔸 معادل فارسی: با تمام سرعت دویدن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run on all cylinders: 🔸 معادل فارسی: با تمام توان کار کر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sheer: 1 - ( of size or weight ) very la ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel factory: 🔸 معادل فارسی: کارخانه ی احساسات / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pack to the brim: 🔸 معادل فارسی: تا خرخره پر کردن / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel overload: 🔸 معادل فارسی: احساس فشار شدید / غ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel fest: 🔸 معادل فارسی: جشن احساسات / طوفان ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in one's bag: 🔸 معادل فارسی: در حال اوج گرفتن / ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in one's head: 🔸 معادل فارسی: در ذهن خود / درگیر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
goal crusher: 🔸 معادل فارسی: کسی که با قدرت به ه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chill time: 🔸 معادل فارسی: زمان استراحت / وقت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hand me down: 🔸 معادل فارسی: لباس یا وسیله ی دس ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chonged: 🔸 معادل فارسی: نشئه ی سنگین / داغو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sage advice: 🔸 معادل فارسی: پند خردمندانه / توص ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crossbar hotel: 🔸 معادل فارسی: زندان / هتل میله ای ...
١٠ ماه پیش