نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pharmacological effect: 🔸 معادل فارسی: اثر دارویی / اثر ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
naloxone: 🔸 معادل فارسی: • نالوکسان / نارکان ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
done for: 1 - to be about to die or suffer v ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
outorganize: 🔸 معادل فارسی: بهتر سازمان دهی کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add to the pot: ### 🔸 معادل فارسی: پول گذاشتن وسط ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decade plus: ### 🔸 معادل فارسی: بیش از یک دهه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a fur ever home: ### 🔸 معادل فارسی: خانه ی دائمی ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cyberspot: **🔸 تعریف کلی:** اصطلاح **CyberSp ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
storm the barricade: 🔸 معادل فارسی: حمله به سنگر / یور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ice up: ### 🔸 معادل فارسی: یخ زدن / یخ گر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heads on a swivel: 🔸 معادل فارسی: سرها رو بچرخونید / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep the show on the road: 🔸 معادل فارسی: کار رو پیش ببر / ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urland: یو - آر - لَند ( با تاکید روی هجای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
toothless tiger: ### 🔸 تعریف ها: 1. ** ( سیاسی – ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ditch out on: 🔸 معادل فارسی: زیر قول زدن / جا ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn down the heat: 🔸 معادل فارسی: آرام کردن اوضاع / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get whipped up: 🔸 معادل فارسی: هیجان زده شدن / به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
torch up: 🔸 معادل فارسی: آتش زدن / شعله ور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keytruda qlex: کی ترو دا کِلِکس - - - ### 🔸 م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall out: ** این عبارت اغلب برای توصیف اختلاف ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
presence: او حتی به خود زحمت نداد که حضور او ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
presence: نوزادان در برابر اشکال عظیمی که تنه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delapidated: **دِلَپیدِیتید** _________________ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delapidate: دی - لَ - پِ - دِیت 🔸 **معادل فارس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweet sorrow: 🔸 **معادل فارسی**: اندوه شیرین / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underacknowledge: 🔸 معادل فارسی: کم توجهی کردن / به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cracked up: 🔸 **معادل فارسی**: - ادعاشده / پ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
condition dogs: 🔸 معادل فارسی: شرطی کردن سگ ها / ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bite off more than someone can chew: 🔸 معادل فارسی: بیش از توان خود مس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take on too much: 🔸 معادل فارسی: بیش از حد مسئولیت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in over one’s head: 🔸 معادل فارسی: درگیر چیزی فراتر ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pain: This word is used to describe a sit ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مگس پران چشم: مَگَس پَران چشم ( Eye Floaters ) به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pageantry and pomp: 🔸 معادل فارسی: شکوه و جلال تشریفا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serve the suspect: 🔸 معادل فارسی: ابلاغ حکم به مظنون ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
arrest affidavit: اَرِست اَفیدِیوِت ________________ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold staff: 🔸 معادل فارسی: گروگان گرفتن کارکن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid gain: ح 🔸 معادل فارسی: افزایش قابل توجه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serve a warrant: 🔸 معادل فارسی: ابلاغ حکم قضایی / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
k shaped economy: اقتصاد یا بهبود اقتصادی به شکل K - ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lurk in: 🔸 معادل فارسی: پنهان بودن در / کم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
decile: 🔸 معادل فارسی: دهک / یک دهم جمعیت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سندروم پای بی قرار: سندروم پای بی قرار ( Restless Legs ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
arson attack: 🔸 معادل فارسی: حمله ی آتش افروزی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chug along: 🔸 معادل فارسی: به آرامی ادامه داد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سندروم گیلن باره: سندروم گیلن باره ( Guillain - Barr� ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
public admonishment: 🔸 معادل فارسی: **توبیخ عمومی** / ...
١ سال پیش