نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vengeance: مثال؛ I will have my vengeance agai ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bat belt: 🔸 معادل فارسی: کمربند بتمن ( استع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get no shelf life: 🔸 معادل فارسی: عمر مفید نداره / ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean someone out: 🔸 معادل فارسی: پول کسی رو بالا کش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
diaby: دای بی / دی بی 🔸 معادل فارسی: نوز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the drop on someone: 🔸 معادل فارسی: غافلگیر کردن کسی / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean title: 🔸 معادل فارسی: سند پاک / مالکیت ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for lease: 🔸 معادل فارسی: برای اجاره / قابل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
t1d: 🔸 معادل فارسی: دیابت نوع ۱ در زب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not a drop: 🔸 معادل فارسی: حتی یه قطره / هیچ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shade room: 🔸 معادل فارسی: اتاق شایعه / فضای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep someone legit: 🔸 معادل فارسی: آدمو سر راه نگه دا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buzz and bounce: 🔸 معادل فارسی: هیجان و رفتن / سرخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scrutinize: to examine something very carefully ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
commish: 🔸 معادل فارسی: کمیسر / رئیس / مسئ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aite: /aɪt/ آیت _______________________ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s all on the up and up: 🔸 معادل فارسی: همه چیز درست و قان ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
durability: اما پایداری اش و اراده اش برای بقا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
certainly: باران به موقع قطعاً باعث رشد یا به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
devour: عمه من در هر هفته با ولع و اشتیاق ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rancid: Rancid describes a strong, unpleasa ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
party with the bottle: 🔸 معادل فارسی: با مشروب جشن گرفت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get lit: 🔸 معادل فارسی: مست شدن / پارتی کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop off cash: 🔸 معادل فارسی: پول نقد رساندن / پ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
booze up: 🔸 معادل فارسی: مشروب خوری کردن / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sloshed: 🔸 معادل فارسی: مست و پاتیل شدن / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cool grand: 🔸 معادل فارسی: هزار دلار / یه هزا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take up the road: 🔸 معادل فارسی: راه رو گرفتن / کل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a few: 🔸 معادل فارسی: چندتا نوشیدنی خورد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
niccy: نیکسی ____________________________ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get smart with someone: 🔸 معادل فارسی: زبان درازی کردن / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cancerette: کنسرِت ___________________________ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one hunnit: وان هانِت 🔸 معادل فارسی: صددرصد / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no sugarcoating it: 🔸 معادل فارسی: بی پرده گفتن / رک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
junk in the trunk: 🔸 معادل فارسی: باسن بزرگ / پشت بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get around: 1 - سفر کردن یا جابه جا شدن، معمولا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stake: In the context of investment, “stak ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blunting: 🔸 معادل فارسی: کندشدگی / کاهش شدت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نورپاتی دیابتی: نوروپاتی دیابتی یک عارضه شایع و جدی ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break sobriety: 🔸 معادل فارسی: شکستن پاکی / نقض د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sedative effect: 🔸 معادل فارسی: اثر آرام بخش / تأث ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in reverse: 🔸 معادل فارسی: دنده عقب گذاشتن / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw anger from: 🔸 معادل فارسی: باعث خشم کسی شدن / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in a cast: 🔸 معادل فارسی: گچ گرفتن / در گچ ق ...
١ سال پیش