نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bust one’s buns: 🔸 معادل فارسی: جون کندن / خودکشی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
barky: 🔸 معادل فارسی: پارس کننده / پرصدا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fetcher: فِچِر ____________________________ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
woofer: 🔸 معادل فارسی: سگ گنده / سگ صدادا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peace pill: 🔸 معادل فارسی: قرص صلح / قرص آرام ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
white rhino: 1. ( فرهنگی – استعاری ) : در برخی ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
barbell: a long bar with a weight on each en ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jack tar: 🔸 معادل فارسی: ملوان قدیمی / مرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
white smoke: 1. ( استعاری – رسانه ای ) : در گفتا ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make one's bed: ( استعاری – اخلاقی ) : اشاره به پذی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hymie: /ˈhaɪmi/ هایْمی _________________ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jidan: /ʒiˈdɑ̃/ ژیدان __________________ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do a graft: 🔸 معادل فارسی: سخت کار کردن / زحم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doc in a box: 🔸 معادل فارسی: پزشک فوری / دکتر ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skinful: 🔸 معادل فارسی: مقدار زیاد نوشیدنی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do the business: 🔸 معادل فارسی: دفع مدفوع / رفتن ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
metiche: 🔹 واژه: Metiche ( اسم / صفت – اسپ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go for a poop: 🔸 معادل فارسی: دفع مدفوع / رفتن ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sly trick: 🔸 معادل فارسی: حقه ی زیرکانه / کل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
release the kraken: 🔸 معادل فارسی: رها کردن هیولا / ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rag arsed: 🔸 معادل فارسی: ژنده پوش / بی پول ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a pit stop: 🔸 معادل فارسی: توقف کوتاه / ایست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
answer nature’s call: 🔸 معادل فارسی: رفتن به دستشویی / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay a visit to the porcelain throne: پورسِلِن 🔸 معادل فارسی: رفتن به ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get turned on: 🔸 معادل فارسی: تحریک شدن / به وجد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get out of my emergency room: GOMER گومِر ______________________ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fooba: مخفف **Fell Out Of Bed Again** 🔸 م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rush genius: **Rush genius** ( ترکیب اسمی – فرهن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
key in on: 🔸 معادل فارسی: تمرکز کردن روی. . ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zero down on: 🔸 معادل فارسی: متمرکز شدن دقیق رو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get to the marrow of the matter: 🔸 معادل فارسی: رسیدن به مغزِ موضو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
royal pardon: 🔸 معادل فارسی: عفو سلطنتی / بخشش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
richy rich: 🔸 معادل فارسی: بچه پولدار / پول د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an observation about: 🔸 معادل فارسی: اظهارنظر کردن دربا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
joneze: 🔸 معادل فارسی: هوس شدید / خمار کش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rdl: حرکت RDL یا ددلیفت رومانیایی ( Roma ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick sit: حرکت کیک سیت ( Kick Sit ) یک تمرین ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
emotional fog: "مه عاطفی" یا "Emotional Fog" به حا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ride the haze: 🔸 معادل فارسی: سواری گرفتن از مه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work someone up: 🔸 معادل فارسی: کسی رو به هم ریختن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go apeshit: 🔸 معادل فارسی: دیوانه شدن / ترکید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hip thrust: حرکت هیپ تراست ( Hip Thrust ) یکی ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wind someone up: 🔸 معادل فارسی: کسی رو کفری کردن / ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hip hinge: حرکت هینج هیپ ( hip hinge ) یک الگو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crankster: 🔸 معادل فارسی: معتاد شیشه / خوره ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tweak someone’s nose: 🔸 معادل فارسی: بینی کسی رو کشیدن ...
١ سال پیش