نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get skin in the game: 🔸 معادل فارسی: خودت رو درگیر کن / ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bunghole: 🔸 معادل فارسی: ۱. سوراخ درِ بشکه ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get benched: 🔸 معادل فارسی: نیمکت نشین شدن / ک ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break balls: 🔸 معادل فارسی: گیر دادن / اذیت کر ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tehrik i taliban pakistan: Tehrik - i - Taliban Pakistan که به ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rebel for a cause: 🔸 معادل فارسی: شورشی با هدف / معت ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
angry glare: 🔸 معادل فارسی: نگاه خشمگین / خیره ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that doesn’t sit right with me: 🔸 معادل فارسی: با دلم جور نیست / ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loss of consortium: 🔸 معادل فارسی: سلب مزایای زناشویی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
explore every nook and cranny: 🔸 معادل فارسی: همه جای چیزی را زی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can’t get behind that: 🔸 معادل فارسی: نمی تونم باهاش موا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wave sleep: 🔸 معادل فارسی: خواب موج آهسته / خ ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
oud: ( مخفف: OUD = Opioid Use Disorder ) ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اپنه مرکزی خواب: آپنه مرکزی خواب ( Central Sleep Apn ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sleep microarchitecture: ریزمعماری خواب ( Sleep Microarchite ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unindicted: آن ایندایْتِد ____________________ ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جکسونیسم: جکسونیسم که به رئیس جمهور سابق آمری ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walsh analysis: Walsh analysis در زمینه مالی و بازا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
write protect: 🔸 معادل فارسی: محافظت در برابر نو ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
terminal program: 🔸 معادل فارسی: برنامه ی ترمینال / ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come to one's mind: به ذهن رسیدن / یاد کسی افتادن / چیز ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wordage: 🔸 معادل فارسی: حجم واژگان / میزان ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sextual capital: سرمایه جنسی یا سرمایه شهوانی به معن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
white book: 🔸 تعریف ها: 1. ** ( دولتی – سیاسی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a heads up: 🔸 معادل فارسی: هشدار دادن / خبر د ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wheel chart: 🔸 معادل فارسی: نمودار چرخ مانند / ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kegel: /ˈkeɪ. ɡəl/ یا /ˈkiː. ɡəl/ کِیگل ی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pelvic floor: 🔸 معادل فارسی: کف لگن / عضلات کف ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sore: 🔸 معادل فارسی: درد گرفتن / کوفته ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get gross: 🔸 معادل فارسی: زشت و چندش شدن / ب ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dad jean: 🔸 معادل فارسی: شلوار جین پدرانه / ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would like a word: 🔸 معادل فارسی: می خواد یه حرفی بز ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ego lift: 🔸 معادل فارسی: بلند کردن نمایشی / ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep the spice: 🔸 معادل فارسی: ادویه ی رابطه رو ح ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sus: The term “sus” is a shortened versi ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
eat my shorts: “Eat my shorts” is a slang phrase t ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
motif: In slang, “motif” refers to a theme ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let someone in on: 🔸 معادل فارسی: در جریان گذاشتن کس ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fill someone’s ears: 🔸 معادل فارسی: پر کردن گوش کسی / ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crisp and clean: 🔸 معادل فارسی: شفاف و تمیز / تروت ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay in the loop: 🔸 معادل فارسی: در جریان بودن / در ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
expressed desire: 🔸 معادل فارسی: میل ابرازشده / خوا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
supine: This term refers to the position of ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
upplay: آپ پلی ___________________________ ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn someone down: 🔸 معادل فارسی: رد کردن کسی / نپذی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
settle civil suit: 🔸 معادل فارسی: حل وفصل دعوای حقوق ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نسق دار: واژه نسق دار معمولاً در زمینه کشاور ...
١١ ماه پیش