تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

این ور و اون ور چرخیدن ( زودگذر و سریع )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریا کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه از دو قسمت تشکیل شدهviru به معنی ویروس و پسوند cide به معنی کشنده. ترجمه آن میشه ویروس کش و به مواد شیمیایی یا فیزیکی کشنده ویروس اطلاق میشه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه از دو قسمت تشکیل شده viri به معنی ویروس و پسوند cide به معنی کشنده. ترجمه آن میشه ویروس کش و به مواد شیمیایی یا فیزیکی کشنده ویروس اطلاق میش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس پشیمانی و ندامت در مورد چیزی که در گذشته اتفاق افتاده یا نیوفتاده است و شخص آرزو می کند که ای کاش می توانست آن تصمیم یا عملکرد را تغییر دهد ولی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غم انگیز مصیبت بار اسفناک همراه با بدبختی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طعم اصیل

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاه در جریان ( بودن ) مطلع خبردار ( بودن )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افشاگر. کسیکه شواهدی از تخلف را به یک شخص یا سازمان مجاز اطلاع می دهد تا او با تخلف مقابله کند. Whistleblowing به معنی افشاگری می باشد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت have got to بیشتر در زبان محاوره ای و در زمان حال به کار میرود. زمان گذشته و آینده استفاده نمی شود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بررسی ( یک محصول یا خدمت ) Customer reviews of the restaurant were positive. نقد و نظر ( در مورد فیلم یا یک کتاب . . ) The movie received great r ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کلمه nearby علاوه بر قید نقش صفت هم می تواند در جمله داشته باشد. در این صورت قبل از اسم می آید. مثال: We stayed at a nearby hotel.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آخرین راه چاره به آخر خط رسیدن نامطلوبترین یا بی کیفیت ترین گزینه یا راه حل باقیمانده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سفر بی خطر ، به سلامت بری و برگردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک جمله مودبانه به معنی "بهتره که راه بیوفتیم" We had best یعنی بهتره که. .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی وقتی اوضاع خوبه بهتره الکی کاری نکنی که خراب شه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی چیزی را از دست دادن بویژه یه فرصت یا یه تجربه ای که مفید و لذت بخش است. یا بی نصیب ماندن از یه فرصت خوب با حرف اضافه on می آید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مایه تاسفه، مایه افسوسه در محاوره It's a ممکن است از ابتدای جمله حذف شود و جمله با shame to شروع شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به شدت تاکید کردن، به شدت تحت تاثیر قرار دادن، به اجبار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی یک موضوع را به دقت بررسی کنید یا درباره آن فکر کنید. به جای book کلمات دیگری مثلا document یا problem هم استفاده می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک پای خامه ای که با پوره شاه بلوط یا میوه های شیرین درست می شود و با شکلات تزیین می گردد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وحشتناک، ترسناک، شوم، عجیب و غریب، منزجر کننده، لرزان. داستان جنایی ترسناک با پایان غیرمنتظره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دره کوچک در میان درختان که پوشیده از درخت یا چمن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To be dead gone on ( over ) somebody بسیار مجذوب کسی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در اروپای قرون وسطی و مستعمرات آنها برای اجرای عدالت، متهم را برهنه میکردند و بر بدن او قیر مالیده و سپس بر روی آن پر می چسباندند. امروز ه به معنی س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلاش برای بدست آوردن چیزی بدون درخواست مستقیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک گیاه استوایی است که ریشه غده ای شکل و برگهای بزرگ دارد. این گیاه باید به صورت پخته خورده شود و مصرف خام آنها سمّی ست. نام دیگری برای taro می باشدِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در رسیدن به یک هدف پیشرفت حاصل کردن یا به موفقیت رسیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گذراندن زمان با تفریحهای بیهوده یا شوخی های عملی، سر به هوا بودن، رفتار احمقانه با شوخی های بی اهمیت، جست و خیز و بازی خشن. در اصل این کلمه ابتدا در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این اصطلاح در مواردی به کار میرود که بعد از یک دوره ای از یکنواختی و سکون و رخوت ، کسی یا چیزی تازه و خوشایند و متفاوت حضور پیدا کند. میتوان معادل ها ...

پیشنهاد
٠

این اصطلاح برای به خاطر سپردن تغییر ساعت در ابتدای بهار و پاییز به کار میرود. Daylight saving time ( DST ) یعنی در ابتدای بهار ساعت را یک ساعت به جل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این اصطلاح برای کسانی به کار میرود که بعد از یک دوره انزوا یا کم کاری دوباره فعال شده اند معادل فارسی آن را میتوان به صورتها بیان کرد: از خواب زمستان ...

پیشنهاد
٠

I don't have a horse in the race. یعنی این ماجرا نفعی برام نداره. چیزی از توش نسیب من نمیشه

پیشنهاد
٠

وقتی موضوع محرمانه ای را به کسی بگویید و انتظار دارید آنرا به کسی نگوید. رازداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک دیواره کوچک بافتی به شکل زاویه قائمه در قلب است که دهلیز راست را از بطن چپ جدا می کند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از فرصت بخوبی استفاده کردن، استفاده از موقعیت به نفع خود، معادل فارسی آن: تا تنور داغه چسباندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یکی از معانی tell متمایز کردن و تشخیص و تمایز تفاوتها بین دو یا چند چیز است. بنابراین عبارت I can't tell به معنی "من قادر به تشخیص تفاوت نیستم" می با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وقتی می خواهید بر عصبانیت خود تاکید کنید به کار میرود. معادل : یعنی چه؟ آخه چرا؟ که چی؟ Why the devil How the devil What the devil همه اینها به همین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی ارزش ( غیر رسمی ) ، without value

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلیلش این نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خشمگین شدن، عقل از سر پریدن ( از شدت ناراحتی ) ، از نظر عاطفی یا عقلی ناپایدار شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کل هستی، تمام کائنات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لووکاردیا یعنی موقعیت قلب، در سمتِ چپِ قفسه سینه و راس آن به سمت چپ باشد. این حالت اکثر موارد آناتومی طبیعی قلب را تشکیل میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مزوکاردیا یعنی موقعیت قلب در قفسه سینه به جای اینکه در سمت چپ باشد در وسط قفسه سینه است و راءس آن در خط وسط قفسه سینه قرار دارد. این وضعیت ممکن است د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این بیماری مادرزادی شامل تنگی قسمت کوچکی از آئورت می باشد که باعث می شود خونرسانی به اندام های تحتانی کاهش پیدا کند و فشار خون در اندام فوقانی بالا و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مقدار زیاد، کلّی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( کاری را سریع انجام دادن ) عجله کن، بجنب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرمای شدید خوردن به علت عدم پوشیدن لباس گرم یا خشک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لباس عوض کردن ( در آوردن یک لباس و پوشیدن لباس دیگر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Sometime: به معنی یک نقطه زمانی ( نامشخص ) در آینده یا گذشته است و در جمله نقش قید زمان را دارد. معنی دوم آن" قبلا" یا "سابقا" است Some time: یک فاصل ...