پیشنهادهای ژاسپ (٥,٩٦٢)
اصل و نسب = زاد و بود
زاد و ولد = زاد و رود
زارمند: غمگین ، اندوه مند ، بیشمند ( پازند )
زامَنیدن = 1 - فرستادن 2 - بسیج کردن
زاوَرِش = خدمت
زبایش = استغاثه
زباییدن = ( پازند ) ستایش کردن ، دعا خواندن
زِپاک = اشتباه ، نادرست
دهان = زفر ، کَپ ، سَک، رومب ( به پهلوی ) جاوه. [ وَ / وِ ] ( اِ ) اندرون دهان. ( برهان ) ( آنندراج ) . تان. ( اِ ) دهان باشد. ( فرهنگ جهانگیری ) ...
کبیسه = اَوَرداد / وَهیزک
زجه = زُنجه ( اوستایی / پازند / پهلوی ) Zonj ، از کارواژه ی زُنجیدن به معنی گریستن ، مویه و ناله کردن
جندبُد / زندبُد= شهربُد ، حاکم شهر
زَندِش = تفسیر ، شرح و بیان ( به پازند )
زوارش = یاری ، خدمت ، پرستاری
"اوی اَشو" = حضرت
اندر رسیدن = متحمل شدن
زیناروَر = مجهز ، مسلح
معادل = زیوار
زیواد! - = زنده باد! عمرش دراز باد!
زیوِستار = زندگی
اُشتانومند = هستیمند ، زنده ، جاندار
زیوِشمند = زنده ، جاندار
پیچیده بر = برجسته بر ، داررای سینه های ماهیچه ای
ستفت تگ = تند رو ، بسیار تازنده ستفت = سخت ، محکم ، خشن ، ظالم ، قوی
اَپُسی = بی پسری ، بی فرزندی ، نازایی
سِتور = فرزند خوانده سِتوریه / ستوری = قیومیت ، فرزند خواندگی
ستومی = 1 - گیجی ، بهت زدگی ، حیرت 2 - چُرت 3 - دلتنگی
سِتیم = کبودی و خون مردگی زیر پوست
سَزدن = سَختن
سُنبِش = سوارخ
سنگور = بطری نوشیدنی
سودِش = ( به پهلوی ) بهره و سود دهی
تدارکات چی = سور ویرایی ، کارساز
گُوِشنی = دفعه ، بار ، رین
خرگوش = سَهوگ
سیاو = لباس
قرنیه = "سیاهَک "
سیراتی = سیری ، سیرمونی
سیزایی = ستمکاری ، استبداد
سیزا = ظالم و ستمگر ر. ک = سیزیدن
سیزیدن = ( به پازند ) یعنی: 1 - ظلم و ستم کردن ، قدرت نمایی کردن 2 - شکنجه کردن
هُنایشگر = اثر گذار
هنایشگیز = متاثر
هنونه = اثر
هُنایند = اثر
شایک ( Shaik ) = نیرومند ، قوی
شفق = شَپَک / شَبک
در فارسی شَق مصحف" شَخ "به معنی سفت و محکم است.
شکستار = غلبه و چیرگی ، فرآیند شکست دادن
شنایِش = رضایت