پیشنهادهای ژاسپ (٥,٩١٨)
اَیَستن = خواستن ، هوس کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
این واژه پارسی است و "ع" در آن بهتر است نوشته نشود! ولی عیار از اَییاریدن در پهلویگ می آید به معنی "خطر کردن ؛ ماجراجویی کردن ، جرئت کردن"
اَییاریدن : جرئت کردن ، دست به خطر زدن، ماجراجویی کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
آیوختن = رفتن با ارابه ، راندن ارابه و گاری و. . . ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
آیوزیدن = نیت کردن ، قصد کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
اَینَفتن = رسیدن . ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
قربانی : یَزاک. ر. ک یزیدن / یشتن.
اَیارتیدن / یاردیدن = شکنجه کردن ، عذاب دادن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
اَخویشکارگی = بی مسئولیتی ، عدم انجام وظیفه. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
اَفدیشتن : 1 - راهنمایی کردن هدایت کردن، 2 - حکم دادن ، دستور دادن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
اَوَس = حالا ، اکنون. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
اَوَس = حالا ، اکنون. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
اَشتَکیه = ماموریت. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
ارتَکیه و آشتَکیه = جنگ و صلح. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
آرییِستان = سرزیمن آریایی ها ، ایران ، آریانا. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
اروَندیه = شجاعت ، رشادت ، افتخار نظامی. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
ارتیک افروزی = جنگ افروزی ، جنگ به پا کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
آروک = 1 - مطلق " نور" ، 2 - روزنه ی نور ، دریچه و منفذ نور. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
اَرودشی = زاده نشده ، به دنیا نیامده. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
آرمیشت : فلج ، معلول. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
اَرَسی = نوزادی ، شیرخوارگی. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
آرَک = جهت ، سوی . ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبِرگ )
اَپوردن : توقیف کردن ، به زور گرفتن ، بازداشتن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبِرگ )
اَفورِش / اپورِش = خلقت ، آفرینش. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبِرگ )
اَفورِش / اپورِش = خلقت ، آفرینش. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبِرگ )
بی پِد = بی پدر . ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبِرگ )
اَپیک = خالص ، مقدس. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبِرگ )
اَپیر = بسیار ، خیلی. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبِرگ )
اَبَراد = کسی که بدون برادر است ، انکه برادرش را از دست داده است. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبِرگ )
اَفژیریدن = ستایش کردن ، نیایش کردن. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبِرگ )
اَپایِشیک = خوش قیافه ، دارای بدن متناسب و زیبا. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبِرگ )
اَبر بَرشیه = صعود ، بالا بری. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبِرگ )
اَپِیدا = نامرئی ، ناپیدا. ( #فرهنگ پهلویگ سموئل نیبرگ )
جَمیدن : گامیدن ، رفتن، دیدار کردن. ( # اوستاخوانی ویلیام جکسون )
هَت = موجود زنده ، جاندار ، جانور. ( # اوستاخوانی ویلیام جکسون )
هَت = موجود زنده ، جاندار ، جانور. ( # اوستاخوانی ویلیام جکسون )
آزَندیدن : درک کردن ، فهمیدن. ( #اوستاخوانی ویلیام جکسون )
اَبَرداد = برتری ، تفوق ، چیرگی. ( #اوستاخوانی ویلیام جکسون )
زُر = گردش ، چرخش ، پیچش. ( پهلویگ ) زُر دادن : پیچ دادن، چرخاندن.
کَرشا = مَدار ، دایره ، حلقه ، دور. ( #اوستاخوانی ویلیام جکسون )
کَرِشتن = شخم زدن ، رن کردن زمین. ( #اوستاخوانی ویلیام جکسون )
مِهپاشنه : کفش پاشنه بلند. ( اوِستیگ )
کِهپاشنه : پاشنه کوتاه ، کفش دارای پاشنه ی کوچک. ( #اوستاخوانی ویلیام جکسون )
کرپ خوار : لاشه خوار ، مرده خوار. ( #اوستاخوانی ویلیام جکسون )
شایار / خشایار = حاکم ، فرمانروا. ( شای ار است نه شاه یار ، ربطی به یار ندارد. ) ( #اوستاخوانی ویلیام جکسون )
گونا = ( گون نا ) = میزان رنگ ، حجم رنگ. ( اوِستیگ ) ( #اوستاخوانی ویلیام جکسون )
جیا = زندگی ، حیات ، جان. ( #اوستاخوانی ویلیام جکسون )
ویشاریدن =لبریز شدن ، پر شدن و سپس شاریدن. ( #اوستاخوانی ویلیام جکسون )
کَریدن = حرکت کردن ، رفتن. {همان چَریدن} ( #اوستاخوانی ویلیام جکسون )