پیشنهادهای ژاسپ (٦,٠١٥)
یَتَک = خاصیت
یَسک = بیماری ، ناخوشی
گفتن سخنان مقدس ، قُدسی گویی ، دعا کردن ، زمزمه کردن آیات الهی
نیوشه
🟣 واژگان فارسی برای زمان= زمان دون زیم گاه وَخت اَوام سا اَمد ( Amd ) وازیره نُویک اَنبام یاوَر جار
لیزگ ، اولیزگ = آب دهان ، تف ، خیوگ
آیاخت = قصد
اراده
قصد ، نیت آیاختن
قصد کردن ، نیت کردن ، تصمیم گرفتن
حرکت کردن
اِشنافتن = درک کردن ، فهمیدن
هنود = تاثیر از کارواژه ی هناییدن و هنایش
تاربین
تعریق عرق کردن
ازدواج با خیشاوندان ، ازدواج فامیلی
به تملک خود در آوردن
مطعلق کردن ، اختصاص دان
تعلق ، تعلق داشت ، وابستگی
صمیمیت ، خودی بودن
قائم به ذات خود ، به خود متکی ، خداوندگار ، فنا ناپذیر
به معنی تکرار کردن و از بر کردن نیز هست.
احساس رضایتی که از خوردن غذا حاصل می شود.
خوَمر هم تلفظ می شود
Xumr = رویا
محکم ، استوار
خروسته = صدمه دیده ، لطمه دیده
موذی
خیزیدن ، برخاستن
محصور کردن ، احاطه کردن ، محاصره کردن
اصلی ، اساسی ، سرچشمه
عقب زدن ، پس راندن ، دفع کردن
ووئیک = رنج ، سختی
ویزاستن / گزاستن = زیان زدن ، آسیب زدن
ویاپِهیستن = دیوانه شدن
دیوانه
ویخازیدن = خود را وادار کردن # ( فرهنگ پهلوی فره وشی )
میل ، تمایل
ترک کردن ؛ رها کردن
گداختن
ناخوشی ، بیماری
غصه ، اندوه
ویشتن = تغییر از خوب به بد ، از حال خوب به حال بد در آمدن
منهدم کردن ، نابود کردن
زهراگین
بی توجه ، تنبل ، غافل ، بی میل
ویش = زهر ، سم ، کیسه ی صفرا
ویسپ = همه ، هر ، کل
ویس = 1 - ناحیه ( پهلویگ ) 2 - قبیله ، دهکده. ( اوستیگ ) - - - - - > بدین معنی باید " ویث " نگاشته شود. 3 - مِلک ، دارایی. ( اوستیگ )
نظم و ترتیب