نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نواستن: جنگیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سغدیدن: سغدیدن / آسغدیدن = ساختن ، شکل دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تشتن: تشتن = شکل دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زورمیدن: افراشتن استحکامات برای جنگ ، آماده ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اوسانیدن: میوه دادن ، ثمر دادن ، نتیجه دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بنجیدن: آشنا شدن ، آشنا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کراسیدن: کراسیدن = کراشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روژیدن: پدیدار شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تهانیدن: تهی کردن ، تخلیه کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تاییدن: تاییدن = برابر بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویشفتن: ویشفتن = مختل شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تولیدن: جا خالی دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فرایستن: بشتر بودن ، فراتر رفتن exceed
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نوغیدن: نوشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چاویدن: به اطلاع رساندن ، اعلام کردن ، آگاه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چاوشکی: چاوشکی = اعلام عموی ، مراسم اعلام ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برتهیدن: خسته کردن ، مغلوب کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فرخستن: خسته شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هلانیدن: هلانیدن = بیرون انداختن to expel
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اوگاردن: بیرون انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وزاردن: توضیح دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نگیختن: نِگیختن = در معرض گذاشتن ، بی دفاع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نانمشیدن: نانَمشیدن ( نا نَمشیدن ) = ناکام شد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وانانمشیدن: Disillusionment از توهم خارج شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویزیستن: حذف چیز غیر ضروری ، خرج کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چغیدن: بحث کردن ، جدل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ترکاستن: تقطیر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نزشتن: نزشتن = پیمود ، پوییدن ، طی کردن فا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جرستیدن: جَرَستیدن = غیژ غیژ کردن در ، صدای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیشازیدن: بیشازیدن / پشازیدن / بشازیدن = در م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گزودن: نفرین کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کشفتن: کَشَفتن = پژمرده شدن ، گندیدن ، زوا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اناست کردن: آناست کردن = نابود کردن ، نهست کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
افسینیدن: نابود کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مرنجانیدن: مُرنجانیدن = نابود کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هیالیدن: ویران کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نانمش: سراب ، وهم ، ایلوژن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خرسیدن: فاسد شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ریهیدن: فاسد شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاساد داشتن: کنترول کردن ، محافظت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تروه: زوج
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خلانش: دخول
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زامینیدن: نیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادینیدن: آدینیدن = نیدن / آنیدن ، هدایت کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نوینیدن: مقدس و متبرک کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ترمنیدن: تحقیر کردن ، خفت دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پالافتن: پالاییدن ، تمیز کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسپیختن: اسپیختن / اشپوختن = مجبور کردن ، اج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیشیدن: رنگ کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هنجافتن: تکمیل کردن ، کامل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
همینیدن: سرودن ( چکامه ) ، نواختن ( ساز )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
هنون: هنون = اثر هنود= تاثیر مانند نمون ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ابیستن: آبیستن= آراستن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سیابیدن: آراستن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ارستیدن: اَرستیدن = 1 - آراستن 2 - منظم کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
افرندیدن: آراستن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نهاردن: نِهاردن = تُنُک کردن ، رقیق کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پر زیدن: پَرزیدن = مانع شدن ، سد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بریستن: بدست آوردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ارغیدن: خشم گین شدن ، نزاع کردن ، پرخاش کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گوهریدن: تغییر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اوینیدن: انتقاد کردن ، پند دادن ، سرزنش کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رخیدن: رَخیدن = نفس نفس زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ارستدن: آراستن ، آراییدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شیودن: تخمیر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ازرایستن: آراستن ، مرتب کردن ، منظم کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وهیریدن: تغییر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شپوختن: زور گویی ، بولی کردن ، قلدری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هندرزیدن: اندرز دادن ، پند دادن ، نصیحت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرتمیدن: شکاف برداشتن ، پاره شدن ، خراشیده ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تسبیدن: شکاف برداشتن ، پاره شدن ، خراشیده ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیواژیدن: موافقت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اش پختن: شپوختن / اِشپختن = قلدری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کنوریدن: فریفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هیویدن: هیویدن = جُزیدن ، تغییر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ملنجیدن: مَلنجیدن = بر کشیدن ، جذب کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کیفتن: کیفتن = خم شده به سویی ، گرایش و می ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اساردن: آساردن = آماردن ، هماردن ، شماردن ، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بوشیدن: اندیشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
میدن: تغییر کردن ، دگرگون شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اوینیستن: انتقاد کردن ، نقد کردن ، سرزنش کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جاوریدن: جاور کردن ، تغییر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کهولیدن: کهولیدن / گهوایدن = تغییر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یوتاکیدن: جدا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یوتر: یوتَر = 1 - دیگر 2 - مشخص
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زفا: ابر بارانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهکمند: دارای فرزند
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زرمان: زرمان در پهلوی = پیری ، سالخودگی و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زرغون: زرغون = سبز ، تر و تازه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زستن: زستن = 1 - طلب کردن 2 - جُستن ، جس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زیاک: زیاک / زهاک = فرزند
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زفان: زفان / زسپان = خطلا ، اشتباه ، بیهو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زیناوندیدن: مراقبت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یان گویی: گفتن سخنان مقدس ، قُدسی گویی ، دعا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زیوستن: = زیستن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زوفاک: گودی ، ژرفا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
یسک: یَسک = بیماری ، ناخوشی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زوشیست: عزیز ترین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یتک: یَتَک = خاصیت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ژودن: ژودن = 1 - بلعیدن ، خوردن 2 - ترک ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ژوتار: بلع
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ژوییدن: = ژودن ، خوردن ، بلعیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یوشداسرینیدن: یوشداسرینیدن = تطهیر کردن ، پاک کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در یاختن: قصد کردن ، نیت کردن ، تصمیم گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ایاخت: قصد ، نیت آیاختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ایازش: اراده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اشنافتن: اِشنافتن = درک کردن ، فهمیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خوارم: احساس رضایتی که از خوردن غذا حاصل م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خوتات: قائم به ذات خود ، به خود متکی ، خدا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خودینگی: صمیمیت ، خودی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خویشینش: تعلق ، تعلق داشت ، وابستگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خویشیدن: مطعلق کردن ، اختصاص دان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خیتودت: ازدواج با خیشاوندان ، ازدواج فامیلی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خویستن: تعریق عرق کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویاپان: دیوانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویاپهیستن: ویاپِهیستن = دیوانه شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویزاستن: ویزاستن / گزاستن = زیان زدن ، آسیب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ووئیک: ووئیک = رنج ، سختی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خانیک: اصلی ، اساسی ، سرچشمه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خنجیستن: محصور کردن ، احاطه کردن ، محاصره کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خزیستن: خیزیدن ، برخاستن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خروسته: خروسته = صدمه دیده ، لطمه دیده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خروژد: محکم ، استوار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خومر: Xumr = رویا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویتاشتن: ترک کردن ؛ رها کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویخاز: میل ، تمایل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویخازیدن: ویخازیدن = خود را وادار کردن # ( ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
واسنیدن: غذا دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ویشتن: ویشتن = تغییر از خوب به بد ، از حال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وتیه: وَتیه = شرارت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویشتیه: ناخوشی ، بیماری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویتنگ: غصه ، اندوه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وخشش: رشد و نمو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
واینیدن: وایِنیدن = به پرواز در آوردن ، روان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وزنیدن: وَزنیدن = روشن کردن ، افروختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وازنیدن: وازَنیدن = هدایت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وازش: الهام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وپیک: لقاح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویشست: ویشست = اکثر ویشستی = اکثریت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویچاردن: 1 - توضیح دادن 2 - مشخص کردن 3 - تش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویچرد: معتبر ، راست ، اصلی ، مسلم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویچهش: تمییز ، تشخیص
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویچینش: تشخیص
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویچیدار: تشخیص ، قضاوت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویچویش: تحقیق ، تفحس ، جستو جو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویدیفته: اغفال شده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویمندمند: محدود ، دارای حد و مرز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اورور: اوروَر = غذا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویکافتن: پاره کردن ، ویران کردن ، شکافتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اوزوستان: مرده ، بی جان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویمیختن: مخلوط کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اورواخمان: دارای اندیشه ی شاد ، سعید ، خوشبخت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هزواریدن: تعبییر کردن ، تفسیر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اورواخمانیدن: شاد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اورواخت: خوشبختی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
واچافراهیدن: احضار کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وینارش: تمرین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اورواختن: خوشبخت کردن شاد کردن برای گذشته است ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
واچنیدن: به حرکت درآوردن ، بردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویناسش: ارتکاب به گناه ، جرم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اوسکارش: 1 - اندیشه 2 - مشاوره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وینست: فاسد ، مفسد ، نا پاک و جانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وانش: 1 - پیروزی ، فتح 2 - دفاع
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وینیرش: نظم و ترتیب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وانیدن: پیروز شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ویسپ: ویسپ = همه ، هر ، کل
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برمیدن: برمیدن / ورمیدن = از بر کردن ، حفظ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویستار: بی توجه ، تنبل ، غافل ، بی میل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ازوردیدن: آزوردیدن = منحرف شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویشوفتن: منهدم کردن ، نابود کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
وسناد: وسناد = برای این که کم کم به "واسه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویشمند: زهراگین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اوسوفرید: قربانی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اوستن: خاستن ، بلند شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویگرادن: بیدار شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اول اوستن: اول اوستن = برخاستن ، بلند شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اوشبام: صبحگاه ، سحر ، پگاه ، دمدمای صبح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اول اوزش: بلند شدن ، خیزش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویهرنده: متغییر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اوزدهیک: خارجی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اول ورزیدن: اول ورزیدن = 1 - نفض کردن ، فسخ کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویتاپیدن: گداختن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stratify: لایه بندی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تچانیدن: روان کردن ، به حرکت درآوردن ، به جر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ترمانیدن: ترمانیدن = حقیر شمردن ، خوار کردن ، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سترت: گیج ، بیهوش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سترتن: مدهوش شدن ، بی هوش شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ترومت: مغرور و متکبر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ستنیک: ثابت ، ایستاده و استوار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تویه: تویه = توانایی ، نیرو ، قدرت "تویه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تن ویمختن: تن در آمیزی ، آمیزش جنسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ستوری: سِتوری ( پهلوی ) = قیومیت ، امانت د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
توجیدن: کفاره دادن ، جبران کردن ، تنبیه کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ترازانیدن: 1 - اندازه گرفتن ، سنجیدن 2 - تراز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سوتکی: بی توجهی ، غفلت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تروفتن: تَروفتن = دزدیدن ، سرقت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شب یار: شپیار =شربت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
توخشش: کوشش و تلاش
١ سال پیش