نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چکانایی: چِکانایی = چکانندگی .
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اچلیدن: آچلیدن = آچریدن
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فراچلیدن: فراچلیدن = فراچریدن
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پراچلیدن: پراچلیدن= پراچریدن
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فروچلیدن: فروچلیدن = فروچریدن
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اول دیسیدن: اول دیسیدن = بنا کردن ، ساختن. ( ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اولدیس: اولدیس= ساختمان ، بنا. ( ( # وند ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شنومان: شِنومان = ایثار ، فداکاری ، وقف. ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تن زور: تن زور = قدرت بدنی ، توان جسمانی. ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اول دادن: اول دادن = ساختن ، بنا کردن ، پی اف ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اول بریدن: اول بُریدن = قطع کردن ، بریدن. ( ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
توخشا: توخشا = زحمت کش ، تلاش گر. ( ( # ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سالارانیدن: سالارانیدن = هدایت کردن ، راهنمایی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ترونه: تَرونه = توله سگ ، بچه سگ. ( ( # ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خونومند: خونومند : خونین ، در حال خون ریزی. ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویشرو: ویشُروْ = سگِ خانگی. ( ( # وندید ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویندش: ویندِش = کشف ، یافت. ( ( # وندید ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویشلو: ویشُلوْ = سگِ خانگی. ( ( # وندید ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویسبد: ویسبُد = رئیس قبیله ( اوستایی ) . ( ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویسینیدن: ویسینیدن = پاره کردن ، دریدن. ( ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گسینیدن: گُسینیدن = پاره کردن ، دریدن. ( ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
واژار: واژار = صدا ، آوا. ( ( # وندیداد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
واستریوش: واستر یوش = گله دار ، دارنده ی گله ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
واستراندن: واستَراندن = تغذیه کردن، خوراندن. ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
واستر: واستَر = کاه و به طور کلی علوفه ی د ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وخشانیدن: وَخشانیدن = رشد دادن ، بزرگ کردن. ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اول ورزانیدن: اول ورزانیدن = مُبرا کردن ، رفع اته ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اول سراییدن: اول سَراییدن : از بالا محافظت شدن. ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اول سرایش: اول سَرایِش = محافظت از بالا {محافظ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اول رسیدن: اول رسیدن = رشد کردن ، بالغ شدن. ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اول رساندن: اول رساندن = پروَردن ، به بچه آوری ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زمانیک: زمانیک = قدیمی ، کهنه. ( پارسیگ )
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زندبد: زَندبُد = رئیس قبیله . زَند = قبی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زیانا: زیانا = زن جوان ، بانوی جوان. ( ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زهرگر: زهر گر = زهر ساز ، مسموم کننده . ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یوژداس: یوژداس = تطهیر ، خلوص. ( ( # وند ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یوژداسانیدن: یوژداسانیدن = تطهیر کردن ، خالص کرد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یوژداسه: یوژداسه = یوژداسیده ، خالص شده ، تط ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یوژدان: یوژدان = انبر، انبرک. ( ( # وندی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وسترا: وَستَرا = پوشاک ، لباس ، جامه. ( ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خیهیدن: خیهیدن = دنبال کردن ، تعقیب کردن. ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خیهش: خیهِش = تعقیب . ( ( # وندیداد - ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خیهستن: خیهستن = تعقیب کردن ، دنبال کردن. ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خوفسیدن: خوفسیدن = خوسیدن، خفتن. ( ( # ون ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
هیئت موسسان: در پارسیگ " فَرکاناد" ر. ک فرکاندن
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
founders' shares: به پارسیگ "سهم های فرکانندگان"
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
افرپداییدن: اَفَرپَداییدن: سازش کردن ، کنار آمد ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فرداد کوست: فرداد کوست= به پیش ، در جهت جلو ، ف ...
٢ ماه پیش