نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ژرد: پرخور
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرهختن: اصلاح کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پزی: پِزی = طرف ، کنار ، سور ، جانب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پزه: پِزه = سلاح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پژاد: پَژاد = سالمند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پژقند: پَژقند = گزافه گویی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشتار: پشتیبان ، حمایت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پنگاره: قاب ، دوری ، بشقاب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرشگال: پر از ابر ، هوای پر از ابر بارانی ، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پنین: پَنین = هرگز و همیشه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرگین: پَرگین = عام و شایع
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پوب: پُوب = فرشی که برای زینت انداخته شو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرواش: غافل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پلاتیر: روزنه ، منفد ، دریچه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پلواژه: شیشه ، آبگینه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پردن: پَردَن = حد و کرانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
allocation concealment: نهفتگی بازگُمیزش ( روش شناسی پژوهش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پخشانش: توزیع
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بخشانش: بخشیدن = بخش بخش کردن ، تقسیم کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
وشکریدن: اجرا کردن ، اقدام کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وستی کردن: توضیح دادن ، شرح دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مواجهه کردن: نگیختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیوازیدن: پاسخ دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ابخش بودن: آبخش بودن = پشیمان بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
لانیدن: تکان دادن و ریختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
واشتن: برگشتن ، برگشت دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زویدن: آه کشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داسر دادن: داسَر دادن = پاداش دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرویختن: غربال کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پزافتن: پزافتن = پز آمدن = پخته شدن ، رسیدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
میچودن: مِیچودن = برشته کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
معاف شدن: ریویدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برمشیدن: دزدی کردن ، کش رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خلمیدن: آبریزیش بینی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نبستن: نِبَستن= خوابیدن / قرار دادن / نهاد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تنالیدن: پاک سازی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ترمیدن: تیر انداختن ، پرتاب کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اوکاردن: برداشتن ، حذف کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
واخیدن: جدا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برمچیدن: مالیدن به هم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اروازستن: اُروازستن= شادی کردن ، لذت بردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شماغیدن: فاسد شدن ، گندیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فروزیدن: فروزه دادن ، صفت دادن ، صلاحیت دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سنایاندن: خشنود کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بشولیدن: متوجه شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شومیزیدن: شخم زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برمخیدن: نافرمانی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
داخیدن: مشاهده کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ویافتن: گشودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شهیدن: سرکوب کردن ، ستم کردن
١ سال پیش