پیشنهاد‌های صمد توحیدی(شهرام) (٣,٥٩٦)

بازدید
٥,٩٠٣
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیاهی لشکر: سواد اعظم، که به هر انبوهی گفته می شود. در فیلم. در گروه و جمعیت ودر دیگر آورده ها. شلوغی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مغان :مهان. نیکان. به روند هزاره ها واژگان نیز جابجا می گردند. و در یافت وپنداشت را از نو می خواهند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معاینه: دیدن. پزشک ببیند: پزشک معاینه کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احتمال عقلی:شاید خردی. شاید اندیشی. احتمال آماری:شاید آماری. توانش آماری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوشامد. خوش آمد:خیر مقدم. قدمت خیر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زحل :زهره به لری زَلَه منی زله سوزه :به زهرهء سبز می ماند. ( کهنسالان سبز را آبی و یا کبود هم می گویند. ) پس زحل فارسی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفسیر به رای:خودپژوهانه. خود سرانه. خودپیسرانه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پَسانه. جان کشی. شیره کشی:عصاره کشی. در لری عصاره را پسانه گویند.

پیشنهاد
٠

لا تعد ولاتحصی:بیشمار و بی اندازه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آپایش: مکانیزه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایه و ناپایه:معرب و مبنی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساختار :ریختار. رُختار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هوشنگ. هوشنده. هوشندگی:هوش مصنوعی. هوش ساختگی. تاتوان.

پیشنهاد
٠

نا خدا مَر خدا:لا اله الا الله.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سِبُن. سه بانگ :تریبون.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خاطر:خط آر. در خط.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دِ کِرِّش بی در خطش بود. دکر:در یادش بود؛ذکر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

قلیان:از قل زدن. مانند غل زدن آب کتری است و هر دو فارسی اند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گاهاً:احیانا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تکثیر:افزایه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انقباض:بست. #انبساط=باز. قبض و بسط:بست و باز.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خویشانی:نفسانی. خودانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوینده:متکلم وحده. گویندگان:متکلم مع الغیر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرا دل و فرا دیده. فرا دل ودیده. فراسوی دل ودیده. خود فرا. فرا خود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجاز :جازده=حقیقت:حاق. پایه . ریشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناکجا آباد که از سهروردی است وبه باختر زمین کوچ نمود و به ریخت outopia=out upon , دور است از. در آمد واوتوپی ناماوری جهانی یافت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گراها و گرایشها. گروههاو گرایشها. گروه و گرایش. گرایش و گرایش. گروهش و گراهش. گراهش و گرا و گرای. گرایی وگروی. گراهیان و گرویان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انگیزهء انگیزه که خود ریخته ای. انگیزه بگویدم که انگیخته ای. وین را ز ازل تا به ابد پنداریم. انگیخته و انگیزه که آمیخته ای. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ نگر که خود تمدن سازی است. بنگر تو تمدن را به مردم رازی است. بنگر تو به مردم جاودان باور هست. نیکو نگری هر پایان را آغازی است. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیشی، پیشاپاییز به لری پیشا پاییز:قاصدک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مژده به سرایندگان؛ گاهی سرودی را سروده ای وپس از چند سال یا چند دهه واژگان یا بیتهایی از آن را دگرش می دهی تا باب منش گردد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کار بپردازند. روی آورند. دست به کار شوند. انجام دهند. درست نمایند. درست کنند. در دست گیرند. پای کار بیایند. به کاپردازی. روی آوری. دست به کاری. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آشو زرتشت:ایشان زرتشت ( به جای حضرت زرتشت ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

هان وهان تهران. ای پایتخت ایران. ای سر فرازی ایران زمین. به تو ارج و مرج ایران زمین روشن است . تو و فرزندانت که باغ نو نو آوری اند. رازی را باش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابزارهء زندگی ببین از کم وبیش. ننگر که تو را چه می رسد از پس وپیش. یزدان تو را بسنده ، بس، از پس وپیش. هرگز ننمایی خویشتن را دل ریش. شهرام ص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گفتند که ما هی شاعری می دانیم. تا ما ز روند شاعری درمانیم. ما شعر بگوییم دیگران می خوانند این هم زروند شاعری می خوانیم. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر چند که باشیم و جهان خواهد بود. گویی که نباشیم و جهان نیست نمود. جز آنکه ز پیوند رهایی یابیم. آنجا که زیان نیست دگر باشد سود. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آلاله و آلاله و آلاله شوید. با لاله وبالاله و با لاله شوید. تا آنکه سبوی می نابی گردید. از هر چه مگر ناب بود پاله شوید. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گل را بنگر به کوی مهر روی نهاد. آیینهء دلبری به هر کوی نهاد. در کوی بهار آرمانشهر ببین . بلبل به ترانه رو به هر سوی نهاد. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چا ر است شوی پیایند سینایی. ۱_چار زبان دیباچهء دانایی. ۲_آزمون تا خویش را آ مایی. ۳_روز جوانی است و خود آرایی. ۴_سرمایه تا که خود راشایی. ص شهر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این چرخ روند خویش را پیموده است. ور نی ز روند خویشتن بیهوده است. هم با هم وهم بی هم روندی داریم. هر هست روند خویش را می بوده است. شهرام. ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راه است وروند است و نماد است وبلند است. رمز است و نماد است و نمود است وپسند است. زیر و زبر است نیز تازه است وبلند است . اوج است وفرود است وکمین اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنگر که زمان چو برق وباد می گذرد. چون گفت و شنود هر چه باد می گذرد. گویند بجاست زندگی بادا باد. با آنکه به راه ورسم باد می گذرد. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هرگز به تباهی وار زمان را نسپر. پروندهء بیهودن با خویش نبر. آیینهء زندگی درنگی دارد. بر باد مکن سرمایه را دود نخر. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آنجا که سیاسیون شماری دارند. در راه و روند زندگی دشوارند. در کشمکش و تکاپوی تاریخند. خود را چه گزینهء بشر پندارند. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در راه و روند زندگی بس دیدم. هم دیدم و هم خواندم و هم بشنیدم. دیدم که شکست آنچه را بوددروغ. پیروزی راستین را ، اینچنین بگزیدم. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گاهی که گرفتار رهایی هستی. گاهی به رهایی ها گرفتارستی. پیوند میان این دو را راهی هست. آسان و یا سخت بیابی دستی. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گاه جوانی پند خنده است تو را. زیرا دل شاد و سر زنده است تورا. روزی که جوانی ز کفت بربایند. گویی به خدای خود که بنده است تو را. شهرام. ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گویند پیامبران ظهوری دارند. بر راه شما و ما عبوری دارند. تا ما ز بتان وز گناهان گذریم. با ما ز فرا خرد شعوری دارند. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماند به بهاری که در آن سنبل نیست. ماندبه چو باغی که در آن گل نیست. ماند به چو گلزار که اش بلبل نیست. ماندبه چه، میخانه که در آن مُل نیست. شهرام ص