پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠١)
پشت بند: [ اصطلاح عمران] پشت بند نام قطعاتی است که پشت تخته های قاب میخ می نمایند.
تخته شدن: [ اصطلاح عمران] به انتها رساندن و تکمیل دیوار چینی
تلورانس: [ اصطلاح عمران] تغییر در ویژگی های فیزیکی مصالح و مواد مختلف. این تغییرات شامل ویژگی های ضخامتی، ابعادی و … می شود. مثلا اگر سیمان دچار تغیی ...
تیغه: [ اصطلاح عمران] تیغه از اصطلاحات کارگاهی پرکاربرد است. به دیوارهای جداکننده تیغه گفته می شود. تیغه: [عامیانه، اصطلاح] هر چیزی که مانند تیغ باش ...
چاه کور: [ اصطلاح عمران] اگر محل چاه در سطح زیر بنا و یا اطراف پی مشخص نباشد، به اسم چاه کور شناخته می شود.
چرخ چاه: [ اصطلاح عمران] چرخ چاه نام وسیله ای چوبی و یا فلزی است که به چرخش درون خزانه در پایه چرخ چاه و یا بلبرینگ باعث جابجا شدن مصالح به داخل یا خ ...
چاهک: [ اصطلاح عمران] چاه کن هایی که چاهی به ارتفاع 1 متر و نیم تا 2 متر و نیم حفر می کرده اند، آن را چاهک می نامیده اند.
دج: [ اصطلاح عمران] خاک انواع مختلفی دارد. هر زمینی را که یک نوع خاک در خود داشته باشد با اسم خاصی مشخص می کنند. به زمین هایی که خاک سخت داشته باشند ...
دوپوش: [ اصطلاح عمران] گنبدی که توسط یک سقف اضافی پوشیده شود.
رایزر: [ اصطلاح عمران] از میان اصطلاحات کارگاهی، رایزر در مباحث لوله کشی کاربرد زیادی دارد. به کانال های عمودی رایزر می گویند.
زیگزال: [ اصطلاح عمران] میلگردهای خرپایی تیرچه
سنجاقی: [ اصطلاح عمران] میلگردهای برش گیر فونداسیون
سپیتک تانگ: [ اصطلاح عمران] این اسم عجیب و غریب مربوط به مخزن های بزرگی است که برای نگهداری فاضلاب به کار می روند.
سیمان سنگ شده: [ اصطلاح عمران] پودر سیمان فشرده را سیمان سنگ شده می نامند.
سیمان واتر پروف: [ اصطلاح عمران] سیمانی که در مقابل آب و رطوبت مقاومت بالایی از خود نشان می دهد. دلیل این ویژگی، اضافه شدن محلول های صابونی فلزی به س ...
کاربند کردن: [ اصطلاح عمران] بستن رج ها
شمشه کشیدن: [ اصطلاح عمران] صاف کردن سطح ملاتی که بر روی دیوار کشیده شده است به وسیله شمشه.
مغزه گیری: [ اصطلاح عمران] تشخیص مقاومت فشار بتن
کرم بندی: [ اصطلاح عمران] وسیله ای بتنی است برای هدایت کردن جریان آب
نازل: [ اصطلاح عمران] کلاهک سوراخ داری که روی دستگاه پیستوله قرار می گیرد و مواد از داخل آن عبور می کند.
نفس کش: [ اصطلاح عمران] نام دیگر دستگاه تهویه است.
نیزه: [ اصطلاح عمران] در میان اصطلاحات کارگاهی به محل اتصال دو کمان قوس نیزه می گویند.
ورز دادن: [ اصطلاح عمران] مالش دادن یا پنچه کردن چیزهایی مثل ملات
قوس ( Arch ) [ اصطلاح کفاشی]: قسمت میانی، باریک و خمیده کفش که قوس پا روی آن خم می شود.
سوراخ/حلقه ( Eyelets ) [ اصطلاح کفاشی]: سوراخ های که از طریق روکش، رویه یا روسازی برای بند کشیدن کف ایجاد می شوند. واژه ی " سوراخ " از زبان هند و ار ...
سینه ( Breast ) [ اصطلاح کفاشی]:روکش پوشش نما و سطح خارجی نمای رو به جلوی بالای پاشنه که زیر پا قرار می گیرد. یقه یا گیره ( Collar or Toggle ) [ اصط ...
جورابگیر ( Counter ) [ اصطلاح کفاشی]: یک تکه ماده سخت یا چرم که پشت رویه دور یقه قرار می گیرد. همچنین میتواند درون و میان رویه و آستر پنهان شود یا هم ...
لبه نازک شده ( Feather edge ) [ اصطلاح کفاشی]: جایی که لبه رویه و زیره به هم می رسند.
روکش ( Facing ) [ اصطلاح کفاشی]:: یک لایه متریال ( معمولاً دو تا ) که بر روی بالا و جلو کفش قرار گرفته یا برخی از انواع بستار برای آوردن آنها از طرفی ...
فوکسینگ ( Foxing ) [ اصطلاح کفاشی]: یک صفحه بیرونی که پشت پاشنه را می پوشاند و دور کفش می پیچد.
پاشنه ( heel ) [ اصطلاح کفاشی]: در پشت کفش قرار دارد و قسمتی از زیره هستند که از پشت کفش نسبت به جلو آن بیرون آمده است. پاشنه ها در ارتفاعات مختلف وج ...
میخ ته کفش ( Heel Lift ) [ اصطلاح کفاشی]: قسمت انتهایی روی گل میخ پاشنه، که در تماس با زمین است.
بندها ( Laces ) [ اصطلاح کفاشی]: ساخته شده از چرم، ریسمان، رشته نخ یا مواد مصنوعی هستند و برای بستن یک کفش به پای پوشنده به کار میروند.
کفی کفش ( Insole ) [ اصطلاح کفاشی]: یک لایه متریال بین زیره و پا که برای افزایش راحتی، همچنین پوشاندن ساختار درز رویه و زیره است.
آستر ( Lining ) [ اصطلاح کفاشی]: بیشتر کفش ها آستر دارند که درون رویه و کنار کفش را می پوشانند. آسترها راحتی را افزایش داده، می توانند گرما ایجاد کنن ...
پاف ( Puff ) [ اصطلاح کفاشی]: تقویت کننده سبک در رویه که به کفش شکل و حمایتش را می دهد. شبیه به یک پنجه کفش درونی.
کنار کفش ( Quarter ) [ اصطلاح کفاشی]: پشتی رویه که پاشنه را به سمت جلو رویه می پوشاند. در واقع ناحیه از کفش است و می تواند قسمتی از یک تکه یکسره متری ...
زیره ( Sole ) [ اصطلاح کفاشی]: قسمت زیرین کفش که در زیر پا می نشیند و در تماس با زمین است.
نشیمنگاه ( Seat ) [ اصطلاح کفاشی]: ناحیه گود پاشنه که در قسمت عقب زیره می نشیند.
سرپنجه ( Tip ) : [ اصطلاح کفاشی]: انتهایی ترین قسمت پنجه.
دهانه یا گلو گاه ( Throat ) [ اصطلاح کفاشی]: بالای جلوی رویه که در قسمت فوقانی پنجه کفش قرار دارد.
پنجه ( Toe ) [ اصطلاح کفاشی]: ناحیه رو به جلوی رویه کفش. پنجه در فرم های مختلف می آید و یک فاکتور اصلی در تفاوت سبک هاست.
پنجه کفش ( Toe Cap ) [ اصطلاح کفاشی]: یک پوشاننده کوک شده روی پنجه برای ایجاد اثر تزیینی و استحکام بخشیدن به پنجه که می توانند برای حفاظت در چکمه های ...
زبانه ( Tongue ) [ اصطلاح کفاشی]: جاسازی چرمی در امتداد رویه که قسمت بالای پا را می پوشاند و به راحتی بند کفش ها روی آن اضافه می شود. همچنین در اوضاع ...
خط بالا ( Topline ) [ اصطلاح کفاشی]: لبه بالایی روی که ممکن است یک حاشیه یا تکنیک لبه گذاری داشته باشد.
تکه بالا ( Top Piece ) [ اصطلاح کفاشی]: بخشی از پاشنه که در تماس با زمین است. به این خاطر تکه بالایی نامیده می شود که کفش ها از وارونه ساخته می شوند ...
بخش میانی رویه کفش ( Vamp ) : قسمت جلویی رویه که جلوی پا را می پوشاند و به سمت عقب تا مفصل شصت پا گسترش می یابد.
رویه ( Upper ) [ اصطلاح کفاشی]: یک قسمت کامل از کفش که پا را می پوشاند.
حاشیه چرمی دور ( Welt ) : نوار باریک متریالی که رویه را به زیره کفش متصل می کنند.
دور کمر ( Waist ) [ اصطلاح کفاشی]: قسمتی از کفش یا آخرین قسمت آن که با انحنای روی پا و قوس پا در ارتباط است.