پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٠١)

بازدید
٣٦,٣١٩
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

مظلوم خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای شخصی که در تعزیه شبیه یکی از خاندان امام حسین ( ع ) را بازی می کند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

مخالف خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای تعزیه خوانی که شبیه مخالف خاندان و پیروان پیامبر ( ص ) را در می آورد. به کار این شبیه، مخالف خوانی می گویند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

اسباب مجلس: [ اصطلاح تعزیه ] وسیله های ضروری که به هر شکل برای اجرای یک تعزیه به کار می رفت یا در صحنه تعزیه گذاشته می شد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

اشقیا: [ اصطلاح تعزیه ] در تعزیه، به طور اخص به دشمنان امام حسین ( ع ) و به طور کلی به کسانی گفته می شد که مخالف پیامبر یا امامان و خاندان آنها بودند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

اشقیا خوان: [ اصطلاح تعزیه ] کسانی که شبیه اشقیا را درتعزیه، در می آوردند و نسخه آنها در دست داشتند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بچه خوان: [ اصطلاح تعزیه ] جوانان یا کودکان کم سالی که نقش کودکان همراه امام حسین ( ع ) را در تعزیه به عهده داشتند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

انبیا خوان: [ اصطلاح تعزیه ] کسی که در تعزیه نسخه انبیا را می خواند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

تختگاه: [ اصطلاح تعزیه ] تختگاه صحنه بازی و اجرای تعزیه بود. این محل بیشتر در محوطه باز مسجدها و تکیه ها ( حسینیه ها ) به شکل گرد یا چهارگوش ساخته می ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

حدیث کردن: [ اصطلاح تعزیه ] حدیث کردن عبارت از خلاصه داستانی است که تعزیه گردان پیش از آغاز تعزیه شرح می دهد تا حاضران آماده تماشای تعزیه بشوند و در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

زن خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای پسران جوانی که صدای زیر دارند و در تعزیه، شبیه زنان را در می آورند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

حر خوان: [ اصطلاح تعزیه ] شبیه یا نسخه خوان تعزیه که نقش موافق ها و به ویژه حر را بازی می کند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

شمر خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای بازیگران تعزیه که نقش اشقیا و به ویژه شمر را بازی می کنند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

زینب خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای پسر جوانی است که صدای زیر دارد و شبیه حضرت زینب ( ع ) را در تعزیه در می آورد.

پیشنهاد
٢

علی اکبر خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای بازیگر تعزیه که نقش حضرت علی اکبر ( ع ) و یا جوانان همسال ایشان را بازی می کند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

عباس خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای بازیگر تعزیه که بین موالف خوان ها، به ویژه نقش حضرت عباس ( ع ) را بازی می کند. اصطلاح دیگری برای همین بازیگر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

شهادت خوانی: [ اصطلاح تعزیه ] صحنه ای از تعزیه است که یک موالف خوان، پیش از رهسپار شدن به جنگ، با آگاهی از شهادت، وصیت هایش را می کند و سفارش هایش را ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

قاسم خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای شبیه خوان تعزیه که شبیه حضرت قاسم فرزند امام حسن ( ع ) و یا جوانان همسالشان را در می آورند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

مقتل نویس: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی است که برای نویسنده یا گوینده تعزیه نامه به کار می رود. تعزیه نویس اصطلاح دیگری است به همین معنی.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

نسخه: [ اصطلاح تعزیه ] یک اصطلاح برای دست نوشته ای که گفته های یک نقش در آن نوشته شده است. نسخه را شبیه یا نسخه خوان در اجرای یک نقش در دست می گیرد و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

نعش: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای کسی که در تعزیه نقش بی اهمیت و بی سخنی را برعهده دارد، یا برای مدت کوتاهی ظاهر می شود و دوباره کنار می رود. بنابرا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

واقعه: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای ماجرای اصلی یک تعزیه. واقعه به طور اخص شامل مصیبت و شهادت خاندان پیامبر می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

یزید خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای بازیگر تعزیه که نقش اشقیا و به ویژه یزید را بازی می کند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

تخته حوضی: [ اصطلاح تعزیه ] تخته حوضی به صورت سنتی زبان توده ی مردم درد کشیده و ظلم دیده ‏را دارد که برای برقراری عدالت تلاش می کند. هرگاه یک ‏ستمگر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

گلاس شات: [اصطلاح سینما ]نمایی است شیشه ای که بخشی از صحنه روی شیشه، نقاشی می شود و سپس تصویر برداری آن آغاز می گردد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کرودشات ( CROWD SHUT ) : [اصطلاح سینما ]نمای شلوغ است که در فیلم های حماسی، به کار می رود.

پیشنهاد
١

نورپردازی سایه روشن : [اصطلاح سینما ] منظور، نوعی از نور پردازی که شاهد نماهای سیاه و سفید و سایه دار باشیم. مخصوص فیلم های ترسناک است. یا جایی که کا ...

پیشنهاد
١

نورپرداری سقفی : : [اصطلاح سینما ]وقتی کارگردان بخواهد که نور، از بالا به صحنه برای جداسازی موضوع از پس زمینه، تابانده شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نور مکمل : : [اصطلاح سینما ]نوری که نسبت به نور اصلی، ضعیف است و برای پوشش سایه ها به کار می رود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نور موجود : : [اصطلاح سینما ] نور طبیعی را می گویند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

پویانمایی: [اصطلاح سینما ]منظور همان ANMIATION یا انیماسیون است که تصاویر نقاشی متحرک بوده و با آن آشنا هستیم. اولین انیمیشن جهان را ایرانیان ابداع ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

اکسپرسونیسم: [اصطلاح سینما ]اصطلاحی در هنر و نقاشی که در سینما هم، مطرح شده است. فیلم های اکسپرسیونیستی، هنرمندانه و احساساتی بیان می شود. منظور همان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

اسلپ استیک: [اصطلاح سینما ]یک اصطلاح سینمایی دیگر اسلیپ استیک است . منظور، نوعی از فیلم های کمدی صامت است که با فیلم های لورل هاردی می شناسیم و در او ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اپیزود: [اصطلاح سینما ]منظور از EPISODE ، قسمتی از یک سریال چند قسمتی است که با مضامین مختلف، یک خط سیر داستانی را طی می کند. مثل اپیزودهای مختلف سری ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

آداپته شدن [اصطلاح سینما ] یعنی اقتباس. اقتباس با کپی، فرق می کند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

اینسرت: [اصطلاح بازیگری] تصویر کوتاهی که رابط دو تصویر دیگر است.

پیشنهاد
٢

بازگشت به گذشته ( فلش بک ) [اصطلاح بازیگری] :نمایش صحنه های اتفاق افتاده درگذشته که درحال حاضرنشان داده می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

اسکوپ: [اصطلاح بازیگری] فیلم پرده عریض سینمایی است که هنگام نشان دادن در تلویزیون سیاهی دربالا و پایین تصویردیده می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

اتالوناژ: [اصطلاح بازیگری]به اصلاح رنگ ونور فیلم، درمرحلهٔ پایانی تدوین می گویند که درآن نور ورنگ تصاویر به گونه ای همسان اصلاح می شوند.

پیشنهاد
٢

آب بندی کردن رج ها: [ اصطلاح عمران] این یکی برای کارهای عمرانی مورد استفاده قرار می گیرد. وقتی بر روی رج ها دوغاب ریخته می شود آن عمل را آب بندی کردن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

آب بندی کردن:[ اصطلاح عمران] حتما این اصطلاح را زیاد شنیده اید. آب بندی کردن شیرآلات برای مثال یکی از مواردی است که به گوش همه خورده است. این اصطلاح ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

آب چین: [ اصطلاح عمران] آجرکارها وقتی که چیدن آجرها را تمام می کنند یک نوع دوغاب را روی آن ها می پاشند. این دوغاب از عناصری مثل ماسه، سیمان و … ساخته ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

آجر نبشی: [ اصطلاح عمران] تکمیل کردن نبش دیوارها کار سختی است، به این خاطر هم بناها در بسیاری اوقات از آجر نبشی برای پر کردن قسمت ها آن استفاده می کن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

آجر سه قدی: [ اصطلاح عمران] سه چهارم یک آجر قزاقی را سه قدی می نامند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

آچار اف شکل: [ اصطلاح عمران] به نوعی از آچار گفته می شود که شبیه حرف اف انگلیسی است. این وسیله برای خم کردن میلگرد توسط آرماتوربندها مورد استفاده قرا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

آجر نره: [ اصطلاح عمران] اگر برای ساخت یک دیوار از آجرهایی استفاده کنید که طول یا عرض شان به صورت افقی یا عمودی کنار یکدیگر قرار گیرند، به آن ها آجر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

آهن گم: [ اصطلاح عمران] برای ساختن سقف بناها، حتما از تیرهای آهنی با فواصل مشخص استفاده می کنند. اگر پس از قرار دادن آن ها توسط آجر پوشانده شوند با ع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

آسفالت سوخته: [ اصطلاح عمران] آسفالت در حالت عادی خاصیت چسبندگی دارد. اما آسفالت سوخته این ویژگی را نداشته و کاربردهای خاصی دارد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

اسکوپ: [ اصطلاح عمران] به میخ های سرکج اسکوپ گفته می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

الاستیسیته: [ اصطلاح عمران] الاستیسیه جزء آن دسته از اصطلاحات کارگاهی است که به دلیل انگلیسی بودنش ممکن است توسط همه درک نشود. این کلمه به معنای کشسا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

اشپیل: [ اصطلاح عمران] میله ای که از یک یا چند شکاف عبور کند.