پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠١)
مظلوم خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای شخصی که در تعزیه شبیه یکی از خاندان امام حسین ( ع ) را بازی می کند.
مخالف خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای تعزیه خوانی که شبیه مخالف خاندان و پیروان پیامبر ( ص ) را در می آورد. به کار این شبیه، مخالف خوانی می گویند.
اسباب مجلس: [ اصطلاح تعزیه ] وسیله های ضروری که به هر شکل برای اجرای یک تعزیه به کار می رفت یا در صحنه تعزیه گذاشته می شد.
اشقیا: [ اصطلاح تعزیه ] در تعزیه، به طور اخص به دشمنان امام حسین ( ع ) و به طور کلی به کسانی گفته می شد که مخالف پیامبر یا امامان و خاندان آنها بودند.
اشقیا خوان: [ اصطلاح تعزیه ] کسانی که شبیه اشقیا را درتعزیه، در می آوردند و نسخه آنها در دست داشتند.
بچه خوان: [ اصطلاح تعزیه ] جوانان یا کودکان کم سالی که نقش کودکان همراه امام حسین ( ع ) را در تعزیه به عهده داشتند.
انبیا خوان: [ اصطلاح تعزیه ] کسی که در تعزیه نسخه انبیا را می خواند.
تختگاه: [ اصطلاح تعزیه ] تختگاه صحنه بازی و اجرای تعزیه بود. این محل بیشتر در محوطه باز مسجدها و تکیه ها ( حسینیه ها ) به شکل گرد یا چهارگوش ساخته می ...
حدیث کردن: [ اصطلاح تعزیه ] حدیث کردن عبارت از خلاصه داستانی است که تعزیه گردان پیش از آغاز تعزیه شرح می دهد تا حاضران آماده تماشای تعزیه بشوند و در ...
زن خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای پسران جوانی که صدای زیر دارند و در تعزیه، شبیه زنان را در می آورند.
حر خوان: [ اصطلاح تعزیه ] شبیه یا نسخه خوان تعزیه که نقش موافق ها و به ویژه حر را بازی می کند.
شمر خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای بازیگران تعزیه که نقش اشقیا و به ویژه شمر را بازی می کنند.
زینب خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای پسر جوانی است که صدای زیر دارد و شبیه حضرت زینب ( ع ) را در تعزیه در می آورد.
علی اکبر خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای بازیگر تعزیه که نقش حضرت علی اکبر ( ع ) و یا جوانان همسال ایشان را بازی می کند.
عباس خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای بازیگر تعزیه که بین موالف خوان ها، به ویژه نقش حضرت عباس ( ع ) را بازی می کند. اصطلاح دیگری برای همین بازیگر ...
شهادت خوانی: [ اصطلاح تعزیه ] صحنه ای از تعزیه است که یک موالف خوان، پیش از رهسپار شدن به جنگ، با آگاهی از شهادت، وصیت هایش را می کند و سفارش هایش را ...
قاسم خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای شبیه خوان تعزیه که شبیه حضرت قاسم فرزند امام حسن ( ع ) و یا جوانان همسالشان را در می آورند.
مقتل نویس: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی است که برای نویسنده یا گوینده تعزیه نامه به کار می رود. تعزیه نویس اصطلاح دیگری است به همین معنی.
نسخه: [ اصطلاح تعزیه ] یک اصطلاح برای دست نوشته ای که گفته های یک نقش در آن نوشته شده است. نسخه را شبیه یا نسخه خوان در اجرای یک نقش در دست می گیرد و ...
نعش: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای کسی که در تعزیه نقش بی اهمیت و بی سخنی را برعهده دارد، یا برای مدت کوتاهی ظاهر می شود و دوباره کنار می رود. بنابرا ...
واقعه: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای ماجرای اصلی یک تعزیه. واقعه به طور اخص شامل مصیبت و شهادت خاندان پیامبر می شود.
یزید خوان: [ اصطلاح تعزیه ] اصطلاحی برای بازیگر تعزیه که نقش اشقیا و به ویژه یزید را بازی می کند.
تخته حوضی: [ اصطلاح تعزیه ] تخته حوضی به صورت سنتی زبان توده ی مردم درد کشیده و ظلم دیده را دارد که برای برقراری عدالت تلاش می کند. هرگاه یک ستمگر ...
گلاس شات: [اصطلاح سینما ]نمایی است شیشه ای که بخشی از صحنه روی شیشه، نقاشی می شود و سپس تصویر برداری آن آغاز می گردد.
کرودشات ( CROWD SHUT ) : [اصطلاح سینما ]نمای شلوغ است که در فیلم های حماسی، به کار می رود.
نورپردازی سایه روشن : [اصطلاح سینما ] منظور، نوعی از نور پردازی که شاهد نماهای سیاه و سفید و سایه دار باشیم. مخصوص فیلم های ترسناک است. یا جایی که کا ...
نورپرداری سقفی : : [اصطلاح سینما ]وقتی کارگردان بخواهد که نور، از بالا به صحنه برای جداسازی موضوع از پس زمینه، تابانده شود.
نور مکمل : : [اصطلاح سینما ]نوری که نسبت به نور اصلی، ضعیف است و برای پوشش سایه ها به کار می رود.
نور موجود : : [اصطلاح سینما ] نور طبیعی را می گویند.
پویانمایی: [اصطلاح سینما ]منظور همان ANMIATION یا انیماسیون است که تصاویر نقاشی متحرک بوده و با آن آشنا هستیم. اولین انیمیشن جهان را ایرانیان ابداع ک ...
اکسپرسونیسم: [اصطلاح سینما ]اصطلاحی در هنر و نقاشی که در سینما هم، مطرح شده است. فیلم های اکسپرسیونیستی، هنرمندانه و احساساتی بیان می شود. منظور همان ...
اسلپ استیک: [اصطلاح سینما ]یک اصطلاح سینمایی دیگر اسلیپ استیک است . منظور، نوعی از فیلم های کمدی صامت است که با فیلم های لورل هاردی می شناسیم و در او ...
اپیزود: [اصطلاح سینما ]منظور از EPISODE ، قسمتی از یک سریال چند قسمتی است که با مضامین مختلف، یک خط سیر داستانی را طی می کند. مثل اپیزودهای مختلف سری ...
آداپته شدن [اصطلاح سینما ] یعنی اقتباس. اقتباس با کپی، فرق می کند.
اینسرت: [اصطلاح بازیگری] تصویر کوتاهی که رابط دو تصویر دیگر است.
بازگشت به گذشته ( فلش بک ) [اصطلاح بازیگری] :نمایش صحنه های اتفاق افتاده درگذشته که درحال حاضرنشان داده می شود.
اسکوپ: [اصطلاح بازیگری] فیلم پرده عریض سینمایی است که هنگام نشان دادن در تلویزیون سیاهی دربالا و پایین تصویردیده می شود.
اتالوناژ: [اصطلاح بازیگری]به اصلاح رنگ ونور فیلم، درمرحلهٔ پایانی تدوین می گویند که درآن نور ورنگ تصاویر به گونه ای همسان اصلاح می شوند.
آب بندی کردن رج ها: [ اصطلاح عمران] این یکی برای کارهای عمرانی مورد استفاده قرار می گیرد. وقتی بر روی رج ها دوغاب ریخته می شود آن عمل را آب بندی کردن ...
آب بندی کردن:[ اصطلاح عمران] حتما این اصطلاح را زیاد شنیده اید. آب بندی کردن شیرآلات برای مثال یکی از مواردی است که به گوش همه خورده است. این اصطلاح ...
آب چین: [ اصطلاح عمران] آجرکارها وقتی که چیدن آجرها را تمام می کنند یک نوع دوغاب را روی آن ها می پاشند. این دوغاب از عناصری مثل ماسه، سیمان و … ساخته ...
آجر نبشی: [ اصطلاح عمران] تکمیل کردن نبش دیوارها کار سختی است، به این خاطر هم بناها در بسیاری اوقات از آجر نبشی برای پر کردن قسمت ها آن استفاده می کن ...
آجر سه قدی: [ اصطلاح عمران] سه چهارم یک آجر قزاقی را سه قدی می نامند.
آچار اف شکل: [ اصطلاح عمران] به نوعی از آچار گفته می شود که شبیه حرف اف انگلیسی است. این وسیله برای خم کردن میلگرد توسط آرماتوربندها مورد استفاده قرا ...
آجر نره: [ اصطلاح عمران] اگر برای ساخت یک دیوار از آجرهایی استفاده کنید که طول یا عرض شان به صورت افقی یا عمودی کنار یکدیگر قرار گیرند، به آن ها آجر ...
آهن گم: [ اصطلاح عمران] برای ساختن سقف بناها، حتما از تیرهای آهنی با فواصل مشخص استفاده می کنند. اگر پس از قرار دادن آن ها توسط آجر پوشانده شوند با ع ...
آسفالت سوخته: [ اصطلاح عمران] آسفالت در حالت عادی خاصیت چسبندگی دارد. اما آسفالت سوخته این ویژگی را نداشته و کاربردهای خاصی دارد.
اسکوپ: [ اصطلاح عمران] به میخ های سرکج اسکوپ گفته می شود.
الاستیسیته: [ اصطلاح عمران] الاستیسیه جزء آن دسته از اصطلاحات کارگاهی است که به دلیل انگلیسی بودنش ممکن است توسط همه درک نشود. این کلمه به معنای کشسا ...
اشپیل: [ اصطلاح عمران] میله ای که از یک یا چند شکاف عبور کند.