ترجمه‌های ارمیا ‌ (٣٤)

بازدید
٥٢٠
تاریخ
٧ ماه پیش
متن
It's amazing how quickly people adapt.
دیدگاه
١

شگفتا که مردم چه تند سازش می کنند

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Modern technology is amazing, isn't it?
دیدگاه
١

فناوری نوین شگرفه، مگه نه؟

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
They flew into heavy flak over the target area.
دیدگاه
١

آنها بر فراز هدف، آماج آتش شدید پدافند هوایی قرار گرفتند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Higher degrees in English are a target for foreign students.
دیدگاه
١

رده های بالاتر انگلیسی مانند چراغه، خارجی ها پروانه هاشن

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
A shop in Station Road was the target of a ram-raid early yesterday.
دیدگاه
١

دیروز یه مغازه تو خیابون ایستگاه، آماج گاوی شد که با شاخ سویش می دوید

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The university will reach its target of 5 000 students next September.
دیدگاه
١

دانشگاه تا شهریور به آماجش که ۵۰۰۰ تا دانشجوئه می رسه!

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Aim a little above the target.
دیدگاه
١

دست بالا رو بگیر که چیزی از دست ندی

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The prime minister is a favourite target of comedians.
دیدگاه
١

نخست وزیر لوده کمدین هاست!

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The bullet missed its intended target.
دیدگاه
١

تیر، به سنگ خورد!

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
You may take several months to reach your target weight - it depends how much you want to lose.
دیدگاه
١

تا بخوای به وزن دلخواهت برسی، چند ماهی دراز میکشه؛ بستگی داره چقدر بخوای کم کنی.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
A secretary would be a welcome/useful addition to our staff.
دیدگاه
٠

یک منشی، برای کارکنان ما خوشایند/کارآمد خواهد بود.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The addition of networking facilities will greatly enhance the system.
دیدگاه
٠

افزودن افزارهای شبکه، سامانه رو حسابی جون دار می کنه!

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
I minored in literature in addition to art.
دیدگاه
٠

افزون بر هنر به ادبیات هم گرایش داشتم

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Part-time English classes are offered. In addition, students can take classes in word-processing and computing.
دیدگاه
٠

کلاس های پاره وقت انگلیسی برگزار میشن. افزون بر این، دانش آموزها میتونن تایپ و رایانه یاد بگیرن؛ یک تیر و دو نشون!

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
In addition to endure, we have no choice.
دیدگاه
٠

جز بردباری چاره ای نداریم

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
In addition to the photos, nothing taken away; In addition to the footprints, nothing left.
دیدگاه
٠

نه چیزی جز عکس برده شده، نه چیزی جز رد پا به جا مونده

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
In addition to you,and who is eligible walked around in my heart.
دیدگاه
٠

هر که به دلم نشست، در آن خانه کرد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He showed courage in standing up for what he believes in.
دیدگاه
٠

دل به دریا زد و پای باورش ایستاد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
She faced her illness with courage.
دیدگاه
٠

مانند کوه استوار، جلوی بیماری قد علم کرد

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Libya is a major oil producer.
دیدگاه
١

لیبی یک فرآور بزرگ نفت است

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
South Carolina is the fourth largest producer of tobacco.
دیدگاه
١

کارولینای جنوبی چهارمین تولیدگر بزرگ تنباکو است

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
James was called to see the producer and got the job on the spot.
دیدگاه
١

جیمز برای دیدن تهیه کننده فراخوانده شد و همانجا کار را دست گرفت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
That company is a producer of television sets.
دیدگاه
١

آن شرکت، فرآور تلویزیون است

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Brazil is the world's largest producer of coffee.
دیدگاه
٠

برزیل بزرگترین برآیش گر قهوه جهان است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Chile is the world's largest producer of copper.
دیدگاه
٠

شیلی بزرگترین تولیدگر مس در جهان است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Only Broadmeyer, as the creator of this mutation, knew the answer.
دیدگاه
٠

تنها برادمایر، به سان پدیدگر این جهش، پاسخ را می دانست.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
These cells carry a mutation affecting the prevention mechanism.
دیدگاه
٠

این سلول ها جهشی اثرگذار بر سازوکار پیشگیری دارند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
These plants carry the mutation for red flowers.
دیدگاه
٠

این گیاهان دارای جهش برای گل های سرخ هستند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The genetic material has suffered a mutation.
دیدگاه
٠

ماده ژنتیکی دچار جهش شده.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Scientists have found a genetic mutation that appears to be the cause of Huntington's disease.
دیدگاه
٠

دانشمندا یک جهش ژنتیکی پیدا کردن که انگاشته میشه بانی بیماری هانتینگتونه.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
I will always love, even though public opinion into the sea.
دیدگاه
٠

همیشه عشق خواهم ورزید، حتی اگر بینش عموم به دریا رود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
All the men were being deported even though the real culprits in the fight have not been identified.
دیدگاه
٠

همه مردها رو بیرون میکنن، در حالی که هنوز مشخص نشده کی واقعاً توی دعوا مقصر بوده.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She hasn't phoned, even though she said she would.
دیدگاه
٠

قرار بود زنگ بزنه، ولی هنوز پیداش نشده.