تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، آندراب ( ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، آندراب ( ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، . . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، . . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، . . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، . . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، . . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روستای مین ائولر یعنی روستایی که هزار تا خانه در آن است. در صوفیان آذربایجان شرقی است. که طبق دستور رضاخان به خاطر تورکی زدایی به روستاضی منور تغییر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدسی چشم= مرجومک چشم= مرجومک با زیرکی شده مردمک چشم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهرام ( که رام ) که مثل کهریز، کهریزک، کهلان، کهنوج، کهنمویی رام مثل بایرام، پارام، پارام پارچا، شهرام، مهرام ، بهرام، رام شیر، رام هرمز، رامسر کهرام ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیلان ( گی لان ) گی مثل گیسوم، گیسو، گیس، گیاه لان مثل بغلان ( در افغانستان ) مارآلان ( در تبریز ) کاتالان ( در اسپانیا ) گیلانغرب در کرمانشاه، گیلان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهرام ( که رام ) که مثل کهریز، کهریزک، کهلان، کهنوج، کهنمویی رام مثل بایرام، پارام، پارام پارچا، شهرام، مهرام ، بهرام، رام شیر، رام هرمز، رامسر کهرام ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهرام ( که رام ) که مثل کهریز، کهریزک، کهلان، کهنوج، کهنمویی رام مثل بایرام، پارام، پارام پارچا، شهرام، مهرام ، بهرام، رام شیر، رام هرمز، رامسر کهرام ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهرام ( که رام ) که مثل کهریز، کهریزک، کهلان، کهنوج، کهنمویی رام مثل بایرام، پارام، پارام پارچا، شهرام، مهرام ، بهرام، رام شیر، رام هرمز، رامسر کهرام ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهرام ( که رام ) که مثل کهریز، کهریزک، کهلان، کهنوج، کهنمویی رام مثل بایرام، پارام، پارام پارچا، شهرام، مهرام ، بهرام، رام شیر، رام هرمز، رامسر کهرام ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهرام ( که رام ) که مثل کهریز، کهریزک، کهلان، کهنوج، کهنمویی رام مثل بایرام، پارام، پارام پارچا، شهرام، مهرام ، بهرام، رام شیر، رام هرمز، رامسر کهرام ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیشلمه از فعل دیشلماق ( گاز گرفتن ) است. دیش لمه همان معنای دیش لمه لی ( گاز گرفتنی ) است. چایی که با دندان گرفتن قند خورده می شود. چای دیش لمه نامید ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیشلمه از فعل دیشلماق ( گاز گرفتن ) است. دیش لمه همان معنای دیش لمه لی ( گاز گرفتنی ) است. چایی که با دندان گرفتن قند خورده می شود. چای دیش لمه نامید ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیشلمه از فعل دیشلماق ( گاز گرفتن ) است. دیش لمه همان معنای دیش لمه لی ( گاز گرفتنی ) است. چایی که با دندان گرفتن قند خورده می شود. چای دیش لمه نامید ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیشلمه از فعل دیشلماق ( گاز گرفتن ) است. دیش لمه همان معنای دیش لمه لی ( گاز گرفتنی ) است. چایی که با دندان گرفتن قند خورده می شود. چای دیش لمه نامید ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیشلمه از فعل دیشلماق ( گاز گرفتن ) است. دیش لمه همان معنای دیش لمه لی ( گاز گرفتنی ) است. چایی که با دندان گرفتن قند خورده می شود. چای دیش لمه هست. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گراوان ( سردشت ) یا قارا وان؟؟چون در زبان فارسی حرف قاف نیست به خاطر آن به قاف می گویند . گاف مثلا به قوقوش ( پرنده قو در تورکی ) می گویند. گوگوش به ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گراوان ( سردشت ) یا قارا وان؟؟چون در زبان فارسی حرف قاف نیست به خاطر آن به قاف می گویند . گاف مثلا به قوقوش ( پرنده قو در تورکی ) می گویند. گوگوش به ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مقصودلو ( مقصود لو ) ، تتلو ( تات لو ) هر کلمه ایی که آخرش لو. ویا. لی داشته باشد. تورکی است. مثل خمارلو. آیدینلو. اینانلو. رجب لو. قره قویونلو، آغ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقصودلو ( مقصود لو ) ، تتلو ( تات لو ) هر کلمه ایی که آخرش لو. ویا. لی داشته باشد. تورکی است. مثل خمارلو. آیدینلو. اینانلو. رجب لو. قره قویونلو، آغ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

مقصودلو ( مقصود لو ) ، تتلو ( تات لو ) هر کلمه ایی که آخرش لو. ویا. لی داشته باشد. تورکی است. مثل خمارلو. آیدینلو. اینانلو. رجب لو. قره قویونلو، آغ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقصودلو ( مقصود لو ) ، تتلو ( تات لو ) هر کلمه ایی که آخرش لو. ویا. لی داشته باشد. تورکی است. مثل خمارلو. آیدینلو. اینانلو. رجب لو. قره قویونلو، آغ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقصودلو ( مقصود لو ) ، تتلو ( تات لو ) هر کلمه ایی که آخرش لو. ویا. لی داشته باشد. تورکی است. مثل خمارلو. آیدینلو. اینانلو. رجب لو. قره قویونلو، آغ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقصودلو ( مقصود لو ) ، تتلو ( تات لو ) هر کلمه ایی که آخرش لو. ویا. لی داشته باشد. تورکی است. مثل خمارلو. آیدینلو. اینانلو. رجب لو. قره قویونلو، آغ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هولاسو ( هولا سو ) سو در زبان تورکی یعنی آب مثل قارا سو، آغ سو، شیرین سو، شور سو، دوزلی سو ( نمک آبرود ) هولا هم از اول کلمه هولاکو خان گرفته شده اس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هولاسو ( هولا سو ) سو در زبان تورکی یعنی آب مثل قارا سو، آغ سو، شیرین سو، شور سو، دوزلی سو ( نمک آبرود ) هولا هم از اول کلمه هولاکو خان گرفته شده اس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هولاسو ( هولا سو ) سو در زبان تورکی یعنی آب مثل قارا سو، آغ سو، شیرین سو، شور سو، دوزلی سو ( نمک آبرود )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هولا سو ( هولا سو ) ، سو در تورکی یعنی آب مثل شیرین سو، شور سو

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من خیلح غذا پیشیرمیشم. ( یعنی من خیلی غذا پخته ام. خیلی یک کلمه تورکی است. )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چمباتمه از فعل چونبلنتی قورماق و تورکی است.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شام اسبی، شام در تورکی چمن زار و مئشه؛ و آس هم قوم آس که روی هم رفته می شود. زمین های سبز قوم آس

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

سسطلان ( سس تالان ) یا سسطلان ( سسط لان ) لان مثل گی لان ( گیلان ) . ساوالان ( اردبیل ) ، سهلان ( آذربایجان شرقی ) ایسفهلان ( آذربایجان شرقی ) ، مارا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سسطلان ( سس تالان ) یا سسطلان ( سسط لان ) لان مثل گی لان ( گیلان ) . ساوالان ( اردبیل ) ، سهلان ( آذربایجان شرقی ) ایسفهلان ( آذربایجان شرقی ) ، مارا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سسطلان ( سسط لان ) لان مثل گی لان ( گیلان ) . ساوالان ( اردبیل ) ، سهلان ( آذربایجان شرقی ) ایسفهلان ( آذربایجان شرقی ) ، مارالان, ( تبریز ) کاتالان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سسطلان ( سسط لان ) لان مثل گی لان ( گیلان ) . ساوالان ( اردبیل ) ، سهلان ( آذربایجان شرقی ) ایسفهلان ( آذربایجان شرقی ) ، مارالان, ( تبریز ) کاتالان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هجوم یک کلمه تورکی است. اگر هجوم عربی بود. باید عربها می تونستند به چهارده باب ببرند. و همانطور که می بینیم هجوم فقط با کلمه مهاجم هم خانواده است.

پیشنهاد
٠

در زبان تورکی به گرگ، قورد می گوییم. قورد، به گورد، کورد، کرد تغییر کرده است. کرد شبستری همان قورد شبستری است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

خدنگ یک کلمه تورکی است . به معنای حیله، خدنگ یاره بنزدیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرد آفرید همان قورد آفرید ( گرگ زاده ) است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهکرد ( ده کرد ) ده= کند مثل کندوان، تازا کند قورد= گرگ در زبان تورکی که به مرور به گورد، کورد، کرد تبدیل شده است. دهکرد همان روستای گرگ است قورد کند ...

پیشنهاد
٠

بالیق باشدان ، کوکار ( ماهی از سر می گندد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهکرد ( ده کرد ) ده= کند مثل کندوان، تازا کند قورد= گرگ در زبان تورکی که به مرور به گورد، کورد، کرد تبدیل شده است. دهکرد همان روستای گرگ است قورد کند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهکرد ( ده کرد ) ده= کند مثل کندوان، تازا کند قورد= گرگ در زبان تورکی که به مرور به گورد، کورد، کرد تبدیل شده است. دهکرد همان روستای گرگ است قورد کند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاف در زبان فارسی وجود نداردو حروف گچپژ در عربی وجود ندارد. بنابراین هر کلمه ایی هم قاف داشته و باشد و هم یکی از حروف گچپژ را داشته باشد. ۹۹درصد تورک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

بابا اجاغینا قور دوشدی . جرقه های آتش در تورکی ، وقتی یه نفر می میرد. قور و جرقه آتش به اجاق و خانه پدرش می افتد. چون در زبان فارسی قاف نیست . به قا ...