پیشنهادهای جدیری (٤٧٨)
🍎🍅🍊سهولان غار آبی در روستای آختاچی مهاباد سهولان ( سهو لان ) لان، آلان ( مکان ) ، لانه ( آشیان ) هر کلمه ایی لان داشته باشد. اسم مکان تورکی است. ...
🍎🍅🍊سهولان غار آبی در روستای آختاچی مهاباد سهولان ( سهو لان ) لان، آلان ( مکان ) ، لانه ( آشیان ) هر کلمه ایی لان داشته باشد. اسم مکان تورکی است. ...
🍎🍅🍊سهولان غار آبی در روستای آختاچی مهاباد سهولان ( سهو لان ) لان، آلان ( مکان ) ، لانه ( آشیان ) هر کلمه ایی لان داشته باشد. اسم مکان تورکی است. ...
سهولان غار آبی در روستای آختاچی مهاباد سهولان ( سهو لان ) لان، آلان ( مکان ) ، لانه ( آشیان ) هر کلمه ایی لان داشته باشد. اسم مکان تورکی است. مثل سه ...
سهولان غار آبی در روستای آختاچی مهاباد سهولان ( سهو لان ) لان، آلان ( مکان ) ، لانه ( آشیان ) هر کلمه ایی لان داشته باشد. اسم مکان تورکی است. مثل سه ...
سهولان غار آبی در روستای آختاچی مهاباد سهولان ( سهو لان ) لان، آلان ( مکان ) ، لانه ( آشیان ) هر کلمه ایی لان داشته باشد. اسم مکان تورکی است. مثل سه ...
سهولان غار آبی در روستای آختاچی مهاباد سهولان ( سهو لان ) لان، آلان ( مکان ) ، لانه ( آشیان ) هر کلمه ایی لان داشته باشد. اسم مکان تورکی است. مثل سه ...
بشاگرد، سوسنگرد، هشتگرد، ملازگرد، گردآفرید. . . . گرد ، گورد، قورد ( گرگ در زبان تورکی ) چون در زبان فارسی قاف نیست. به خاطر آن به قورد می گویند گورد ...
نعلین یا نالین ( کفش چوبی که مثل دمپایی است ) . یالین ( ایاق یالین= پای برهنه، پای بدون کفش ) آل یالین ( دست خالی، دست بدون سلاح و اسلحه ) یالین م ...
👬 دوقلو واژه ای ترکی 📝 دوقلو واژه ایست ترکی که در اصل به شکل �دۏغۇلۇ� به معنای زاییده شده است . ❌ فارس زبان ها به اشتباه کلمه ی � دو � در اول ای ...
زردکوه ( ساری داغ ) اگر زرد کوه اسم فارسی بود باید گفته می شد. کوه زرد ( مثل گوزل قیز= دختر زیبا ) رضا پالانی و پسرش در تغییر اسم های تورکی آنقدر عجل ...
زرد کوه ( ساری داغ ) اگر زرد کوه اسم فارسی بود باید گفته می شد. کوه زرد ( مثل گوزل قیز= دختر زیبا ) رضا پالانی و پسرش در تغییر اسم های تورکی آنقدر عج ...
🦋🦋🦋منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب ) سیلاب ( سی لاب ) در ق ...
🦋🦋🦋منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب ) سیلاب ( سی لاب ) در ق ...
گیرم پدر نو بود فاضل از بهر پدر ترا چه حاصل فاضلاب ( فاضل آب ) = آب با فضیلت
🦋🦋🦋منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب ) سیلاب ( سی لاب ) در ق ...
منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب ) سیلاب ( سی لاب ) در قروه کم ...
منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب ) سیلاب ( سی لاب ) در قروه کم ...
منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب ) سیلاب ( سی لاب ) در قروه کم ...
منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب ) سیلاب ( سی لاب ) در قروه کم ...
منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب ) سیلاب ( سی لاب ) در قروه کم ...
من خیلک ( خیلح ) غذا پیشیر میشم خیلی از خیلی است. و خیلی یک کلمه تورکی است.
منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب ) سیلاب ( سی لاب ) در قروه کم ...
منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب ) سیلاب ( سی لاب ) در قروه کم ...
منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب ) سیلاب ( سی لاب ) کمالاب ( ...
منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب )
منزلاب ( منز لاب ) در سیستان و بلوچیستان طولاب ( تو لاب ) = تیلاو به معنای بزرگی و بهادر در زبان تورکی تالاب ( تا لاب )
منزلاب ( منز لاب ) طولاب ( تو لاب ) تالاب ( تا لاب )
منزلاب ( منز لاب ) طولاب ( تو لاب ) تالاب ( تا لاب )
🍎🍎🍎قمیشلو در نجف آباد ( قمیش لو ) قمیش در زبان تورکی یعنی نی، قمیش مثل، الهی قمشه ایی، قمیشی، جزیره قمیشان در استان گلستان ( گمیشان ) لو مثل قره ق ...
🍎🍎🍎قمیشلو در نجف آباد ( قمیش لو ) قمیش در زبان تورکی یعنی نی، قمیش مثل، الهی قمشه ایی، قمیشی، جزیره قمیشان در استان گلستان ( گمیشان ) لو مثل قره ق ...
قایا یا قیه در زبان ترکی به معنی صخره و سنگ است و در لهجه استانبولی کایا ( Kaya ) تلفظ می شود. به معنای صخره و تخته سنگ بزرگ در تورکی است. که در اسا ...
قارتال در زبان تورکی یعنی عقاب در نگاه اول عقاب کلمه عربی است. چون عین دارد. ولی عقاب با نوشتارصحیح او قاپ است. پرنده ایی که شکارش را در هوا می قاپد. ...
🍇🍇🍇چادرملو؟؟�؟ یا چاد رام لو؟؟ ( چاد رام لو ) چاد از فعل چاداماق ( ترک برداشتن، شکافتن ) چاتداماق ( شکافتن معدن، برای دست یابی به محتویات معدن ) ...
🍇🍇🍇چادرملو؟؟�؟ یا چاد رام لو؟؟ ( چاد رام لو ) چاد از فعل چاداماق ( ترک برداشتن، شکافتن ) چاتداماق ( شکافتن معدن، برای دست یابی به محتویات معدن ) ...
🍇🍇🍇چادرملو؟؟�؟ یا چاد رام لو؟؟ ( چاد رام لو ) چاد از فعل چاداماق ( ترک برداشتن، شکافتن ) چاتداماق ( شکافتن معدن، برای دست یابی به محتویات معدن ) ...
جهان سوز ( جهان سوز ) جهان = دنیا. . . . سوز در تورکی یعنی حرف که فارس زبان ها نمی توانند این سوز را تلفظ کنند. جهان سوز= یک دنیا حرف جهان سوزی= حرف ...
جهان سوز ( جهان سوز ) جهان = دنیا. . . . سوز در تورکی یعنی حرف که فارس زبان ها نمی توانند این سوز را تلفظ کنند. جهان سوز= یک دنیا حرف جهان سوزی= حرف ...
جهان سوز ( جهان سوز ) جهان = دنیا. . . . سوز در تورکی یعنی حرف که فارس زبان ها نمی توانند این سوز را تلفظ کنند. جهان سوز= یک دنیا حرف جهان سوزی= حرف ...
جهان سوز ( جهان سوز ) جهان = دنیا. . . . سوز در تورکی یعنی حرف که فارس زبان ها نمی توانند این سوز را تلفظ کنند. جهان سوز= یک دنیا حرف جهان سوزی= حرف ...
جهان سوز ( جهان سوز ) جهان = دنیا. . . . سوز در تورکی یعنی حرف که فارس زبان ها نمی توانند این سوز را تلفظ کنند. جهان سوز= یک دنیا حرف
قَبَله ( به ترکی آذربایجانی: Qəbələ ) شهری در کشور جمهوری آذربایجان است. اسم فامیلی بعضی آدمها قبلعلی است. آنها اهل این روستا هستند. و باید بصورت قبل ...
قَبَله ( به ترکی آذربایجانی: Qəbələ ) شهری در شهرستان قبله کشور جمهوری آذربایجان است. اسم فامیلی بعضی آدمها قبلعلی است. آنها اهل این روستا هستند. و ب ...
دزداب، همان دزد آب نیست دزداب ( دز داب ) است. دز مثل سد دز، دزفول، داب مثل، خنداب، شاداب، زرداب، مرداب. . .
دزداب، همان دزد آب نیست دزداب ( دز داب ) است. دز مثل سد دز، دزفول، داب مثل، خنداب، شاداب، زرداب، مرداب. . .
گورابجیر ( گو راب جیر ) راب مثل سهراب، شهراب، مهراب، کهراب، اهراب، داراب، ساراب، فاراب. . . . . .
مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، آندراب ( ...
مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، آندراب ( ...
مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، آندراب ( ...
مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، آندراب ( ...