تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خم به ابرو نیاوردن، تاب آوردن شرایط سخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

از این قبیل used to show that what you have just said is only an example from a much larger group of things: They sell souvenirs, postcards, that sor ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رهایی از موقعیتی سخت و نامطلوب مانند رهایی از جهل، پریشانی، . . . move from a state of ignorance, confusion, or suffering into understanding, cla ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Beat up on سرزنش و خودزنی Don't beat up on yourself ( don't blame yourself )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مطلع از کلیت یک امر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوب شد اشاره کردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باانگیزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که نم پس نمیده توی دادن اطلاعات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرمایه گذاری ( هزینه اولیه ) Initial outlay

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لنگه هم بودن

پیشنهاد
٠

قائله را خواباندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

علامتی که انگشتان دست جمع شده و به لب چسبانده میبوسیم برای گفتن مفهوم "هلو" بودن ( عالی و ایده آل بودن ) یک ایده یا کاری یاچیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Virtual

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

موفقیت برهه ای و گذرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

زمینه بودن برای آنچه پیش روست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Steal someone's thunder ایده کسی رو دزدیدن They stool our thunder before the establishment of the project.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

لامصب ( اشاره به بیش از اندازه خوب بودن ) She has got wicked blue eyes

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Sunshine and roses گل وبلبل The life is not always sunshine and roses

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

قابلیت چیزی داشتن This sentence is open to interpretation.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دبه درآوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دبه درآوردن

پیشنهاد
٠

I was left hanging till late night.

پیشنهاد
٠

بلاتکلیف گذاشتن کسی نسبت به خبری که منتظرش است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنگ تمام گذاشتن در انجام کاری