پیشنهادهای Amir (١٧٤)
خم به ابرو نیاوردن، تاب آوردن شرایط سخت
از این قبیل used to show that what you have just said is only an example from a much larger group of things: They sell souvenirs, postcards, that sor ...
رهایی از موقعیتی سخت و نامطلوب مانند رهایی از جهل، پریشانی، . . . move from a state of ignorance, confusion, or suffering into understanding, cla ...
Beat up on سرزنش و خودزنی Don't beat up on yourself ( don't blame yourself )
مطلع از کلیت یک امر
خوب شد اشاره کردی
باانگیزه
کسی که نم پس نمیده توی دادن اطلاعات
سرمایه گذاری ( هزینه اولیه ) Initial outlay
لنگه هم بودن
قائله را خواباندن
علامتی که انگشتان دست جمع شده و به لب چسبانده میبوسیم برای گفتن مفهوم "هلو" بودن ( عالی و ایده آل بودن ) یک ایده یا کاری یاچیزی
Virtual
موفقیت برهه ای و گذرا
زمینه بودن برای آنچه پیش روست
Steal someone's thunder ایده کسی رو دزدیدن They stool our thunder before the establishment of the project.
لامصب ( اشاره به بیش از اندازه خوب بودن ) She has got wicked blue eyes
Sunshine and roses گل وبلبل The life is not always sunshine and roses
قابلیت چیزی داشتن This sentence is open to interpretation.
دبه درآوردن
دبه درآوردن
I was left hanging till late night.
بلاتکلیف گذاشتن کسی نسبت به خبری که منتظرش است.
سنگ تمام گذاشتن در انجام کاری