تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مطلع از کلیت یک امر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوب شد اشاره کردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باانگیزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که نم پس نمیده توی دادن اطلاعات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرمایه گذاری ( هزینه اولیه ) Initial outlay

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لنگه هم بودن

پیشنهاد
٠

قائله را خواباندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

علامتی که انگشتان دست جمع شده و به لب چسبانده میبوسیم برای گفتن مفهوم "هلو" بودن ( عالی و ایده آل بودن ) یک ایده یا کاری یاچیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Virtual

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

موفقیت برهه ای و گذرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

زمینه بودن برای آنچه پیش روست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Steal someone's thunder ایده کسی رو دزدیدن They stool our thunder before the establishment of the project.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

لامصب ( اشاره به بیش از اندازه خوب بودن ) She has got wicked blue eyes

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Sunshine and roses گل وبلبل The life is not always sunshine and roses

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

قابلیت چیزی داشتن This sentence is open to interpretation.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دبه درآوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دبه درآوردن

پیشنهاد
٠

I was left hanging till late night.

پیشنهاد
٠

بلاتکلیف گذاشتن کسی نسبت به خبری که منتظرش است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنگ تمام گذاشتن در انجام کاری