thunder

/ˈθəndər//ˈθʌndə/

معنی: تندر، رعد، آسمان غرش، غرش، غریدن، غرش کردن، رعد زدن، آسمان غرش کردن، با صدای رعد اسا ادا کردن
معانی دیگر: آسمان غرنبه، آسمان غره، صدای تندر، غرنبه، (قدیمی) گور، درک، جهنم دره (thunderation هم می گفتند)، آسمان غرنبه شدن، تندر زدن، (با سرعت یا صدای تندر مانند) حرکت کردن، پیمودن، (با صدای تندر مانند) تهدید کردن، رجز خواندن، شاخ و شانه کشیدن، هارت و پورت کردن، داد و قال کردن، (با صدای تندر مانند) زدن، کوفتن، تهدید، رجز خوانی، بیم افکنی، اسمان غرش، اسمان غرش کردن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
عبارات: steal one's thunder
(1) تعریف: the loud explosive noise or low distant rumble produced by the rapid expansion of gases along the path of a lightning discharge.

(2) تعریف: any sound resembling this noise.
مشابه: boom, roar, roll

- the thunder of the waves
[ترجمه ترگمان] رعد و برق امواج،
[ترجمه گوگل] رعد و برق امواج
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: thunders, thundering, thundered
(1) تعریف: to produce or give forth thunder.

(2) تعریف: to make a sound of or like thunder.
مشابه: boom, roar, roll

(3) تعریف: to express oneself loudly and vehemently.

(4) تعریف: to move or proceed with a sound like thunder.
مشابه: boom

- The avalanche thundered down the mountain.
[ترجمه ترگمان] بهمن می غرید
[ترجمه گوگل] بهمن کوهستان را ریخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to express loudly and vehemently.
مشابه: bellow

جمله های نمونه

1. thunder and lightning
تندر و آذرخش،رعد و برق

2. thunder reechoed through the valley
تندر دوباره در دره طنین انداز شد.

3. heavy thunder
تندر شدید

4. yes,by thunder
آره به خدا!

5. peals of thunder redoubling around us
غرش رعد در اطرافمان طنین افکن بود.

6. the deafening thunder of the enemy artillery
غرش گوشخراش توپخانه ی دشمن

7. where in thunder is asghar?
اصغر کدام گوری رفته است ؟

8. steal someone's thunder
(عامیانه) با پیشدستی بخشی از اثر یا شهرت کار دیگران را نصیب خود کردن

9. steal someone's thunder
(با پیشدستی در انجام یا گفتن) اثر عمل یا گفته ی حریف را کم کردن

10. a clap of thunder
صدای ترق ترق تندر

11. the crash of thunder
(صدای) غرش تندر

12. the muffle of thunder coming from the other side of the hill
صدای خفه ی رعد که از آن سوی تپه به گوش می رسید.

13. the roll of thunder
غرش تندر

14. as black as thunder
خشمگین

15. a great burst of thunder
غرش عظیم رعد

16. the heavy peals of thunder
صدای سنگین غرم غرم تندر

17. the interval between lightning and the following thunder
وقفه ی میان آذرخش و تندر پس از آن

18. a few seconds intervened between the flash of lightning and the thunder
میان درخشش آذرخش و صدای تندر چند ثانیه فاصله بود.

19. he came into the room with a face as black as thunder
با سیمایی برافروخته از خشم وارد اتاق شد.

20. The thunder was getting louder and louder.
[ترجمه ترگمان]غرش رعد بلند و بلندتر می شد
[ترجمه گوگل]رعد و برق بلندتر و بلندتر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. A sudden peal of thunder leaves no time to cover the ears.
[ترجمه ترگمان]رعد و برق یک دفعه دیگر وقت ندارد که گوش ها را بپوشاند
[ترجمه گوگل]ناگهان صدای رعد و برق هیچ وقت برای پوشش گوش نمی دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. We could tell from the rumble of the thunder that rain was coming.
[ترجمه ترگمان]از غرش رعد که باران می بارید، می توانستیم بگوییم که باران می بارد
[ترجمه گوگل]ما می توانیم از خراب شدن رعد و برق که باران می آید می گویند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. The thunder seemed to shake the very foundations of the building.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که رعد و برق ساختمان را تکان می داد
[ترجمه گوگل]رعد و برق به نظر می رسید که پایه های ساختمان را لرزاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. A flash of lightning and a peal of thunder heralded torrential rain.
[ترجمه ترگمان]برقی از رعد و برق و رعد و برق باران سیل آسا باریدن گرفت
[ترجمه گوگل]یک فلاش رعد و برق و یک رعد و برق رعد و برق باران باران
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. We haven't had much thunder this summer.
[ترجمه ترگمان]امسال رعد و برق زیادی نداشتیم
[ترجمه گوگل]ما تابستان امسال رعد و برق زیادی نداشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. Suddenly there was a great crash of thunder.
[ترجمه ترگمان]ناگهان صدای غرش رعد بلند شد
[ترجمه گوگل]ناگهان یک تصادف بزرگ از رعد و برق وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تندر (اسم)
thunder

رعد (اسم)
thunder

آسمان غرش (اسم)
thunder

غرش (اسم)
roar, roaring, boom, thunder, rave, thunderpeal

غریدن (فعل)
roar, boom, fulminate, thunder, rave, peal, rumble

غرش کردن (فعل)
roar, boom, thunder

رعد زدن (فعل)
thunder

آسمان غرش کردن (فعل)
thunder

با صدای رعد اسا ادا کردن (فعل)
thunder

تخصصی

[آب و خاک] تندر

به انگلیسی

• booming sound in the air created during stormy weather
make a roaring sound
thunder is the loud noise that you hear in the sky after a flash of lightning.
when it thunders, you hear thunder in the sky.
the thunder of something that is moving or making a sound is the loud, deep noise it makes.
if something thunders, it makes a loud continuous noise.
see also thundering.

پیشنهاد کاربران

داد زدن، فریاد زدن ( از روی عصبانیت )
رعد
رعد زدن ( فعل )
a face of thunder /کسی که بسیار عصبانی باشد/حالت عصبانیت در چهره.
Good
◾آسمان غرنبه
[Bad Weather]
[Collocation]
1 ) thunder rolls/​rumbles/​sounds
2 ) hear rolling/​distant thunder
داد و قال کردن
رَعدیدن.
تُندَریدن.
With a face like thunder
با حالت چهره ی بسیار عصبانی

She suddenly came into the room
with a face like thunder

Dictionary. cambridge. org
thunder ( علوم جَوّ )
واژه مصوب: تندر
تعریف: صدای حاصل از انبساط ناگهانی گازها در امتداد مجرای تخلیۀ الکتریکی آذرخش
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما