beat up on

پیشنهاد کاربران

• سرزنش کردن، مقصر دانستن ( در بافت های مجازی )
مثال:
The press has been beating up on the senator for weeks.
مطبوعات هفته هاست که سناتور را زیر سوال برده اند و به او حمله می کنند.
Stop beating up on your little brother!
دست از سر برادر کوچک ات بردار!
Beat up on
سرزنش و خودزنی
Don't beat up on yourself ( don't blame yourself )
۱ - با مشت و لگد کتک زدن و آسیب فیزیکی رساندن
• They beat up on kids younger than
. themselves
۲ - غیر منصفانه و شدید اللحن انتقاد کردن
To attacked verbally/criticize harshly or unfairly
...
[مشاهده متن کامل]

۳ - با حاشیه امنیت زیاد یا به آسانی بر حریف پیروز شدن
To defeat an opponent easily or by a wide margin