پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٤,٩٧٣
تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

سرخس زار

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

دوره گرد

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

wipe away one's tears

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

متقاعد کننده

پیشنهاد
١

من از این شغل خسته {و بیزار} شده ام و تصمیم گرفته ام ول کنم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصمیم گرفته ام ول کنم.

پیشنهاد
٠

من از این شغل خسته {و بیزار} شده ام و تصمیم گرفته ام ول کنم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من از دستش ذله شدم از دست اون جون به لب شدم از دست اون کلافه ام

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من از دستش ذله شدم از دست اون جون به لب شدم از دست اون کلافه ام

پیشنهاد
٠

از بهانه هات خسته ام

پیشنهاد
٠

تو فرودگاه کلافه شدم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من از شغلم خسته شدم ( زده شدم )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من از شغلم خسته شدم ( زده شدم )

پیشنهاد
٠

از بهانه هات خسته ام

پیشنهاد
٠

باید زود در برم وگرنه قطارم رو از دست می دم. scoot ( حرکتی – سریع ) : رفتن یا ترک کردن جایی با سرعت و ناگهانی

پیشنهاد
٠

میشه یه کم خودتو بکشی کنار جا باز شه؟ scoot ( نشسته – جابه جایی ) : حرکت کردن در حالت نشسته، معمولاً برای ایجاد جا یا تغییر موقعیت

پیشنهاد
٠

زود رفت که با دوستاش ملاقات کنه. scoot ( رفتاری – دوستانه ) : برای توصیف رفتن سریع، معمولاً با بار غیررسمی و دوستانه

پیشنهاد
٠

کوهنوردها خودشون رو در مصاف با کوهستان به چالش کشیدند

پیشنهاد
٠

اون برنامه همیشه مردها رو در مقابل زن ها قرار میده ( یعنی موقعیتی رو ایجاد میکنه که باعث ایجاد تنش بین اونها میشه )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیتزا فروشی

پیشنهاد
٠

شوراندن نسل قدیم علیه نسل جدید pit اگر به همراه against استفاده بشه معنی شوراندن علیه کسی یا چیزی را

پیشنهاد
٠

شخصی رو با شخص دیگر بد کردن دو نفر رو به جون هم انداختن

پیشنهاد
٠

شخصی رو با شخص دیگر بد کردن دو نفر رو به جون هم انداختن

پیشنهاد
٠

شخصی رو با شخص دیگر بد کردن دو نفر رو به جون هم انداختن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخصی رو با شخص دیگر بد کردن دو نفر رو به جون هم انداختن

پیشنهاد
٠

شخصی رو با شخص دیگر بد کردن دو نفر رو به جون هم انداختن

پیشنهاد
٠

شخصی رو با شخص دیگر بد کردن دو نفر رو به جون هم انداختن

پیشنهاد
٠

شاگردان کلاس اول مدرسه ی ما زنگ های تفریح مسابقه دو می دادند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من دارم توی امتحانات {درسی} ام رد می شوم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من دارم توی امتحانات {درسی} ام رد می شوم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو بیمار روانی هستی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو بیمار روانی هستی

پیشنهاد
١

تو سالمی، خدا رو شکر

پیشنهاد
١

به نظر نمیتونم قلق این بازی رو پیدا کنم

پیشنهاد
١

شاید اولش به نظر مشکل بیاد اما خیلی زود قلقشو پیدا می کنی

پیشنهاد
٠

او دیروز خودش را حلق آویز کرد.

پیشنهاد
٠

آنها بنری به روی دیوار چسباندند.

پیشنهاد
٠

صبور باش، اوضاع به زودی بهتر خواهد شد.

پیشنهاد
٠

تیم در حال باختن است، اما باید مقاومت کنند و با تمام قوا بازی کنند.

پیشنهاد
٠

شرایط سختی است، اما اگر مقاومت کنی، از آن عبور خواهی کرد.

پیشنهاد
٠

او بقدری مریض بود که با سرفه اش خلط بالا آورد.

پیشنهاد
٠

آنها زندگی فلاکت بار و مصیبت باری داشتند.

پیشنهاد
٠

بعد از یک شب بیخوابی احساس بسیار بدی دارم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهسازی خاک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گهواره بچه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهد و خاستگاه دموکراسی

پیشنهاد
٠

زن سر مرد را در بغل گرفت.

پیشنهاد
٠

کودک در گهواره اش در آرامش استراحت کرد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرفتن نمونه خون drawing در معنای گرفتن

پیشنهاد
٠

یه نسیم ملایم بعدازظهر تابستونی رو خنک کرد. breeze ( آب وهوایی – توصیفی ) : نسیمی ملایم و دل پذیر