پیشنهادهای شاه حسینی (٢٨)
همون جنبش فواحش خودمون
سیاه سوخته
بعضی ها معال های اشتباه میگن لایک زیادی هم میگیرن فقط یه مفهومی رو میگن مخاطب هم سریع همونو قبول میکنه و وارد لاینر میکنه لطفا معادل های بسیار دقیق ر ...
معنی نقاشی هم میده مثل قدیما که کاغذ میذاشتیم رو سکه و با مداد و خودکار میکشیدم روش عکس سکه ایجاد میشد.
دندانه
انقدر بدم میاد یکی میاد میگه دقیقا معادل Think میشه و . . . کسی میاد اینجا دنبال معادل دقیق میگرده نه یه مفهوم کلی. همین کارهارو می کنید که دایره دست ...
to cover something thickly with a substance that then dries out
مسلط
هول هولکی دنبال راه حل گشتن به در و دیوار زدن دستپاچگی
keep up with the Joneses با هم دیگه میاد اصطلاحه به معنی چشم رو هم چشمی
معنی هزینه کردن هم میدهد مثلا پولهای که برای ماشینم هزینه کردم . . .
جمع کردن دقیق ترین معادلشه مثلا من مقداری پول جمع کردم مثلا اتاقت رو جمع کن مثلا اگر فلان کارو کنی از رو زمین جمعت میکنم و . . .
فکر کنم ۹۰ درصد کسانی اینجا میان معنی این کلمه رو میدونن فقط میخوان ببینن معنی دیگه ای هم میده؟ که باید گفت بله معنی پذیرفتن و باور کردن هم میده
گلوگاه و خرتناق معادل های خوبی هستن. مثلا طرف تا خراتناقش غذا خورده یا از گلوگاه مسیر باید عبور کنیم
فضایی مثلا قیمت ها در ایران به شکل فضایی بالا رفته مثلا فساد اخلاقی در آمریکا به شکل فضایی گسترش پیدا کرده
نامطلوب
حتی یکبار هم
آفتاب گیر نورگیر
پالس های طوفان ( لحظه شدید شدن موقتی طوفان )
نشستن یا لم دادن لبه هرچیزی مثل میز و پنجره و . . .
stumble به معنی زمین خوردن و سبک تر از fall به معنی سقوط هستش
پروژه و کاری کوتاه مدت که توسط یک یا چندنفر با هدف کسب پول و منفعتی انجام می شود.
خیلی مهمه که معادل های دقیقی تو فارسی برای کلمات شبیه به هم انتخاب بشه که دایره دسترسی به لغات رو افزایش بده بهترین معادل فارسیش میتونه "با این وضعیت ...
درسته که مفهومش میشه فی البداهه اما معادلش در فارسی میشه ( سرهم کردن, یه کاریش کردن ) برای مثال. برنامه ای برای ساخت قایق و فرار از جزیره نداریم ام ...
بهترین معادل فارسیش = گودال
به معنی کنار گذاشتن چیزی یا کسی lay something/someone off برای مثال سیگار را کنار گذاشتم یا شرکت ما را کنار گذاشت ( تعدیل نیرو کرد )
فکر کنم معنی "سه گانه واحد" از همه ساده تر و دقیق تر باشه به مفهوم همون یک روح در سه بدن
معنی غرق شدن در چیزی را میدهد These technologies are enhancing gaming immersion این فناوری ها غرق شدن در بازی را افزایش می دهند.