تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همون جنبش فواحش خودمون

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیاه سوخته

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بعضی ها معال های اشتباه میگن لایک زیادی هم میگیرن فقط یه مفهومی رو میگن مخاطب هم سریع همونو قبول میکنه و وارد لاینر میکنه لطفا معادل های بسیار دقیق ر ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

معنی نقاشی هم میده مثل قدیما که کاغذ میذاشتیم رو سکه و با مداد و خودکار میکشیدم روش عکس سکه ایجاد میشد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دندانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

انقدر بدم میاد یکی میاد میگه دقیقا معادل Think میشه و . . . کسی میاد اینجا دنبال معادل دقیق میگرده نه یه مفهوم کلی. همین کارهارو می کنید که دایره دست ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to cover something thickly with a substance that then dries out

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسلط

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هول هولکی دنبال راه حل گشتن به در و دیوار زدن دستپاچگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

keep up with the Joneses با هم دیگه میاد اصطلاحه به معنی چشم رو هم چشمی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی هزینه کردن هم میدهد مثلا پولهای که برای ماشینم هزینه کردم . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

جمع کردن دقیق ترین معادلشه مثلا من مقداری پول جمع کردم مثلا اتاقت رو جمع کن مثلا اگر فلان کارو کنی از رو زمین جمعت میکنم و . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

فکر کنم ۹۰ درصد کسانی اینجا میان معنی این کلمه رو میدونن فقط میخوان ببینن معنی دیگه ای هم میده؟ که باید گفت بله معنی پذیرفتن و باور کردن هم میده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گلوگاه و خرتناق معادل های خوبی هستن. مثلا طرف تا خراتناقش غذا خورده یا از گلوگاه مسیر باید عبور کنیم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فضایی مثلا قیمت ها در ایران به شکل فضایی بالا رفته مثلا فساد اخلاقی در آمریکا به شکل فضایی گسترش پیدا کرده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامطلوب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

حتی یکبار هم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آفتاب گیر نورگیر

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

پالس های طوفان ( لحظه شدید شدن موقتی طوفان )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشستن یا لم دادن لبه هرچیزی مثل میز و پنجره و . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

stumble به معنی زمین خوردن و سبک تر از fall به معنی سقوط هستش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پروژه و کاری کوتاه مدت که توسط یک یا چندنفر با هدف کسب پول و منفعتی انجام می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

خیلی مهمه که معادل های دقیقی تو فارسی برای کلمات شبیه به هم انتخاب بشه که دایره دسترسی به لغات رو افزایش بده بهترین معادل فارسیش میتونه "با این وضعیت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

درسته که مفهومش میشه فی البداهه اما معادلش در فارسی میشه ( سرهم کردن, یه کاریش کردن ) برای مثال. برنامه ای برای ساخت قایق و فرار از جزیره نداریم ام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بهترین معادل فارسیش = گودال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به معنی کنار گذاشتن چیزی یا کسی lay something/someone off برای مثال سیگار را کنار گذاشتم یا شرکت ما را کنار گذاشت ( تعدیل نیرو کرد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فکر کنم معنی "سه گانه واحد" از همه ساده تر و دقیق تر باشه به مفهوم همون یک روح در سه بدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی غرق شدن در چیزی را میدهد These technologies are enhancing gaming immersion این فناوری ها غرق شدن در بازی را افزایش می دهند.