پیشنهادهای کَّۆگِ تاراز (١,١١٧)
لری بختیاری
لری بختیاری چَلcgawl، لَسمlasm:فلج
لری بختیاری دای، چَژ:داغ
خرم آباد شهری کهن و لر نشین که در عهد کهن ایلامی خایدالو نام داشت
لرستان فقط یک استان نیست بلکه تمامی اراضی لر نشین یعنی از کرمانشاه و خانقین و بغداد و خرم آباد و اراک و همدان گرفته تا لار و دشتستان و دیلم و گناوه و ...
در اصل قلیوند است که در لهجه ی زبان لری ق به ک مبدل شده است از ایلات لر شمالی
لری بختیاری گین:جان
از بزرگترین ایل های قوم لر برویی زایار لر
اندیمشک شهری تماما لر نشین که در زمان هخامنشیان و ساسانیان از شهر های آباد بوده و نام آن نیز شهر لر بوده است
در اند. کلا این واژه به صورت کنایه ای به کار میرود و استعاره از دانا و دانشمتیاری ها متداول میباشد
ی به معنای دانا و دانشمند است
در زبان پارسی پهلوی واژه ی آناپیرا بدست آمده که برخی از محققان آاشد
لری بختیاری پَریسپَparispa:دیوار
لری بختیاری ماناکی:شباهت
ایل بزرگ خداوند با چند طایفه و چندین تیره از ایلات اصیل لر در تهران، البرز و لرستان برویی زایار لر
از بزرگان یارسان که اشعاری با زبان لری لکی سروده است.
لری بختیاری واوَنگ: پژواک
لری بختیاری سُپوختِن: تجاوز کردن
لری بختیاری ویژال بَلگ:مدرک، سند
لری بختیاری اَویزَندِنیدِن: تضمین اَویزَندِنا: ضامن
wata:پل صراط
لری بختیاری زَوَینیدنzawayniden:دعا کردن زَوَیzaway:دعا زَوَیناawayna:دعا کننده کنایه از پیرزن
لری بختیاری آیَفتayaft:مراد، منظور، مقصود
لری بختیاری ایوَنَهiwanah:ساقه
لری بختیاری اینوکینinukin
لری بختیاری ایوَرiwar:حتما، قطع به یقین
nal: عناصر
لری بختیاری آهِنژایahengay: جاذبه
لری بختیاری آمراamra:انبه
لری بختیاری آوَنی:باقی، بقیه
لری بختیاری باییbaii، بازیگbazig:بازو
لری بختیاری دُوdow:وعده دُویهْdowih:موعد دُوگَسdowgas:وعده گاه
لری بختیاری رود:فرزند، ولد رودَل یا رودیَل: فرزندان، اولاد
لری بختیاری پیایرَوpiayraw، کُهرومُو، ایروار:قهرمان
گیوه یک پاپوش که مخصوص لرها است هر قومیتی که گیوه داره از فرهنگ لری اقتباس کرده عکس های قدیمی گواه گوی این ادعاست
از ایلات اصیل لر کوچک ساکن در همدان، ایلام، لرستان
از ایلات لر در لرستان
از ایلات لر در لرستان
کوروش شاهی پارسی که در خاک بختیاری دیده به جهان گشود کوروش بزرگ شاهی از تبار پارسی و لرها ایلامی اند. کورش در خاک بختیاری متولد و پرورانده شد و با کم ...
لری بختیاری آگِر، دیلَغ: آتش
لری بختیاری چَو ( chaw ) ، سول ( sul ) ، هِوالَ ( hewala ) :خبر چَوَل، سولَل، هِوالَل:اخبار
آسمان واژه ای کاملا پارسی است معادل آن در زبان لری بختیاری میشود اَسمَنَasmanah که در اوستایی نیز همینگونه می باشد یا آزتِمُوaztemowکه در پهلوی آزمان ...
طبق گفته ی خاورشناسان جدید و قدیمی، اسناد و منابع تاریخی داخلی و خارجی، دانشنامه های مطرح دنیا مانند بریتانیکا و. . . زبان های لری به سه دسته تقسیم م ...
لری بختیاری کُر، کَئُفَ ( kaofa ) :کوه چُگا ( choga ) ، مُلَّ ( molla ) :تپه
لری بختیاری رَشنو ( rashnu ) :عادل
لری بختیاری مِیَزدَ ( meyazda ) :نذر
لری بختیاری وُلاوِلی ( volaveli ) ، سُنجی ( sonji ) :ماساژ
لکی خرده فرهنگ پارسی نیست بلکه از ایلات قوم لر می باشد به اندازه ی کافی سرزمین لرستان و بختیاری و کهگیلویه رو تجربه کردید که به سراغ لکستان نیابت لکس ...
در پاسخ به ایران پور بفرمایید زبان یعنی چه؟احمقانه کاریست که هیچ ربطی به فرد نداشته باشه و ندانسته حرفی بزنه! زبان لکی از زیر مجموعه های زبان ها، گوی ...
پراکندگی ایلات لر در عراق استان دیاله، میسان، بغداد، کرکوک، حلبچه، اربیل، سلیمانیه و دهوک. زبان های رایج لر ها در عراق لری بغدادی، لری فیلی و لری بخ ...